امتیاز موضوع:
  • 81 رأی - میانگین امتیازات: 3.16
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت
#1
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند وزندگی را یک مسابقه دو می دانند ومی خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند ومتوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند واگرهم برسند ناگهان خودرا در پایان خط می بینند.درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است.آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت وفرصت وزمانی که ازدست رفته وبه دست نخواهد آمد. ... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتردوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم. دوستدارتو بابالنگ دراز
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نامه يك معتاد محترم به اينترنت و تلويزيون Gharibe 4 1,494 1391-6-25، 03:41 عصر
آخرین ارسال: dayana
  نامه ی یک دختر ب همسر اینده اش narges 2 1,255 1391-1-23، 03:47 عصر
آخرین ارسال: dayana
  نامه ی مادر غضنفر به غضنفر احمدرضا 1 1,623 1390-6-17، 08:41 صبح
آخرین ارسال: pariaaa
  نامه پيرزن به خدا ali 3 1,548 1390-1-25، 11:38 صبح
آخرین ارسال: hamid1

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان