امتیاز موضوع:
  • 93 رأی - میانگین امتیازات: 2.84
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انشای یک بچه دبستانی درباره عزدواج...!!!!
#1
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک

زن خوب!!! می گیرم.

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است !!!

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من معتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود!! ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.!

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.عکس

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.عکس

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند!
پاسخ
#2
خوش بحالش
پاسخ
#3
سلااااااااااااااااااااام خيلي قشنگ بود خوشم اومد و كلي خنديدم مر300000000000000000000 !!!!!!!!!!!!!!!!11
Heart عاشقی ممنوع Heart
پاسخ
#4
کاش توبزرگیشم همین قدر بامزه باشه خیلی قشنگ بود
گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تاتو بارها بگویی خدای منHeart
پاسخ
#5
خیلی قشنگ بود ولی ی بحث غیر اخلاقی هم داشت .
گروهی از اقایان به داشتن خانم زیادی علاقه ی شدیدی دارند / اگه این مطلب را بخونند فکر میکنم 24 ساعت دیگه کارهای خوب انجام میدند .
زندگی بدون عشق همانند قولی است که به ان عمل نشده باشد .
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  درباره ی مهره مار چه میدانید؟ zarinnjan 0 57 1397-4-12، 10:26 صبح
آخرین ارسال: zarinnjan
  درباره عجایب هفتگانه کشور پهناور روسیه حلما93 0 64 1397-4-3، 10:36 عصر
آخرین ارسال: حلما93
  درباره تایلند gashtenavid 0 326 1393-12-3، 10:58 صبح
آخرین ارسال: gashtenavid
  [تولید انجمن] شعری درباره سربازی رفتن من و احسان Gharibe 7 4,372 1393-6-28، 03:44 عصر
آخرین ارسال: mohammad174
  انشای دانش اموز کلاس دوم دبستان ADMIN 3 1,220 1391-11-17، 11:46 عصر
آخرین ارسال: ~~sara~~
  انشائی درباره یک لقمه نان حلال محمدی پور 1 927 1391-9-8، 02:26 عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  جوک درباره لاک پشت ها Gharibe 0 2,575 1389-12-28، 05:44 عصر
آخرین ارسال: Gharibe

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان