امتیاز موضوع:
  • 245 رأی - میانگین امتیازات: 2.98
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تولید انجمن جملات عاشقانه
#1
Heart 
برای شما بهترین ها رو می خوام جمع کنمHeart

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت

سوختم،خاکسترم آتش گرفت

چشم وا کردم،سکوتم آب شد

چشم بستم،بسترم آتش گرفت

در زدم،کس این قفس را وانکرد

پر زدم،بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید

آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان

دستهایم،دفترم آتش گرفت

اونائی که ما عاشقشون هستیم هیچ وقت از ما دور نمیشوند
هر روز کنار ما راه میروند اما دیده نمیشوند … شنیده نمیشوند
و هنوز نزدیک و هنوز عاشق … هنوز دلتنگ و خیلی عزیز

بنویس با خط الماس ، رو تن نازک شیشه،که بدون نور چشمات،شب من سحر نمیشه
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
#2
تنهایی

کبوتری‌ستْ جَلد

هرچه می‌پرانمَ‌ش

دوباره بازمی‌گردد به خانه‌اَم
عشق یعنی با غم الفت داشتن / سوختن با درد نسبت داشتن

عشق در یک جمله یعنی انتظار / انتظار روز رجعت داشتن
چه‌قدر ریاضی را نمی‌فهمم!

هرچه حساب می‌کنم

روویِ تخته سیاهِ چشم‌هات

باز کم می‌آورم
چقدر خوبه ادم یکی
را دوست داشته باشه
نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه
نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه به خاطر اینکه
تنهاست و نه از روی اجبار بلکه
به خاطر اینکه اون شخص
ارزش دوست داشتن رو داره
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک میریزد
زندگی به رنج کشیدنش می ارزد
بارونو دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی
وقتی که بارون میباره
بارونو دوست دارم هنوز
بدون چتر و سرپناه
وقتی که حرفای دلم
جا میگیرند توی یه آه

شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون

بارونو دوست داشتی یه روز
تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما
مرداد داغ دست تو
بارونو دوست داشتی یه روز
عزیز هم پرسه ي من
بیا دوباره پا به پام
تو کوچه ها قدم بزن

شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
#3
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
مرا بنویس

در سطر اول

روزهایی که طعم گیلاس را دلگیر شدی

من هم تو را می‌نویسم

سپید

سر تاسر سپید

میان سر و رویم

تا زمستان باورت شود.
من کفر نمی گویم
من فقط می ترسم...
تو باشی، نمی ترسی؟
وقتی اجابت هیچ دعایی را
به چشم نمی بینی؟
قلمت را بردار

و برای دل شب باز نویس

که اگر خسته نوشتم در شب

از سر غصه ی تاریکی نیست

روزگارم لبریز ... از تمامیت نور ...

دیدگانم بیدار

دل من بس غمگین ... دل من غمناک است

و اگر بیدارم

درگذر از همه شبها ... هرشب ...

... کوچه ها خسته و بیدار زده

همدمم خواهد بود...

ماه و مهتاب کنار دل من

و به همپائی هر نقطه ز نور

در دل شب زده ی غمناکم

هم سخن گشته دلم...

با گل و کوکب و مهتاب و نسیم

آه افسوس ولی...

کس دراین خلوت تنهای سکوت

همصدا با من و با قلبم نیست!

کوچه هم بس تنها ...
کسي ديگر نمي کوبد در اين
خانه ي متروک ويران را کسي ديگر نمي پرسد چرا تنهاي تنهايم .و من چون شمع مي سوزم و ديگر هيچ از
من نمي ماند و من گريان و نالانم و من تنهاي تنهايم درون کلبه ي خاموش خويش اما کسي حال من غمگين نمي پرسد
.و من درياي پراشکم که توفاني به دل دارم درون سينه ي پرجوش خويش اما کسي حال من تنها نمي پرسد .
و من چون تک درخت زرد پائيزم که هر دم با نسيمي مي شود برکي جدا از او و ديگر هيچ از من نمي ماند
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz
#4
خيلي سخته كه دلي روبا نگات دزديده باشي

وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني
ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي اما

وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه

چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه

خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz
#5
رهایی

گاهی برای رهایی ؟ سفر باید کرد ...


گاهی برای تنهایی ؟ در جمع باید بود ...


گاهی برای عشق ؟ دوست فقط باید داشت ...


گاهی برای بودن ؟باید رفت ...


گاهی برای ماندن؟باید تحمل کرد...


عشق یعنی نرسیدن !


گاهی برای عاشق شدن؟ فقط باید دوست داشت...


گاهی برای زندگی کردن؟کمی باید مرد...

شنیده ام زمانی که فرشته ای می گرید...
در گوشه ای از این دنیای بزرگ قلب پاکی شکسته است..
و اشکهای فرشته چکه چکه بر زمین می نشیند تا همه بدانند ،


امروز قلب پاکی شکسته است.........
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz
#6
من آن نی خشکم بر لب های ناپیدایی
که قصه فراق را در من می دمد
و خاطره ای از روزگار وصل خویش
از عمق دور و ومجهول دورن خاموشم
آشنا و شور انگیز سر بر می دارد
و جان سرد و غمگینم را
گرم و شاد
در آغوش می فشرد.
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz
#7
خورشید مردّد است کمرنگ شده هر چیز که دست می زنم سنگ شده

انگار که حال و روز دنیا خوش نیست شاید که دلت برای من تنگ شده
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شودHeart
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شودRolleyes
تـن تـو آهـنگی است

و تـن من کلمه ای است

که در آن می نـشیند

تا نـغمه ای در وجود آیـد

سروده ی که تـداوم را می تـپد

در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست

قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.

و در سکـوتـت همه صداها

فـریـادی که بـودن را

تـجربـه می کـند.

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

انقدر دورم ز تو دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده




کاش می شد

دل تنهایم را

نوک کوهی ببرم

یا به دری آویزم

یا برایش قبایی بخرم

همچون سنگ

تا که هر لحظه نگردد دلتنگ

تا که دائم نزند بر من چنگ

یا کند روز خدا را با شبش در یکرنگ

کاش می شد،

اما .... گله ای نیست

لحظه هایم همه شیرین است

من قناعت دارم

و به این جنگ عادت ...
می خواهم برای خاطره ها٬

خاطره ای خوش باشم ...

و برای تنهایی

کابوسی هولناک ...

می خواهم برای آسمان شبی باشم پر از ستاره

و برای خدا صبری پر از سکوت ...

می خواهم همدمی برای نوشته هایم باشم

و غریبه ای آشنا برای تو ...

همیشه اصل بر این بوده است

دل در برابر دل ...
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz
#8
من یاد گرفته ام …
دوست داشتن دلیل نمی خواهد …
ولی نمی دانم چرا …
خیلی ها …
و حتی خیلی های دیگر …
می گویند :
این روز ها …
دوست داشتن
دلیل می خواهد …
و پشت یک سلام و لبخندی ساده …
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده …
دنبال گودالی از تعفن می گردند …
دیشب …
که بغض کرده بودم …
باز هم به خودم قول دادم …
من سلام می گویم …
و لبخند می زنم …
و قسم می خورم …
و می دانم …
عشق همین است …
به همین ساده گی …
سيب سرخي را به من بخشيد و رفت
عاقبت بر عشق من خنديد و رفت
اشک در چشمان سردم حلقه زد
بی مرووت گريه ام را ديد و رفت
هر چي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن
هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن
هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن
هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميکنن
هر چي آرومتر باشي فکر ميکنن آدم ضعيفي هستي
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz
#9
کسي ديگر نمي کوبد در اين خانه ي متروک ويران را

کسي ديگر نمي پرسد چرا تنهاي تنهايم
.و من چون شمع مي سوزم و ديگر هيچ ازمن نمي ماند
و من گريان و نالانم و من تنهاي تنهايم
درون کلبه ي خاموش خويش
اما کسي حال من غمگين نمي پرسد
.و من درياي پراشکم
که توفاني به دل دارم
درون سينه ي پرجوش خويش
اما کسي حال من تنها نمي پرسد .
و من چون تک درخت زرد پائيزم
که هر دم با نسيمي مي شود برگي جدا از او و ديگر هيچ از من نمي ماند
صدا كن مرا
صدا كن مرا.
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
كه در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراك یك كوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌كرد.
و خاصیت عشق این است.

كسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت كنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربك‌های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می‌كنند.
بیا آب شو مثل یك واژه در سطر خاموشی‌ام.
بیا ذوب كن در كف دست من جرم نورانی عشق را.

مرا گرم كن
(و یك‌بار هم در بیابان كاشان هوا ابر شد
و باران تندی گرفت
و سردم شد، آن وقت در پشت یك سنگ،
اجاق شقایق مرا گرم كرد.)

در این كوچه‌هایی كه تاریك هستند
من از حاصل ضرب تردید و كبریت می‌ترسم.
من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی كه خاك سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز كن مثل یك در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب كن زیر یك شاخه دور از شب اصطكاك فلزات.
اگر كاشف معدن صبح آمد، صدا كن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت
حكایت كن از بمب‌هایی كه من خواب بودم، و افتاد.
حكایت كن از گونه‌هایی كه من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری كه چرخ زره‌پوش از روی رویای كودك گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراكی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.

و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش استوا گرم،
تو را در سرآغاز یك باغ خواهم نشانید.
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz
#10
یه ترانه هس تو قلبم که هنوز نخونده مونده
فکر خوندن یه حرفش همه عمرم رو سوزونده
تا حالا هر چی که داشتم ، سر خوندنش گذاشتم
صد دفه شکستم اما رو ترانه پا نذاشتم


اگه اون ترانه باشه ، هیچ دلی تیره نمی شه
دیگه هیچ نگاه خیسی به افق خیره نمی شه
وقتی اون شعر رو بخونم پرده ها رو می سوزونم
دستا رو به سیب سرخ باغ قصه می رسونم

ای نفس ! تا ته جاده ی صدا حوصله کن !
اون ترانه رو تا فردا با خودت زمزمه کن !
ای ترانه ی مقدس ! مقصد پاک سفر باش !
از تو قلب بی قرارم پر بگیر ! معجزه گر باش !


ببین آغوش امیدم رو به تصویر تو بازه
گوش بده ! حتی خیالت واسه من ترانه سازه
بیا تا قالی کهنه دوباره به گل بشینه
بیا تا چشمای خیسم این شکفتن رو ببینه


بیا تا صدا سکوت کهنه رو نکرده باور
بیا تا این دل خسته نزده بیه سیم آخر
ای نفس ! تا ته جاده ی صدا حوصله کن !
اون ترانه رو تا فردا با خودت زمزمه کن !
مقدار قابل ملاحظه ای از وقت خود را با کسانی بگذرانید که در زندگی برای شما بیشترین اهمیت را دارند و نگذارید که در طول این مدت کسی مزاحمتان شود
درسكوتم هميشه توحاضري،ومن هميشه به يادت سرشارازسكوتم!
قشنگترین غزلم را برای شب چشمان تو گفتم تو نیز قشنگترین لبخندت را برای لحظه دیدار نگه دار
آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا؟

بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟



نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟



عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟



آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟



وه که با ابن عمر های کوته بی اعتبار

این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟



ای شب هجران که یکدم این دوچشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا؟



شور فرهادم به پرسش سر بزیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا؟



در جفای هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟



شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت می روی تنها چرا؟
به یادت آروز کردم که چشمات اگر تر شد به شوق آرزو باشد . نه تکرار غم دیروز .
نفس کشید شهر وپرکشید پرنده بی تاب از قفس

ما شب را با قطرات باران و ترانه بدرقه حواهیم کرد

رنگین کمان امید در میدان دید ماست

وفرش نگاه تمام قلب های عاشق میعاد گاه گامهای ما

فر دا که سپیده سر بزند از ستیغ البرز
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ
 سپاس شده توسط میثم ، hamraz ، ADMIN


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اس ام اس خاطره های عاشقانه و غمگین sana 0 99 1394-6-18، 08:35 عصر
آخرین ارسال: sana
  اس ام اس فلسفی و جملات قصار زیبا melika 0 84 1394-6-15، 09:37 صبح
آخرین ارسال: melika
fjump اس ام اس عاشقانه 93 سلما 1 412 1394-2-19، 12:24 عصر
آخرین ارسال: saharrahin
Rainbow پیامک عاشقانه امام خامنه ای به امام خمینی (ره) >> بسیار جالب ADMIN 0 592 1392-5-17، 01:55 عصر
آخرین ارسال: ADMIN
fjump عاشقانه ترین گروگان گیری!!! hamraz 3 1,477 1392-2-23، 08:46 صبح
آخرین ارسال: sarah
Heart عاشقانه های همراز . . . hamraz 178 14,770 1392-1-18، 11:35 صبح
آخرین ارسال: sarah
fjump اس ام اس های عاشقانه جدید 1376-mahdi 2 1,152 1392-1-3، 09:06 صبح
آخرین ارسال: 1376-mahdi
Heart عاشقانه ~~sara~~ 6 1,378 1391-11-23، 08:24 عصر
آخرین ارسال: ~~sara~~
Heart جملات پشت كاميون ~~sara~~ 0 1,070 1391-11-16، 12:17 صبح
آخرین ارسال: ~~sara~~
  عاشقانه ~~sara~~ 2 1,190 1391-11-9، 04:33 عصر
آخرین ارسال: dayana

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان