امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

در جنگ چند بار روی مین خوابیده شد؟

#1
مدتی است درفضای مجازی ؛ازجمله وبلاگهای شخصی؛سایتهای ارزشی و شبکه های اجتماعی داستانکهای پر سوزوگدازی از(داوطلبانه رفتن روی مین یا سیم خاردار)؛ در شبهای عملیات توسط رزمندگان اسلام  به چشم می خورد که ضمن بازی بااحساسات پاک و بکر جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامی که روزهای حماسه و دفاع را ندیده اند ؛ نه تلویحا بلکه تحقیقا این سئوال را در ذهن این عزیزان و حتی بعضی بزرگسالان ماکه توفیق حضور در جبهه را به هر دلیلی ؟! نداشته اند ؛ ایجاد می کند که :مگر این جنگ صاحب و سامان نداشته است؟ این همه بی برنامه گی و غافلگیری برای چه؟ پس ادعای بنیانگذاری واحد اطلاعات عملیات و تیمهای شناسایی در لشکرها و تیپهاو سایر ردههای سپاه توسط شهیدحسن باقری چیست ؟آیا پیش از عملیات هیچ طرحریزی و شناسایی از منطقه عملیاتی انجام نمی شده ؟ و ...... 

متاسفانه این داستانکهای بی سند و پشتوانهءمتقن توسط بسیاری از کاربران فضای مجازی که ادعای ارزشی بودن و دفاع از ارزشها و ترویج و نشر ارزشهای دفاع مقدس را می نمایند!بارها بازنشر داده شده و هیچگاه منبع و ماخذ آن ذکر نگردیده ؛ازکلیه همسنگران تقاضادارم یادرنقل اینگونه مطالب سند ارائه نمایند و یااز بازنشر خودداری نمایند و خودرادر معرض تحریف حقایق دفاع مقدس قرار ندهند ؛در تفسیر المیزان/ج6/ص155 از امام باقر (ع) نقل شده که فرموده: إذا حدثتکم بشیئ فاسئلونی عنه من کتاب الله *ترجمه: وقتی حدیثی برای شما نقل کردم در باره سابقه آن در کتاب خدا از من بپرسید.
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#2
ویدوی شهید سلیمانی در این باره را ببینید
http://bayanbox.ir/info/5264664995158021867/haj-qasem
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#3
شرح تصویر:عراق، محور پاسگاه زید/۲۷ تیر ۱۳۶۱. نیمه شب یکشنبه ۲۷ تیرماه، گردان های درگیر در مرحله ی دوم عملیات رمضان دوم عملیات رمضان از تعدادی نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند.-پیکر بسیجیانی که شب گذشته در منطقه عملیاتی رمضان هنگام عبور از میدان مین به شهادت رسیده اند – پاسگاه زید-عکاس:علی فریدونی
* بدون توضیح اضافه توجه شما علاقه مندان به فرهنگ و ارزشهای ناب دفاع مفدس را به چند نمونه ازاین داستانکها جلب میکنم ؛ قضاوت با خود شماست :
نمونه1- پشت در اتاق صف کشیده بودند. پیرمردها یک طرف، جوان هاهم یک طرف. صدا به صدا نمی رسید. مسئول ثبت نام گیج شده بود.پیرمردها می گفتند: شما جوانید، هزار و یک آرزو دارید.جوان ها می گفتند: شما زن و بچه دارید...ظرفیت محدود بود. فرمانده گفته بود: اگر شب تو عملیاتبه میدان مین خوردیم، تا قبل از اینکه آفتاب بزند باید معبرباز شده باشد...قرار شده بود کسانی که داوطلب رفتنبر روی مین هستند ثبت نام کنند...
نمونه2- پشت میدون مین زمین گیر شده بودند.چند نفر داوطلب رفتن معبر باز کنن،یکیشون حدود ۱۵ سالش بود،چند قدم که جلو رفت برگشت،فکر کردند ترسیده.پوتیناشو داد به یکی از همرزماش،گفت تازه از تدارکات گردان گرفتم،حیفه بیت الماله!!!پا برهنه رفت روی مین.....
نمونه3- شب عملیات رمضان پشت میدان مین، سپاه ایران زمین گیر میشود از 150نفر داوطلب 20نفر انتخاب میشوند باگذشتن از میدان مین راه برای عبور بقیه باز شود بیست نفر نوبتی روی زمین غلط میزنن تا راه باز شود این عکس صبح همان شب است. امروز اگه امنیت داریم و اونور مرزامون گله ای سر میبرن واسه شیرجوونای دیروزه که چنین حماسه هایی خلق کردند
Amaliat-Ramazan-2
نمونه4- گفتیم کی داوطلب میشه راه رو باز کنه تا بتونیم عبور کنیم ؟ چندتا از رزمنده ها داوطلب شدند تا راه رو باز کنند ...وقتی میخواستند راه باز کنند میدونستند که زنده نمی مونند . چون با انفجار هر مین دست ، پا ، سر ، بدن یک جا متلاشی میشود !داوطلب ها پشت سر هم راه افتادن برای باز کردن راه ... صدای مین می آمد .همین زمان متوجه شدم یکی داره بر میگرده !گفتم شاید ترسیده ! بالاخره جان عزیزه و عزیزی جان باعث شده برگرده...گفتم خودمو نشون ندم شاید ببینه خجالت بکشه !بعد چند دقیقه متوجه شدم یکی داره میره سمت محل مین گذاری شده.. رفتم سمتش گفتم وایسا کجا میری ؟ گفت دارم میرم محل مین گذاری شده دیگه !!گفتم تو جزو کسائ بودی که داوطلب شده بودند چرا برگشتی ؟!گفت : آخه پوتینم نو ( تازه) بود خواستم اونو در بیارم با جوراب برم و بیت المال حیف و میل نشود . اون پوتین بمونه یکی دیگه ازش استفاده کنه...!!!قابل توجه مسئولان کشور ! یک روز یک جائی جواب گوی این اشخاص خواهید بود ! کار نکنید اون روز خجالت زده باشید .
نمونه5- راه برای خط مقدم بسته بود، همه پشت میدان مین بودند وفرمانده دنبال داوطلبی برای باز کردن راه بود.نوجوانی که سنی بیشتر از 16.15 نداشت آمد. خسته بود اما در پی تلاش عطش از لبان خشکش داد میزد آری او داوطلب بود که بر روی مین هایی که انتظار یک قدم او را می کشیدند.چند قدمی را به طرف میدان مین رفت ایستاد با کمی مکث بر گشت ..........
آیا او ترسیده بود . نه او برگشت و پوتین هایش را در آورد و به رزمنده ی دیگر که با او کمی صمیمی بود دادوبه او گفت: ( بگیر این پوتین ها مال بیت المال است کس دیگری میتواند آن ها را بپوشد)او برگشت و به طرف میدان مین رفت
نمونه6- فرمانده: خوردیم به میدان مین داوطلب میخوام بره رو مین .. گردان صدو پنجاه نفره همه دستاشون بردن بالا .. فرمانده گفت: من یه نفر میخوام..اما کسی دستش پایین نیومد.فرمانده گفتقرعه کشی میکنیم..قرعه کشی کردن اسم یه بسیجی نوزده ساله در اومد..توی گردان یه پیرمرد مسن هم بود فرمانده نظرشبه این پیرمرد بود که بره روی مین به پیرمرد گفتاما پیر مرد جواب داد من نمیرم اسم این جووندر اومده اون باید بره اصلا زیر بار نرفت ..جوون رفت خودش پرت کرد روی مین راه باز شدهمه از روش رد شدن غیر از اون پیر مردگفتن بیا دیر شد چرا نمیای؟دیدن پیرمردنشستکنار جنازه اون جوونبه فرمانده گفت من باید این جوون برگردونمفرمانده گفت چرا؟گفت: این پسرمه مادرش منتظره باید ببرمش.
نمونه7- داستانک 6 به روایت دیگر(بجای مین سیم خاردار } : برای رد شدن از سیم خاردار باید یک نفر روی سیم خاردار می خوابید تا بقیه از روش رد بشن داوطلب زیاد بود قرعه انداختند افتاد بنام یک جوان همه اعتراض کردند الا یک پیرمردگفت چکار دارید بنامش افتاده دیگهعجب پیرمرد سنگدلیدوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان؛جوان بدون درنگ خودش رو انداخت روی سیم خاردار در دلها غوغائی شدبچه ها گریان و با اکراه شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوان همه رفتند الا پیرمردگفتند بیاگفت: نه  شما برید من باید بدن پسرم رو ببرم برای مادرش ؛ مادرش منتظره
 
Iram-War-5
نمونه8- رسیدیم به جایی که دشمن سیم خاردار کشیده بود. فرصت نبود که سیم خاردارها رو باز کنیم. مونده بودیم که چیکار کنیم . یه لحظه احساس کردم اتفاقی افتاد. نگاه کردم دیدم یکی از رزمنده ها خودش رو انداخته روی سیم خاردار و بچه ها رو قسم میده که از روی بدنش رد بشن و برن جلو تا عملیات به تعویق نیفته. بچه ها با اصرار او رد شدند و گوشت و پوست این رزمنده ی دلاور به سیم خاردار دوخته شد.
Iram-War
*نکته قابل توجه در این نوع داستانکها و انواع مشابه آن تحریک احساسات مخاطب ؛ داشتن تم یا زمینه مشترک و بدون آدرس و مشخصات بودن سند و منبع و ماءخذ این روایات هست و هرکسی هم بنا به ذوق و سلیقه خود مقداری شاخ و برگ و فاکتورهای دلسوزانه آنها را بیشتر و کمتر کرده است .
 *نکتهءقابل تامل اینکه این چه میدان مین یاسیم خارداری است که فقط مشکلش با یک نفر حل می شود؟مگربطورمتوسط قدیک جوان 15-16ساله بیشتراز170سانتیمتراست ؟اگراطلاعات دقیق از عرض میدان دارند که احتیاج به این نوع ریسک نمی باشد!پشت میدان مین زیر دید دشمن ودرتاریکی شبهای عملیات بین 300-400 نفر نیروی گردان چطورقرعه کشی می کنند؟و.......
*نکته دیگر اینکه در کتاب خاکهای نرم کوشک به قلم سعید عاکف که روایتگر زندگی سردارشهید عبدالحسین برونسی است می خوانیم که در یکی از عملیاتهاایشان و گردانشان پشت میدان مین گیر می کنند ولی با توسل به حضرت زهرا س وامدادغیبی راه را پیدا می کنند و هیچگاه اقدام به چنین کاری نمی کنند .(تحت عنوان شاخکهای کج شده در صفحات 224-227 کتاب خاکهای نرم کوشک)
من منکر استثنائاتی که امکان دارد در طول 8 سال دفاع و به ندرت اتفاق افتاده باشد نمی شوم ولی اگر چنین اتفاقی هم افتاده باشد ؛ سوای ازاحتمال شهادت نابهنگام تخریب چی پیش از بازکردن یا نشان دادن معبر؛ بیشتر ناشی از سهل انگاری عنصر شناسایی و یا فرمانده گردان بوده و به ایثار گری بی حد و حساب رزمندگان اسلام که در بسیاری از صحنه های نبرد با وجوه باورپذیر و عاقلانه اتفاق افتاده ؛ ارتباطی ندارد. 
برای تبیین این نمونه از اهمال و سهل انگاریها ؛توجه شما را به فایل صوتی سخنان شهید حسن باقری خطاب به فرماندهان و دست اندرکاران عدم الفتح عملیات رمضان در تیرماه سال 61 جلب می کنم ؛ تقاضا دارد حتما و با دقت مستمع باشید , ضمنا مشروح صحبتها را نیز در لینک آدرس ( فلش قرمز ) میتوانید استماع کنید:
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#4
http://www.aparat.com/v/PVyig
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#5
منبع
http://sereh.blog.ir/post/Defaea-2
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#6
https://www.aparat.com/v/IT4Ov
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان