امتیاز موضوع:
  • 64 رأی - میانگین امتیازات: 2.69
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دل را بسپار به خدا
#1
دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن سرسری آمد و رفت
... ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد...
دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد...
یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است...
یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است...
یکی گفت چرا نور این جا کم است
و آن دیگری گفت انگار هر آجرش فقط از غم غصه و ماتم است ...!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم خدایا تو قلب مرا می خری ؟
و فردای آن روز خدا آمد
و توی قلبم نشست
ودر را به روی همه پشت خود بست
ومن روی آن در نوشتم :
ببخشید دیگر برای شما جا نداریم
ازین پس به جز او کسی را نداریم .
زندگي چيدن سيبي است كه بايد چيد و رفت
زندگي تكرار پاييز است بايد ديد و رفت


عکس
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان