امتیاز موضوع:
  • 65 رأی - میانگین امتیازات: 2.83
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عشق چيست؟ كسي ميدونه؟
#1
عشق چی هست؟ چطور بوجود میاد؟ چطوراز بین میره؟ چرا لذت داره؟ چرا عذاب داره؟ چرا تپش قلب داره؟ آیا عشق بیماریه؟ آیا عشق دیوونگیه؟ آیا عشق آدم رو کور میکنه؟
موضوع مهمی که باید بدونید اینه که اصلا عشق چیزی نیست، نبود عشق یه چیزیه و اون چیز ذهنه.
نبود ذهن که اسمش خلسه هست همون عشقه. خلسه زمانی که شخصی نزدیک به مردن هست و خودش رو رها میکنه که بمیره هم بوجود میاد. در زمان زایمان هم مادر به خاطر عشقش به بچش به خلسه میره که باعث میشه بتونه اون درد رو تحمل کنه. خلسه به شکل های دیگه هم میتونه بوجود بیاد که به موضوع اصلی مربوط نیست. زمانی که آدم به هیچ چیز فکر نمیکنه فقط مشاهده میکنه، هیچ قضاوتی نمیکنه در نتیجه همه چیز رو اون طور که هست میبینه. چون خدا چیز بد نیافریده همه چیز رو خوب و زیبا (همونطور که هست) میبینه که این به شخص لذت خیلی زیادی میده. شاید بگید نه، فقط یک شخص رو زیبا میبینه. این طور نیست شاید یک شخص باعث عاشق شدنتون بشه ولی در اون لحظه که اون شخص رو میبینید همه ی توجهتون به همون شخصه اگر به در و دیوار، آسمون، درخت یا هر چیز دیگه به جز انسان های دیگه(چون حالت عشق رو از بین میبرن) نگاه کنید متوجه میشید که اونها هم وقتی در عشق هستید تغییر کردن و خیلی زیبا شدن. اگر در حال حاضر کسی هست که عاشقش هستید وقتی دیدیدش و نزدیکش بودید به آسمون نگاه کنید به درخت ها و دقت کنید همه چیز رو زیبا میبینید.
وقتی شخصی عاشق کسی میشه در اون لحظه متوجه این عشق نمیشه. وقتی از اون شخص دور شد تازه متوجه میشه چه اتفاقی افتاده. چون در اون لحظه ذهن از کار افتاده بوده.
دلیل تپش شدید قلب در عشق فعال شدن شدید چاکرای اوله که باعث تولید آدرنالین میشه و آدرنالین باعث این تپش قلب میشه. شکست عشقی هم یکی از موضوعاتیه که باعث بسته شدن چاکرای اول میشه.
عشق چطور بوجود میاد؟ عشق با دیدن یه صورت زیبا یا اخلاق خوب یا ... به وجود نمیاد. اول عشق به وجود میاد بعد اون چیزی رو که بهش بیشتر توجه دارید دلیل عشقتون میدونید. مثلا به قیافه بیشتر توجه دارید فکر میکنید عاشق قیافه ی طرف شدید. شاید کسی رو دیده باشید که در نگاه اول قیافش براتون عادی بوده باشه ولی بعد از عاشق شدن اون شخص رو زیبا ترین چیز دنیا دیدید.
البته خود قیافه یا چیزای دیگه یه تاسیراتی داره ولی نه در مورد این که عاشق کنه در مورد این که شخص بخواد عاشق بشه. پسر ها از قیافه ای بیشتر خوششون میاد یا میتونه باعث عاشق شدنشون بشه که قیافه یه چیزی تقریبا بین قیافه ی مادرشون در زمان شیر خوارگی شون و خودشون باشه. سلیقه ی آدمها ربطی زیادی به ژنتیک نداره و با چیز هایی که در دوران زندگی مخصوصا نوزادی و کودکی تجربه کردن شکل میگیره. به طور معمول یک پسر که به دنیا میاد بیشترین صورتی که میبینه صورت مادرشه. بعد از اون صورت پدر. و رفتار عاشقانه ی پدر و مادرش باعث میشه از این صورت ها ترکیبی در حافظه شکل بگیره که سلیقه با اون صورت کار میکنه. یک مورد دیگه هم هست در سلیقه که به قرینه بودن دو طرف صورت و تناسب اجزای صورته که مربوط به بحث نیست. بعد ها صورتی رو که به این ترکیب نزدیک تر باشه با صلیقه ی شخص بیشتر جور در میاد.
هیچ شخصی باعث عشق در کس دیگه نمیشه. اگر این طور بود باید در همه عشق ایجاد میکرد نه فقط اون شخص. یه موارد خاص وجود داره که اون هم شخص خودش باعث این موضوع نمیشه باعث میشه افراد دیگه بخوان که عاشقش بشن. شاید باور نکنید ولی تقریبا همه ی عشق ها عمدا به وجود میان.نه کاملا عمدا ولی خواست یا طرز فکر شخص به این موضوع بسیار مربوطه. منبع عشق خود شخص عاشقه در عاشق یک اتفاقی میافته که عاشق میشه نه در معشوق.
عشق چطور از بین میره؟ عشق یک عمری داره که تحقیقات روانشناسان نشون داده عمر عشقی که عاشق به عشقش برسه حد اکثر 18 ماهه. چطور این اتفاق می افته؟ با عادت کردن!
یه مواردی هست که با عشق اشتباه گرفته میشه. بعد میان میگن اینجا عشق عمرش تموم نشده. مثلا دو نفر آدم خیلی مهربونن که به هم خیلی علاقه دارن و با هم خیلی خوبن اینا به هم عادت کردن. شاید هیچ وقت هم عاشق هم نبودن. فقط همدیگه رو دوست دارن.
در عشق هایی که عاشق به عشقش نمیرسه: یا عشق تبدیل به تنفر میشه که مثلا طرف اول بهش گفته بله بعد زده زیر قرار مدار و رفته با یکی دیگه. یا کم کم با گزشت زمان شخص بی خیال طرف شده. یا عشق یکی دیگه جاشو گرفته. یا موارد دیگه. در مواردی خاص افرادی که مازوخیسم دارن ترجیح میدن تا آخر عمر عذاب بکش یا خودشون رو بکشن ولی بیخیال عشق نشن دنبال عشق دیگه هم نرن! اگر جزو این گروه هستید ولی مخالف مازوخیسم داشتنتون هستید. بیخود نظر مخالفتون رو تو قسمت نظرات نزارید. و برید در مورد مازوخیسم تحقیق کنید.
و مهم ترین موضوع که مشکل خیلی هاست اینه که چرا عشق عذاب داره؟ چیزی که خودش نبود یه چیز دیگست چطور میتونه لذت یا عذابی داشته باشه؟ این عشق نیست که لذت یا عذاب داره. این ذهنه که نبودش لذت داره و بودنش عذاب. لذت عشق به خاطر شخصی که عاشقشید نیست به خاطر خلسه ایه که توش هستید. و اما عذاب: کاری که ذهن میکنه اینه: نه تنها دیدن نیمه ی خالی لیوان، حتی خالی دیدن نیمه ای که خوردش! یعنی یه لیوان پر هم که به یه آدم بدید میخورش بعد ناراحته که چرا الان خالیه!
تو اکثر آدمها میتونید اینو ببینید. وقتی یه چیز خوب، یه چیز لذت بخش به یه آدم برسه خیلی خوشحالی نمیکنه حالا ما فرض میکنیم که خوشحالی هم میکنه. همین که از دستش بده چون از دستش داده انقدر ناراحت میشه انگار نه انگار که یه موقعی اونو اصلا نداشته.حالا اگر واسه به دست اوردن اون چیز کلی زحمت کشیده باشه باز یه چیزی! واسه چیزی مثل عشق که هیچ زحمتی هم نکشیده عاشق شده. به جای لذت بردن از عشق همش تو فکر اینه که تصاحبش کنه بعد هم که نمیتونه تصاحب کنه عذاب میکشه. اگر شما هم تو همچین عذابی هستید از فکر به دست اوردن دیگران بیاید بیرون. اون کسی که عاشقشید و بیشتر از هر چیزی دوستش دارید کالا نیست که صاحبش بشید. برای شما ساخته نشده! هر کسی برای خودشه! به همین که عاشقش هستید قانع باشید. این که بخواید کسی رو به دست بیارید اون شخص رو به کالا تبدیل کردید. این کار عشق نیست کار ذهنه. ذهنه که عذابتون میده. عشق میخواد در خدمت دیگران باشه نه این که دیگران رو به دست بیاره. به دید کالا نگاه کردن به دیگران کار ذهنه. خود خواهیه. نه عشق. عشق یه رویای شیرینه که میاد و میره. تموم میشه. حالا از این که یه مدت اومده خوشحال باشید. اگر نمیتونید فرض کنید هیچ وقت نیومده. نه این که چون رفته عذاب بکشید. هیچ وقت قرار نبوده که تا ابد بمونه. حالا میخوای بری دنبال یه عشق دیگه برو ولی از ابتدای هر عشق این رو بدون که یه روز این عشق تموم میشه.(حالا اینو گفتم بعضیا به جای این که خودشون رو برای ناراحت نشدن آماده کنن و انتظار بیخود نداشته باشن از الان قصه ی اینو میخورن که یه روز قراره تموم شه!) در حال زندگی کنید. اگر الان عشق هست ازش لذت ببرید اگر نیست هم که نیست نه لذت ببرید نه عذاب بکشید. به قول اشو: عشق پله، ازش بگزر، روش خونه نساز.
قسمت شوت ماجرا: یه عده هم هستن که کلا از ماجرا پرتن. افرادی که فرق عشق رو با رابطه جنسی نمیدونن. محض اطلاع این افراد کسی که عاشق کس دیگه بشه اصلا به رابطه جنسی با اون شخص فکر هم نمیکنه. و حتی فکر کردن در این مورد رو توهین به اون شخص میدونه. کسی که به خاطر مثلا خوش اندام بودن و این چیز ها از کسی خوشش میاد عاشق اون شخص نشده. این هوسه نه عشق.
عشق یه بیماریه؟ خیر. بیماری یعنی حالت غیر عادی که مضر باشه. این ذهنه که بیماریه: به قول اشو بیماری ذهنی(روانی) وجود نداره، خود ذهن بیماریه. حالا تو عشق یه لحظه از شر این بیماری (ذهن) خلاص میشیم. این سالم بودنه نه بیماری. جامعه ای که همه یه بیماری داشته باشن متوجه بیماری بودن اون موضوع نمیشن و در نتیجه سالم بودن رو غیر عادی و بیماری میدونن.
عشق دیوونگیه؟ خیر. آدمها وقتی دلیل و چرایی کار های یک نفر رو نمیفهن فکر میکنن طرف دیونست. این احتمال رو در نظر نمیگیرن که شاید خودشون دیوونن. اگر فقط همین بود خوب بود موضوع اینه که خود عاشق هم وقتی عمر عشقش تموم میشه و دیوونگی(ذهن) میاد سراقش میگه عجب دیوونه ای بودم... این ذهنه که دیوونگیه. به قول پاسکال: انسان حیوانیه که دیوونه شده. به قول اشو: یک ساعت در یک اتاق تنها بشینید و افکارتون رو بنویسید همه ی کلماتش رو. بعد از یک ساعت بخونید چی نوشتید متوجه دیوونگی ذهنتون میشید.
عاشق کوره؟ مثلا میگن یارو عشق کورش کرده نمیفهمه چی کار میکنه. این ذهنه که کورش کرده نمیزاره فقط از عشق لذت ببره و میخواد بچسبه به طرف. یا میگن عشق کورش کرده نمیزاره ایراد های طرف رو ببینه. شما که بینایی خوبی های طرف رو میبینی؟ بی ذهنی یعنی مشاهده گر بودن، قضاوت نکردن، همه چیز رو اون طور که هست دیدن. این یعنی بینایی. ذهنه که با قضاوت و پیش داوری و ... جلوی درست دیدن رو میگیره. هر کسی یه خوبی هایی داره یه بدی هایی که اون بدی ها هم عمدی به وجود نیومده. حالا اونی که به خاطر اون بدی ها با یارو بد رفتار میکنه کوره یا عاشق؟
پاسخ
 سپاس شده توسط hassan
#2
عشق رابطه ی قلبی 2 نفر که در مرحله ی اول (دوست داشتن ) قبول شده اند .
زندگی بدون عشق همانند قولی است که به ان عمل نشده باشد .
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان