امتیاز موضوع:
  • 58 رأی - میانگین امتیازات: 3.07
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عطامـلک جـوینـى نخستین حاکم ایرانی بغداد
#1

روزگار حکومت مغولان در ایران یکی از بدترین مقاطع تاریخی ایران زمین محسوب می شود. بسیاری ازایرانیان دراین دوران با دنیا خداحافظی کردند وبسیاری ازمناطق مسکون برای همیشه نابود گردید.این دوران را می توان آغاز عقب ماندگی ایران از چرخه عرصه علم وفرهنگ دانست.البته اگربرخی ایرانیان اهل علم وسیاست نبودند که با رخنه در تشکیلات مغولان درحد توان خود از گسترش این وحشیگری ها جلوگیری کنند ،قطعا امروزهیچ نامی از ایران باقی نمانده بود. یکی ازاین افراد کاردان علاء الدین ابوالمظفرعطاملک جوینی بود که به سال ۶۲۳ قمری در جوین خراسان دیده به جهان گشود. خاندان اودرعهد سلجوقیان و خوارزمشاهیان در خدمت شاهان این دو سلسله بودند و پس از هجوم مغولان به ایران نیز به خدمت آنان درآمدند. بهاءالدین پدر عطاملک در عهد خانان مغول وزیر خراسان بود .عطا ملک نیزدر جوانی پس از کسب علم و دانش به خدمت ایلخانان مغول درآمد. وی چند سال در خدمت خان بزرگ منکوقاآن بود و درهمان دوران به همراه ارغون آقا، امیر خراسان، به مغولستان و نواحی دور دست ماوراءالنهر سفر کرد. او درطول این سفر به اطلاعات فراوانی در خصوص مغولان و نحوه زندگی آنها دست یافت. عطاملک در زمان لشکرکشی نخستین ایلخان مغول بر علیه اسماعیلیه و فتح بغداد همراه هلاکو بود و طی این مدت تلاش فراوانی به خرج داد تا از ویرانی بیش از حد ایران توسط جلوگیری کند.در همین راستا بود که بسیاری از کتب موجود در قلاع اسماعیله از نابودی درآتش رهایی یافتند.عطاملک پس از گشوده شدن بغداد و به قتل رسیدن خلیفه عباسی، از سوی هلاکو به امارت بغداد منصوب گشت تا بدین گونه نخستین حاکم ایرانی این شهر پس از نابودی خلافت عباسی لقب گیرد.او بیش از بیست سال در این مقام باقی ماند و طی این مدت به بازسازی ویرانی‌ها پرداخت.از جمله فعالیت های وی در این دوران کشیدن نهری از فرات به جنوب غرب نجف بود. وی تاریخ جهانگشا، شاهکار بزرگ خود را که به تاریخ تمامی اقدامات صورت گرفته از سوی مغولان از نخستین لشکرکشی‌های چنگیزخان تا لشکرکشی هلاکوخان به ایران وبغداد است را در سه مجلد در سال ۶۵۹ قمری و به هنگام حکومت بر عراق عرب وخوزستان به پایان رساند.عطاملک همانند سایر ایرانیانی که به خدمت مغولان درآمدند،سرنوشت دردناکی داشت. او پس از مرگ هلاکوخان بر اثر سخن چینی بدخواهان مدتی زندانی گردید و پس از آزادی نیز کوتاه زمانی بیش نزیست وبر اثر تالمات وارد شده درچهارم ذیحجه سال ۶۸۱ قمری در پنجاه و هشت سالگی در آران یا مغان درگذشت.البته پس از مرگ پیکر او را به تبریز برده و در آنجا به خاک سپردند.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان