امتیاز موضوع:
  • 37 رأی - میانگین امتیازات: 2.84
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

لطفا در تكميل اين دل نوشته كمك كنيد ...

#1
اي جوين سرسبز باشي تا ابد
گرچه داري در دلت هفتاد درد
باد پاييزي تو را كاري نكرد
حذب "بادان" صورتت را كرد زرد
از چه رو رنجيده اي اي سبز تن
ظلم را از ريشه هايت برفكن
ريشه هايت را كن تنومند اي دلير
تا كنيم نامردها را جير جير
ما جوانان زنده ايم پس شاد باش
از غم نامرد ها آزاد باش
تا قلم در دست هايم جان دهد
عهد كردم ظلم را پايان دهد

ادامه دارد ( دهيد ) ....
از كوتاهي ماست كه ديوار بلند است
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط mahdinejad
#2
سلام
بابا همه كه مثل شماشاعر نيستن رحمان جان
ولي بازم چشم براي جوين هر كاري كنيم بازم كم هستش
پاسخ
#3
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم . زندگی تیره نیست ما رنگش میکنیم
زندگی مانند دریاست گاهی آرام گاهی طوفانی همرا با موج .پس باید خود را ساخت با زندگی تا توان سوار بر موج شد.
Heartباید عاشق بود در زندگی تا توان...Heart
آسمون هیچ وقت ابری نمیمونه
پاسخ اخطار
#4
ما جوانان کار کردیم. سنگ انداختن. ما سنگها را خانه ساختیم
تا کار کردیم حرف انداختن . ما حرفها را جمله ساختیم
تا کار کردیم چاه کندن بحر ما چاهای به عمق نفرت حسادت
تا کار کردیم چوب بر چرخمان انداختن. اما ما چوبها رانردبانی ساختم بر رو چاه انداختیم
تا کار کردیم...
ودر آخر بگم. هرچه کردن با ما بیگانه نکرد هرچه کردن آشنا کرد. آشنا کرد. آشنا
آسمون هیچ وقت ابری نمیمونه
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط ADMIN
#5
ببخشید باز میگویم. آخر دلم پر است نمیتوانم ساکت باشم آمدم تا آخرین جمله ام را بگویم
درست دیوار بلند است ما کوتا.
باید ما بلندتر شویم از دیوار اگر بگزارند
اصلا چرا دیوار را خراب نکنیم با همان سنگها که انداختن بر ما
چرا از آن نگزریم با همان نردبانی که ساختیم از چوب انداختن ها
آسمون هیچ وقت ابری نمیمونه
پاسخ اخطار
#6
باعرض سلام
چرادیوارراخراب کنیم
چراخودمونوبزرگ نکنیم
چراخودمونومحکم نکنیم
چرابه بلندی دیوارنگاه مکنیم
چرانگاه مکنیم چطوروچگونه خرابش کنیم
کارماخراب کردن نیست
درست کردن خود
بزرگ کردن خود
تادیگران یادبگیرن حرکت کنن
تاهمه یادبگیریم درست کنیم خودمونو
تاکسی دیواربزرگی جلومادرست نکنه
كسي كه به خودش احترام نگذارد، نبايد اميد داشته باشد كه ديگران، وي را ارجمند شمارند
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط mahdinejad
#7
(۱۳۹۰-۳-۱۸، ۱۰:۵۵ صبح)mahdinejad نوشته است: ما جوانان کار کردیم. سنگ انداختن. ما سنگها را خانه ساختیم
تا کار کردیم حرف انداختن . ما حرفها را جمله ساختیم
تا کار کردیم چاه کندن بحر چاهای به عمق نفرت حسادت
تا کار کردیم چوب بر چرخمان انداختن. اما ما چوبها رانردبانی ساختم بر رو چاه انداختیم
تا کار کردیم...
ودر آخر بگم. هرچه کردن با ما بیگانه نکرد هرچه کردن آشنا کرد. آشنا کرد. آشنا

این جمله اخریت دلم رو چقد سوزوند
هرچه کردن با ما بیگانه نکرد هرچه کردن آشنا کرد. آشنا کرد. آشنا
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#8
باز امدم شرمند آخر در ته قلبم در آن گوشه تاریک چند بیت جاماند
دیواربلند دیگر پوسیداست باید خرابش کرد. جای ان باید دیوار تازه ساخت
گر بمانند این دیواره بر سطح شهر.نرسد نور امید بر شهر ما
انها سایه پوچ افکندان براین دشت سبز
پس باید خراب کرد آن دیوارهای گلی را تا توانست جای آن دیوار ازجنس شیشه ساخت تا نور امید از آن بگذرد
در جواب دوست عزیزم: این دیوارها فضای شهر را زشت کردان پس باید خراب شوند و از نو ساخته شوند
آسمون هیچ وقت ابری نمیمونه
پاسخ اخطار
#9
(۱۳۹۰-۳-۱۸، ۱۲:۴۲ عصر)mahdinejad نوشته است: بار امدم شرمند آخر در ته قلبم در آن گوشه تاریک چند بیت جاماند
دیواربلند دیگر پوسیداست باید خرابش کرد. جای ان باید دیوار تازه ساخت
گر بمانند این دیواره بر سطح شهر.نرسد نور امید بر شهر ما
انها سایه پوچ افکندان براین دشت سبز
پس باید خراب کرد آن دیوارهای گلی را تا توانست جای آن دیوار ازجنس شیشه ساخت تا نور امید از آن بگذرد
در جواب دوست عزیزم: این دیوارها فضای شهر را زشت کردان پس باید خراب شوند و از نو ساخته شوند


خیلی جالبه

این بحث از دانوشته داره به یک بحث عمرانی-احساسی منجر میشه که اگه کارشناسانه باشه خوبهIdea
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار


[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود به این مطلب را در اینجا بنویسید.


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان