امتیاز موضوع:
  • 82 رأی - میانگین امتیازات: 3.06
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفي جوين
#1
مقدمه:
دشت جوين از جمله حاصلخيزترين مناطق كشاورزي استان خراسان رضوي است و بدليل وجود چاههاي عميق و نيمه عميق متعدد و چندين رشته رودخانه و همچنين آب و هوا خاك مناسب و بارور يكي از قطبهاي كشاورزي و دامپروري استان محسوب مي گردد. درشهرستان جوين به خاطر وجود دو منطقه كوهستاني و دشت، محصولات كشاورزي بسيار متنوعي پرورش مي يابد. در قسمتهاي كوهستاني باغات متنوع گردو، بادام، انگور، گيلاس، زردآلو و غيره احداث شده است كه به جهت برخورداري از آب و هوا و بافت خاك مناسب محصولات بصورت كاملا سالم و ارگانيك برداشت مي شوند و از سموم شيميايي استفاده نمي شود.
در قسمت دشت با توجه به آب فراوان استحصالي از چاههاي عميق، محصولات زراعي متنوعي از جمله غلات (گندم و جو)، چغندرقند، پنبه، زيره، ذرت علوفه اي و محصولات جاليزي كشت مي شود.
موقعيت جغرافيايي شهرستان
شهرستان جوين به مساحت كل 1709 كيلومتر مربع در شمال شهرستان سبزوار و جنوب اسفراين قرار مي گيرد كه مركز آن يعني شهر نقاب در فاصله 75 كيلومتري از مركز شهرستان سبزوار در طول جغرافيايي 57 درجه و عرض جغرافيايي 36 درجه واقع شده است. محدوده شهرستان از شرق منتهي است به بخش خوشاب سبزوار،‌از غرب به شهرستان جغتاي از شمال به شهرستان اسفراين و از جنوب به شهرستان سبزوار. اين شهرستان شامل دو بخش به نامهاي مركزي و عطاملك مي باشد كه 51 روستا را در خود جاي داده است.
وضعيت جمعيتي
جمعيت شهرستان50134 نفر بوده كه از اين تعداد 12483 نفر در قسمت شهري و 37651 نفر در قسمت روستايي ساكن مي باشد.
در بخش عطاملك 15107 نفر (7383 نفر مرد+ 7724 نفر زن) و در بخش مركزي(به جز شهر نقاب) 22423 نفر (11040 نفر مرد + 11383 نفر زن) ساكن مي باشند.
پاسخ
 سپاس شده توسط ADMIN ، محسن
#2
اذ ذحما ت شما تقدیرمی کنم.پشنهاد می کنم جحت آگاهی ازفرحنگ و ادبییات آمیانه ی جوین به وبلاگ :www.jahangosha.blogfa.comمراجئه کنید.یک مقاله اذ این وبلاگ رابخانید:

درویش آباد[/b]
(در این متن:1)به جای ض،ز،ظ ازشکل ذ2)یه جای ص وث ازس 3)به جای غ ازق 4)به جای هـ وه ازح 5) بهجای ع ازء ،استفاده شده وحرف تشدیدداردوبارتکرارشده است واین متن تمرینی برای یکدست کردن املای فارسی است)
آن گاح که درپحنای بی انتحای اینترنت رح می سپاریدودر وبلاگ حا به دنبال گم کرده ی خود می گردید سری به من بذنید.من دردرویش آبادم.آری درویش آباد.نه اشتباح می کنم من نیذ مسل شمادنبال پناحی برای دل خود می گردم که آن را سال حا پیش ازدست دادم ؛آن سادگی حا وبی ریایی حاکه اکنون درویش آبادش می نامم.درویش آبادجایی است که دل من بادیدن خرابی حای آن می لرذید.درویش آبادازکودکی، بی وفایی دنیارادرگوشم ذمذمه می کرد.حرگاح ازکنارآن ردمی شدم به سدای سکوت قم انگیذش گوش می دادم.دختران کوذه به دوش راکه اذخانه تاقنات واذ قنات تاخانه درکوچه حای خاکی،گپ ذنان دررفت وآمد بودند می دیدم ونشستن ناگحانی تیر نگاحشان رابرقلب جوانان آشق وسرخی حاسل ازشرم سورتشان رااحساس می کردم.سدای دحل دحل ذن برپشت خانه ی گلی گنبدی ،حِمه راازنقات دوردست به شادی اَروسی می خاندوسدای دوتاربخشی حاتارتاروجودم را می لرذاند.سدای اذان مردان مؤمنش برپشت بام حا به حنگام قروب مرااذخاک تیره به آسمان درندشت وستاره ذار می برد.وح ،چه آسمانی.حمه اذ نور بود.شب حا تادیرگاح باستارگان پرسه میذدم.و راح شیری رابااشتیاق تمام تاآن سوی پاکی حا می سِپَردم.گاحی ستاره ای اذآسمان می لقذید ومی گفتم آح یک نفر مرده.حمه ی این حاراباگذشتن اذکنار درویش آباداحساس می کردم،اما چیذی جذسکوت آن جا نبودخانه حای فروافتاده که بأذی می گفتندچون مردم درویش آبادبه فساد وناشکری روی آورده انددچارعذاب الاحی شده اندوبأذی دیگرمی گفتند ساکنان آنجا مورد حمله قرارگرفته اندوقارتگران سرهای ساکنان آن جارا بریده ودرچاح حا انداخته اند .مردم درآن جا به کندوکاو می رفتند واِتیقه حایی می یافتند.یک نفر به اِللت یافتن تلا، مأروف به حاجی برات قذل شده بود.مردم شب حا باترس ازآن جاردمی شدند،مبادا جننی یاروحی به آن حا پیله کندوپای آن حارابه جن گیر بکشاند.نام اسلیآن جا مألوم نبود.این نام برگرفته ازقبری بود که می گفتنداذآن یک درویش است که مردمش به اِللت گوش ندادن به گفتارش،دچارعذاب شده اند.این قبر بالاتراذدرویش آبادبود.گویی باحسرت به قوم درخاک خفته وخاک شده ی خود می نگردوباذبان بی ذبانی آنحاراپندمی دحد:
هرسبذه که برروی ذمینی بودست خورشیدرخی ذُحره جبینی بوده است
گرد اذ رخ ناذنین به آذرم فشان کان حم رخ وذلف ناذنینی بوده است.
درویش وقومش ساکت وآرام بودند .مردم آن جارابه اللت وجود حمین درویش ،دویش آباد می نامیدند.حرسال بحار آن جا قوقا بود.مردم درآقازتحویل سال به درویش آبادمی رفتند قرآن حای خاک خورده را باذ و سال نو خودراباخاندن آیه ای ازآن آقاذمی کردندوتاچارده بدر محل «تیشله باذی»،«که بودی باذی»و«عشق باذی»پسران ودختران جوانی بودکه درسینه ی حرکدامشان دلی داق وپاک می تپید.دختران باذی «باقلن جیجه ی » پسران راتماشامی کردند وپسران باذی «باقلن جیجه »ی دختران را چه دل حا که به حم می پیوست وچه خانواده حا که باآتش محر گرم می شدودردواذده بدر وسیذده بدرسدای دل نوازقوشمه ی قوشمه زن حا، سدای تیمپوی سحراب وسدای دوتار اسقر بخشی وسدای بشکن ذدن دخترانی که درچندحلقه می رقسیدند درآسمان آنجا ودل حا می پیچید.ذندگی می باریدودل می رویید.روذ چارده بدر وداء با نوروذ بود .بأذی به حم رسیده بودندوبأذی به امید نوروذسال دیگرذمذمه میکردند:«سیزده بدر،سال دگر،خنه ی شوحر .
حمه سرکارخودمی رفتند:چوپان به چوپانی،دحقان به دحقانی ،ذنان یه شیردوشی ومابچه حا برای خوردن کف شیرباپاحای برحنه تااِلنگ .تاسالدیگر درویش ودرویش آبادتنحا می ماند .تابحاردیگر درسرراح مردم خسته ازکاربه سکوتی قم بار فرو می رفت .شب حا و روذحا نگاح خیره ی مردم را بدرقه می کردکه اذ او می ترسیدند.وشب حای دراذ ذمستان اذ ترس حایشان سحبت می کردند:«درویش آباد ناسافه،پسر فرداگوسفندا رو نذدیکش نبری که چن شب پیش بعد اذ قروب جننا پسر مسگر را دمبال کرده اند و الان حذیون میگه به حر شیخی بردن خوب نشده ...
درویش آباد،ساکت ،آرام وتنحااست ،تنحایش نگذاریدبه کوچه پس کوچه حایش سری بزنید.دست شمارامی گیرد.
پاسخ
#3
منظور از این نوع نگارش ( منظورم املای کلمات ) چیه ؟
پاسخ
#4
(1390-11-14، 04:44 عصر)Ehsan نوشته است:  منظور از این نوع نگارش ( منظورم املای کلمات ) چیه ؟

منذور اینه که یکی بگه «شاح لخته» یاالفبای فارسی ایرادداره
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  معرفي اجمالي شهرستان جوین ADMIN 1 2,484 1391-12-19، 10:10 عصر
آخرین ارسال: siamak1361
  حكم آباد دروازه طلايي جوين ADMIN 0 1,765 1390-1-24، 01:47 عصر
آخرین ارسال: ADMIN

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان