امتیاز موضوع:
  • 9 رأی - میانگین امتیازات: 2.89
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چند تجربه

#1
برای رسیدن به اهداف تربیتی، اگر می‌خواهید سریعاً به مقصودتان نائل آیید، آهسته و تدریجی حرکت کنید.
 
آموزش راه‌های رسیدن به حقیقت مهم‌تر از خود حقیقت است. این راه‌ها را به متربی نشان دهید.

مهارت سکوت غالباً بیش از مهارت حرف زدن ارزش اثر گذاری دارد. با مهارت سکوت، پیام خود را به متربی برسانید.

در روش تربیت فعال، مربی می‌کوشدتا خود را از نظر ذهنی و عاطفی در موقعیت متربی قرار دهد، در حالی که در روش تربیت انفعالی، مربی، کودک را در موقیعت خود قرار می‌دهد.

باید دانست که غالباً نوجوان علت آن چه را شما عیب می‌دانید، نمی‌داند، لذا قبل از سرزنش، او را بر پیامد رفتار خویش آگاه کنید تا فاصله‌ای بین فهم شما و او ایجاد نشود.

تربیت هرگز در یک بعد متمرکز نمی‌گردد بلکه همواره جنبه‌های عقلانی، عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، جسمی، علمی و ... در جامعیت بخشیدن به آن دخالت دارند.

اگر مفاهیم تربیتی را با زندگی واقعی متربی، تجربیات روزمره و نیازها و خواسته‌های او همراه سازید، قطعاً تأثیرگذاری آن‌ها پایدارتر و مفید‌تر از زمانی خواهد بود.

هنر مربی، پرورش حس نیاز در متربی است به آن چه اقتضای رشد و تعالی اوست.

عمیق ترین و پایدار ترین آثار تربیتی در غیر مستقیم ترین و نامرئی ترین روش‌های تربیتی است.

پایدارترین فضایل تربیتی در غیر رسمی ترین موقعیت‌های تربیتی حاصل می‌شود، بنابراین از تربیت رسمی و تصنعی بپرهیزید.
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#2
خیر انسان در تفاوت‌های فردی است، پس به این تفاوت‌ها احترام بگذاریم و آن‌ها عمیق‌تر و غنی‌تر کنیم.

اهمیت این‌که متربی چیزی را با اکراه یاد نگیرد بیش‌تر از اهمیت دانشی است که باید بیاموزد! و خطر این که دانش غلطی را فرا بگیرد بیش‌تر از ندانستن و یاد نگرفتن است.

نوجوان چیزی را یاد می‌گیرد که به آن نیاز دارد، پس مطالب و آموزه‌ها باید بر کانون نیاز او همراه شود.

نوجوان به یاری آنچه حفظ می‌کند پیش رفت نمی کند، بلکه پیش رفت او بسته به مهارت‌هایی است که در میدان عمل به دست می‌آورد.

همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#3
متربی با اعتنا به جزئیات شکل می‌گیرد و شناخته می‌شود و نه با اتکا بر کلیات؛ در رفتارهای جزئی، پنهان و به ظاهر بی‌اهمیت او باید دقت بیشتری کرد.
oف    فرق است بین عادت و ملکه؛ در تربیت، عادت مانع آگاهی و رشد است و ملکه عامل پایداری و ثبات و تداوم خصائص اخلاقی است. در ملکه شدن استمرار نیت وجود دارد ولی در عادت صرف، تکرار افعال و اعمال مکانیکی و قالبی وجود دارد.
o  در هنگام طرح مسائل دینی با نوجوانان، تعصبات شخصی خود را کنترل کنید و در مباحث متقابل، وقار و آرامش خود را حفظ نمایید.
o  تجارب مثبت و رفتارهای درستی که در موقعیت‌های طبیعی و واقعی از متربی سر می‌زند، بهترین منابع مهم تربیتی‌ای است که باید در معرض او قرار گیرد. یکی از منابع مهم تغییر رفتار، گروه همسالان و دوستان صمیمی نوجوان است.
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار
#4
o  برای پرورش نیروی خلاقیت متربی، او را در موقعیت‌های مبهم قرار دهید تا با قوه‌ی عقل و اندیشه ورزی خویش آن را کشف کند.
o  حُسنُ السّؤالِ نِصفُ العلم : «سؤال نیکو نیمی از علم است». ذهن متربی را «مسئله مدار» بار آورید، زیرا خوراک عقل و خرد، در قدرت پرسش گری و سؤال انگیز بودن است.
o  کیفیت ارائه‌ی مفاهیم تربیتی مهم‌تر از کمیت آن است. پیام‌های تربیتی هر چند اندک و قلیل اما با کیفیت مؤثر، بهتر از پیام‌های طولانی و پی‌در‌پی است.
o  پایه‌های تربیت و اعتقاد به ارزش‌ها و باورهای فرهنگی و دینی با یقین پس از شک تحکیم می‌یابد، لذا مربی باید با طرح معماها، تردیدها، تعارض‌های سازنده و ابهامات تحریک آمیز، انگیزه‌ی کنجکاوی افراد را تحریک نماید.
o  آموزش، زمانی تحکیم می‌یابد که از مرحله‌ی عمل عبور کند.
o  علمی که ایمان را با خود نیاورد حجاب اکبر است. پیامی که زمینه‌ی پذیرش ندارد، حجاب و مانع تربیت است.
o  مطیع شدن متربی نباید هدف باشد، بلکه هدف تربیت یاری رساندن به اوست تا خود را در خود بیابد
o  گاهی متربی احتیاج به محرومیت مصلحتی دارد تا نیازها او را بیدار کنند و استعدادهای نهفته‌ی او را به کار اندازند (آدمی در رنج بجوشد و در گنج بپوسد).
o  مربیان باید به شاگردان خود جرأت اظهارنظر بدهند، حتّی اگر به مخالفت با نظر ما برانگیخته شوند.
o  در فرآیند آموزش خلّاق، مطالبی می‌تواند تفکر خلاق را موجب شود که ناقص، ناتمام و سؤال برانگیز باشد، زیرا موضوعاتی که جریان خود را طی کرده و نقص و ابهامی ندارند، موجد تفکر پویا و عمیق نیستند.
o   در فرایند پدیدایی ناهنجارهای رفتاری متربی، بیش از آن که متربی را درمان کنیم باید عوامل و شرایطی که ناهنجاری‌ها را پدید آورده است تغییر دهیم.
o  تنها جایی که نابرابری عین عدالت است این است که با کودکانی که استعدادهای متفاوت دارند برخوردی متفاوت داشته باشیم.
o  متربی نباید صرفاً برای زمان حال، بلکه باید برای زمان خود فراتر از «این جا» و «اکنون» تربیت شوند.
o  ناکامی متربی به اندازه و به تناسب ظرفیت تحمل او، نه تنها از رشد و تعالی او نمی‌کاهد بلکه موجب پرورش و تقویت اراده و پشتکار او نیز می‌شود.
o  تربیت نوجوان، باید حول دو محور متفاوت و در عین حال متجانس شکل گیرد: یکی سهل‌گیری و واگذاری و دیگری سخت‌گیری و کنترل ضمن رعایت حدّ اعتدال در این دو شیوه‌ی متضاد.
o  میان قدرت و اقتدار مربی تفاوتی باریک و نامرئی وجود دارد. اقتدار، قدرتی است که منشأ آن امنیت و احترام متقابل است حال آنکه قدرت پدیده‌ای است که منشأ آن تحّکم و تهدید و تحمیل است.
o  خطر دستکاری و درمانگری ناقص و نابه جا بسیار زیان بارتر از واگذاری و رها کردن مشکل به حال خود می‌باشد.
o  سؤالات متربیان را جدی بگیرید و قبل از پاسخ دادن سریع بدانید که آن‌ها در چه سنی هستند، چگونه می‌فهمند، و چرا این سؤال‌ها را می‌کنند و با چه تجربه و قرینه‌ی ذهنی‌ای می‌توان پاسخ متناسب با سن و شرایط و ظرفیت آن‌ها ارائه داد.
o  هدایت بیش از آنکه آگاهی به راه درست باشد، آگاه شدن از راه‌های نادرست است، و یادگیری، بیش از آنکه آگاهی بر «درستی»‌ها باشد، آگاهی بر «خطاها» و «اشتباهات» است.
o  خوبی، عدالت، صداقت، زیبایی، محبت، شجاعت، مدارا، صلح و ... مفاهیمی انتزاعی هستند که متربی باید در موقعیت‌های تجربی زندگی خود در مواجهه با رفتارهای عینی آن‌ها را درک کند.

همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه
ان الله مع الصابرین
پاسخ اخطار


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان