مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › خانواده ایرانی › خانواده سبز v
« قبلی 1 … 5 6 7 8 9 … 29 بعدی »
› یزید شطرنج دوست داشت

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
906
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
PRVWilhelm دیروز
UNKGarnet دیروز
Jcicucfufuf ۵-۲۶
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷
Pepko_Akrapovik ۳-۱۱
atisalimi ۳-۷
conexbaron ۳-۶

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | شاه دزد
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 6 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یزید شطرنج دوست داشت

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
۱۳۹۹-۵-۱۰، ۰۸:۵۹ عصر
ماشین کنار زمین شالی توقف کرد . یک بوق کوتاه کافی بود تا پیرمرد تمام توجهش را از زمین زیر کشتش به سمت ماشین جلب کند . بیل توی دستش را جابجا کرد و در حالیکه به سختی از میان گل و لای زمین قدم برمی داشت به سمت ماشین رفت . راننده مودبانه دستش را بالا برد و سلامی کرد . پیرمرد جوابش را داد .
نگاه کنجکاو پیرمرد داخل ماشین را کاوید . با دیدن چهره ی خندان و بشاش روحانی سیدی که داخل ماشین نشسته بود ، گل از گلش شکفت. لبخندش تا بناگوش باز شد . تا آمد سلام کند ، روحانی سید پیش دستی کرد و سلامش را نثار پیرمرد کرد و علیکش را هم شنید.
مرد روحانی ساده و بی تکلف بود . حتی ساده تر از پیرمرد . از کار و بار پیرمرد پرسید . پیرمرد شالیکار توضیح داد که محصول امسال به لطف بارندگی به موقع خوب بوده . روحانی سید پرسید : بچه نداری؟ پیرمرد پاسخ داد : دو تا دختر دارم که در شهر زندگی می کنند . یک پسرهم دارم که توی تهران دانشجوست . مرد روحانی سرش را به نشانه ی تحسین چند بار تکان داد و گفت : احسنت به شما . احسنت به شما. 
قند توی دل پیرمرد آب شد . محجوب و با حیا سرش را به زیر انداخت و بعد یکهو انگار چیزی یادش آمده باشد گفت : حاج آقا من پسرم را خوب تربیت کرده ام . سپس در حالیکه دستانش را جلو می آورد و به روحانی سید نشان می داد گفت : با همین دستان پینه بسته و با کارگری بزرگش کردم . 
پیرمرد با غرور ادامه داد : پسرم وقتی رفت تهران ، توسط دوستان هم خوابگاهی اش با شطرنج آشنا شد . اولش فقط توی دانشگاه بازی می کرد اما کم کم اوستا شد . مسابقه پشت مسابقه ، لوح تقدیر پشت لوح تقدیر. این آخری ها توی مسابقات کشوری هم شرکت می کرد . 
من از این کارش هیچ خوشم نمی آمد . ما آدم های حلال خوری هستیم اهل شطرنج و این حرفها نبودیم . پسرم می گفت بعضی مراجع گفته اند اگر شرط بندی این وسط نباشد اشکالی ندارد . اما من این حرفها حالی ام نبود . من شطرنج را دوست نداشتم . اما با پسرم مخالفت هم نمی کردم . می گفتم : این بچه ، پای سفره ی حلال و خدا و پیغمبر بزرگ شده خودش یه روز برمی گرده.
چند وقتی بود پسرم می گفت مسابقه ی جهانی شطرنج داره . اما چند شب قبل از رفتنش اومد ده . گفتم مگه مسابقه نداری ؟ گفت : نه مسابقه بی مسابقه . دیگه مسابقه نمی دم. دیگه اصلا شطرنج بازی نمی کنم . 
گفتمش چرا؟ گفت توی یه کتاب از یکی از معصومین خوندم که فرمودند: یزید شطرنج دوست داشت. بعد انگار یه چیزی توی دلم ریخت . قاتل امام حسین شطرنج باز بوده و من هم شطرنج باز هستم . این دو تا با هم جور در نمیاد . امام از شیعیانش خواسته بود شطرنج بازی نکنید ، یزید شطرنج را دوست داشت . 
پیرمرد نگاهی عمیق به صورت مرد روحانی انداخت و گفت : من پسرم رو خوب تربیت کردم . 
روحانی سید از پیرمرد پرسید : کاری داری که ما برایت انجام دهیم . چیزی می خواهی تا برایت فراهم کنیم . پیرمرد قد راست کرد که : نه . همه چیز هست الحمدلله . فقط سلامتی شما را می خواهم همین .
روحانی سید خندید و گفت مرا می شناسید ؟ پیرمرد شالیکار خیلی جدی گفت : ها البته که می شناسم . شما رهبر مایی..

** بعدا نوشت: آنچه خواندید روایتی داستان گونه و برداشتی آزاد از یک خاطره دور است .

*** آنچه مسلم هست ، بازی شطرنج به فتوای برخی از مراجع به شروطی حرام نیست . لاکن حرف نویسنده پست فقط یک جمله است : یزید شطرنج را دوست داشت . همین والسلام ...
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چطور دوست صمیمی همسرتان باشید؟ melika 0 2,104 ۱۳۹۴-۶-۱۵، ۱۰:۳۶ صبح
آخرین ارسال: melika
  دوست داشتن همسر بدون خطا ngr1429 0 1,615 ۱۳۹۴-۵-۳، ۰۲:۰۲ صبح
آخرین ارسال: ngr1429
  چرا زنان دوست داشتنی اند؟آیا این گونه هست؟ Gharibe 3 3,020 ۱۳۹۱-۶-۲۵، ۰۴:۵۱ عصر
آخرین ارسال: dayana
Rainbow شیوه های قرآنی دوست یابی ADMIN 0 1,539 ۱۳۹۱-۲-۲۵، ۰۶:۱۷ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  داشتن دوست دختروپسر قبل ازدواج درست یاغلط؟ shiva 10 6,035 ۱۳۹۱-۱-۳۱، ۰۹:۴۴ صبح
آخرین ارسال: narges
Thumbs Up ویژگیهای دوست خوب ADMIN 0 1,448 ۱۳۹۰-۴-۹، ۰۶:۲۳ عصر
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('11194')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.