مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › سمت خدا › انقلاب اسلامی / دفاع مقدس / مدافعان حرم v
« قبلی 1 … 7 8 9 10 11
› تقدیم به گروهبان عراقی، ولید فرحان

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  خون بعد از اجابت مزاج؛ چه زمانی پای بواسیر در... mona39 mona39 گفتگوی ایرانیان
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
برترین امتیاز گیرندگان
912
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
MargieTrig امروز
MadisonMad دیروز
EzequielHa دیروز
RosariaGri دیروز
Mohammad_Meshkati دیروز
WilliemaeL دیروز
CorrinePgl دیروز
Teresa11 ۵-۳۰

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 57 رأی - میانگین امتیازات: 2.88
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تقدیم به گروهبان عراقی، ولید فرحان

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
۱۳۹۱-۶-۲۳، ۱۲:۴۲ عصر
خبری جالب که تو تابناک خوندم و حیفم اومد به شما معرفی نکنم
تقدیم به گروهبان عراقی، ولید فرحان، سرنگهبان اردوگاه تکریت؛ مردی که مرا سال‌ها در همسایگی حرم مطهر جدم، شکنجه کرد؛ مردی که هر وقت اذیتم می‌کرد، علی جارالله نگهبان شیعی عراقی، در گوشه‌ای می‌نگریست و می‌گریست. شاید اکنون شرمنده باشد. با عشق فراوان این کتاب را به او تقدیم می‌کنم. به خاطر آن همه زیبایی که با رفتارش آفرید و آنچه بر من گذشت، جز زیبایی نبود و «ما رأیت الا جمیلا». با عشق فراوان این کتاب را به او تقدیم می‌کنم. به خاطر آن همه زیبایی که با رفتارش آفرید و آنچه بر من گذشت، جز زیبایی نبود و «ما رأیت الا جمیلا».

این نوشته آغازین سید ناصر حسینی‌پور، نویسنده کتاب «پایی که جا مانده است» می‌باشد؛ کتابی که در زیر تیتر آن می‌خوانیم: یادداشت‌های روزانه سید ناصر حسینی‌پور از زندان‌های مخفی عراق. پس با کتابی روبه‌رو هستیم که قرار است، خاطرات آقای حسینی‌پور در دوران اسارات در عراق را روایت کند؛ خاطراتی که با تصویرسازی خوب و ذکر جزییات، نمایشنامه‌ای حماسی را نمایان می‌کند.

ناصر‌ حسینی پور، پیش از اسارت هم آموزش تخریب دیده و هم دیده‌بان واحد اطلاعات است و به دیده‌بانی عشق می‌ورزد که حس می‌کند، بالای دکل از همه بلند‌تر و بالا‌تر است.

«به ولی‌پور گفتم اگر منو توی دکل دیده‌بانی بپزند سیر نمی‌شم، بالای دکل احساس می‌کنی که از همه بلندتری و بالاتری! مخصوصا ما بچه‌ها که همیشه بلند پرواز بودیم و دوست داشتیم در کار‌ها چیزی از بزرگتر‌ها کم نداشته باشیم و خودمان را در جنگ ثابت کنیم. بالای دکل، دیدن کسانی که تو را نمی‌بینند، دادن گرا به توپخانه برای هدف قرار دادن سکوهای تانک، آتشبارهایی که ما را هدف قرار می‌دادند، سنگر‌ها، جاده‌ها، ماشین‌های در حال تردد و... برایم جاذبه داشت.

رزمنده‌ای که همه علاقه‌اش دیده‌بانی و ثبت کوچکترین و ریز‌ترین تحولات و تحرکات دشمن است، وقتی خاطرات مدت کوتاهی پیش از اسارت و دوران اسارت خود را می‌نویسد، طبیعتا به دقت بسیار و جزء به جزء مسائل را بازگو و افراد را معرفی می‌کند و حتی می‌کوشد احساسات افراد را هم منتقل کند.

علی می‌گفت: پس از فتح خرمشهر، پیش از اینکه بروم مسجد جامع، رفتم خانه. عراقی‌ها دو خرمشهری را در باغچه خانه‌مان خاک کرده بودند. همیشه نصیحتم می‌کرد و می‌گفت: سید! همین طوری که غبطه می‌خوریم و می‌گیم ‌ای کاش در عصر امام حسین (ع) زندگی می‌کردیم و از اصحاب آن حضرت بودیم، آدم‌های بعد از ما هم غبطه می‌خوردن که ‌ای کاش در عصر خمینی زندگی می‌کردند و با صدام می‌جنگیدند. باید قدر این نعمت را بدانیم. این کم چیزی نیست. بعد می‌گفت که با دوستات بیش از حد قاطی نشو. اینجا رفاقت‌ها با رفاقت‌های توی شهر فرق می‌کنه. عمر دوستی‌ها کوتاهه. دوستات که شهید می‌شن، خیلی زجز می‌کشی. ما‌ها با هم بودنمون کوتاهه و دست خودمون نیست؛ دست تیر‌ها و ترکش‌های دشمنه.

این ها بخش های مختصری از صفحات آغازین کتاب پای بر جای مانده است . کتابی که باید آن را خواند . کسانی که دل در گرو این آب و خاک دارند این کتاب را باید بخوانند . کتابی که در کنار کتاب هایی دیگر شناسنامه این آب و خاک است .
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چگونه افسر عراقی جان اسیر ایرانی را نجات داد ADMIN 0 528 ۱۴۰۰-۳-۵، ۰۷:۴۷ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  پیکر شهدای ایرانی یا اجساد عراقی چگونه مشخص می‌شود ADMIN 0 1,033 ۱۳۹۲-۷-۲۹، ۰۹:۱۲ صبح
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('2866')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.