مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › کتاب | رمان | ادبیات v
« قبلی 1 … 10 11 12 13 14 … 30 بعدی »
› همخون من برخیز: زیر آوارها امید نهان شده است

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
907
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
AlexandraM ۵-۲۸
Mehdi_Mohammadi ۵-۲۸
PRVWilhelm ۵-۲۷
UNKGarnet ۵-۲۷
Jcicucfufuf ۵-۲۶
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷
Pepko_Akrapovik ۳-۱۱

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 10 رأی - میانگین امتیازات: 2.9
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

همخون من برخیز: زیر آوارها امید نهان شده است

~~sara~~ آفلاین
عضو حرفه ای
***
امتیاز: 2,496
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۱
محل سکونت: اهواز
اعتبار: 118
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 181
سپاس شده 187 بار در 160 ارسال
#1
fjump  ۱۳۹۲-۱-۲۳، ۱۲:۴۶ صبح
زمین لرزید.....
به شدت لرزید
و تو هم خون من!نمیدانم بر تو چه گذشت در آن لحظه.
به چه مشغول بودی ای نفس هایت به گرمی آفتاب جنوب!
شاید بعد از یک روز کاری،با تنی خسته از روزمرگی ها آرام در چاردیواریات خفته بودی و فکرش را هم نمی کردی که تا ثانیه هایی دیگر همین چاردیواری که حاصلعمرت بوده بر سرت خراب شود.
شاید هم مشق های فردا را با کودکت تمرین می کردی.
اصلا شاید نوزادت را در آغوش گرفته و با تمام احساس مادری ات او رانوازش می کردی.
کسی  تو را ندید.
ولی ناگهان زمین زیر پایت لرزید.
آنقدر لرزید که صدایش را همه شنیدند.
و تو دیده شدی.
تمام دنیا تو را دید.
-دردهایت را
-اشک هایت را
-رنج هایت
من هم دیدمت.
دلم لرزید.
پاهایم سست شدند.
اخر ای هم خون! تحمل دردت را ندارم.
رنج آواره گی ات استخوان سوز است.
چطور ببینمت جسد کودکت را با دست های خودت زیر آوار بیرون می کشی؟
دفتر مشقش هنوز باز است و مشق هایش ناتمام...
فردا جواب معلمش را چه می دهی؟
راستی امروز چند نفر در کلاس  غایب بودند؟
[تصویر:  13920120232247965_PhotoL.jpg]

از اتاق خوابت ویرانه ای بیش نمانده.
کدامتان را جستجو کنم؟
دیگر فرزندت نیست که برایش قصه ی دلاوری های رییسعلی و خالو حسین رابگویی .
شاید هم
تو رفته ای و کودکت مانده تنها.
[تصویر:  13920121030900532_PhotoL.jpg]
دیگر مادری ندارد که برایش بخواند:
"لا لا لا گل لاله
لا لا لا گل پونه
بخواب ای كودك نازم
که دنیا بی تو زندونه"
بیمارستان مملو از مجروحین است.
تمام استخوانهایت شکسته.
[تصویر:  13920120231020622_PhotoL.jpg]
توان حرکت نداری.
ولی تو درد را حس نمی کنی.
به این فکری که زن و بچه ات اکنون کجایند؟
تو که تا چند لحظه پیش تحمل رفتن خاری را به پای آنها نداشتی.
حالا امن یجیب می خوانی که در یکی از اتاق های همین بیمارستان،دست وپا شکسته بستری باشند.
فقط نفس هایشان را می خواهی.
تمرکزت را جمع می کنی.
شاید صدای ناله شان را میان جمعیت بشنوی.
چه کسی توان گفتن حقیقت را به تو دارد؟
برادر تنها شده ای،تنهای تنها!

دیگر خانواده ای نداری که نگرانشان باشی؛که نگرانت باشند.
دیگر کسی منتظرت نیست که وقتی از مزرعه برمی گردی یک لیوان شربت خنکدستت دهد
راستش حتی دیگر مزرعه ای هم نمانده.
حقیقت این است
چه می توانم برایت بکنم؟
در یک لحظه هستی ات نابود شده.
-عشقت
-فرزندت
-خانه ات
-مزرعه ات
انگار نه انگار که بوده اند.
[تصویر:  n1079586-2001969.jpg]

زیر همین زمینی که نابودشان کرد؛آرام خفته اند.
هیچ چیز آرامت نمی کند.
می دانم....
فقط برایت اشک می ریزم.
دردت تا مغز استخوانم اثر کرده.

[تصویر:  13920120230102106_PhotoL.jpg]
طاقت دیدن رنجت را ندارم.
کسی که گرمای آفتاب  جنوب وشرجی خلیج فارس را دیده باشد می داند غیرت جنوبی یعنی چه؟
هر چند مصیبت که می آید.
شمالی و جنوبی سرش نمی شود.
همه هم دل می شوند.
برخیز!
زیر این آوارها امید نهان شده.
و تو پیدایش می کنی.....
یقین دارم تو پیدایش می کنی.
.........................................

آن
شراب طهوررا که شنیده ای بهشتیان را می خورانند، میکده اش کربلاست
...

پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط kazem
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('3725')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.