قرارگاه سایبری عطاملک

نسخه‌ی کامل: سرد شدن همسر
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
من با همسرم از طریق اینستاگرام آشنا شدم
یادمه یه استوری گذاشته بودم درباره هر چی دوس دارن ازم بپرسن
همسر من هم سن منو ازم پرسید من بهش گفتم ۲۴ سالمه
در صورتی که ۳۲ سالم بود چون فکر نمیکردم باهم ازدواج کنیم
تا بهم علاقمند شدیم باز نتونستم موضوع سن خودمو بهش بگم چون میترسیدم از دستش بدم
ولی درست چن روز بعد خواستگاری و قبل عقدمون .همچی رو فهمید.اونموقع عصبانی شد ولی باهم عقد کردیم
بعد عقد هم دوسم داشت یعنی ما ۱۵ مرداد امسال عقد کردیم ولی جدیدن نسبت بهم سرد شده داره میگه میترسم باهات عروسی کنم دوباره بخوای دروغ بگی
ولی من همینجور دختری نیستم .نمیخوام زندگیم خراب شه
این آقا یبار ازدواج ناموفق داشته یبار هم نامزدی کرده.من با مخالفت خانوادم باهاش ازدواج کردم
لطفا یه راه حلی جلو پام بذارین
سلام علیکم اولاازخداوند بخاطر دروغ معذرت خواهی کنید تادرحل مشگلتون کمک کنه و ثانیا ازشوهرتان ملتمسانه عذرخواهی کنید.وتنها راهی که به ذهنم میاد اینه که شمامحبت واحترامتون به شوهرراچندبرابرکنید تااعتمادسازی بشه و اعلام کنید بخاطر دروغ پشیمان هستید وازایشان خواهش عاجزانه داشته باشید که اون دروغ رو نادیده بگیره و فرصت جبران به شما بدهند وباقدرت به ایشان بباورانیم که دیگه دروغ در زندگی نمیگید.واظهارمحبت روچندبرابر کنید.وبهش بگید توپناهگاه منی ومنو بی پناه نکن تا میتونی از جملات احساسی و ترحم انگیز بهش بزنید.البته کارتون بسیارغلط بوده.موفق باشید.
(۱۴۰۰-۱۰-۱۲، ۱۲:۲۷ عصر)Farzaneh00 نوشته است: [ -> ]من با همسرم از طریق اینستاگرام آشنا شدم
یادمه یه استوری گذاشته بودم درباره هر چی دوس دارن ازم بپرسن
همسر من هم سن منو ازم پرسید من بهش گفتم ۲۴ سالمه
در صورتی که ۳۲ سالم بود چون فکر نمیکردم باهم ازدواج کنیم
تا بهم علاقمند شدیم باز نتونستم موضوع سن خودمو بهش بگم چون میترسیدم از دستش بدم
ولی درست چن روز بعد خواستگاری و قبل عقدمون .همچی رو فهمید.اونموقع عصبانی شد ولی باهم عقد کردیم
بعد عقد هم دوسم داشت یعنی ما ۱۵ مرداد امسال عقد کردیم ولی جدیدن نسبت بهم سرد شده داره میگه میترسم باهات عروسی کنم دوباره بخوای دروغ بگی
ولی من همینجور دختری نیستم .نمیخوام زندگیم خراب شه
این آقا یبار ازدواج ناموفق داشته یبار هم نامزدی کرده.من با مخالفت خانوادم باهاش ازدواج کردم
لطفا یه راه حلی جلو پام بذارین
سلام علیکم
با توجه به اهمیت موضوع، برای حل مشکل نیاز به مشاوره حضوری  با یک روانشناس متخصص در خصوص اختلالات شخصیتی،ذهنی و فکری دارید، هم شما و هم همسرتان، لذا در اولین فرصت اقدام کنید.
(۱۴۰۰-۱۰-۱۲، ۱۲:۲۷ عصر)Farzaneh00 نوشته است: [ -> ]من با همسرم از طریق اینستاگرام آشنا شدم
یادمه یه استوری گذاشته بودم درباره هر چی دوس دارن ازم بپرسن
همسر من هم سن منو ازم پرسید من بهش گفتم ۲۴ سالمه
در صورتی که ۳۲ سالم بود چون فکر نمیکردم باهم ازدواج کنیم
تا بهم علاقمند شدیم باز نتونستم موضوع سن خودمو بهش بگم چون میترسیدم از دستش بدم
ولی درست چن روز بعد خواستگاری و قبل عقدمون .همچی رو فهمید.اونموقع عصبانی شد ولی باهم عقد کردیم
بعد عقد هم دوسم داشت یعنی ما ۱۵ مرداد امسال عقد کردیم ولی جدیدن نسبت بهم سرد شده داره میگه میترسم باهات عروسی کنم دوباره بخوای دروغ بگی
ولی من همینجور دختری نیستم .نمیخوام زندگیم خراب شه
این آقا یبار ازدواج ناموفق داشته یبار هم نامزدی کرده.من با مخالفت خانوادم باهاش ازدواج کردم
لطفا یه راه حلی جلو پام بذارین
سلام وقت تون بخیر
در این که شما با دروغ و اشتباه وارد یه زندگی شدید که کار غلطی بوده که شکی نیست اما این که حالا که این اتفاق افتاده چه کنم؟
اگر قرار به ادامه زندگی باشه همیشه این استرس وجود داره که نکنه یه روز به خاطر این اشتباه منو ول کنه و دیگه منو نخواد پس بنابراین شما باید این استرس و اضطراب رو همین اول زندگی از بین ببرید الان با خودتون می پرسید چطوری؟ بهتون میگم
 با توجه به اینکه همسرتون میتونسته زمان عقد کلا منصرف بشه و به قولی عقد رو به هم بزنه واین کار رو نکرده یعنی اینکه بهتون علاقه مند هست 
و اگر شما از در ضعف و التماس وارد بشید در آینده مشکلات بیشتری میتونه گریبان گیر شما بشه و حتی میتونه به کانون مشکلات دیگه تبدیل بشه به قولی ازتون آتو داشته باشه و در هر زمان از زندگی اینو مث چوب بر سر شما فرود بیاره
حالا چکار باید کنید شما الان باید با صداقت وارد بشیداینکه بهش بفهمونید که متوجه اشتباه خودتون هستید و قبول دارید که اشتباه کردید پذیرفتن اشتباه ۵۰ درصد مشکلات رو حل میکنه و طرف مقابل صداقت شما رو میبینه و میفهمه که شما مسولیت پذیر هستید
بعد بهش بگید که شما آماده هستید که به خاطر این خطا مجازات بشید یعنی اگه میخاد زندگی رو تموم کنه شما آمادگی شو دارید و مشکلی از این جهت ندارید به عبارتی اگه قراره یه روز این اتفاق بیوفته بزارید همین ابتدای زندگی این اتفاق بیوفته و ازش معذرت خواهی کنید و بهش بگید که اگر شما رو ببخشه و به زندگی ادامه بده شما بهشون قول میدید که تو زندگی سعی میکنید و یا حتی به طور حتم دیگه هیچ وقت بهش دروغ نگید و در ادامه زندگی از بودن با شما پشیمون نخواهد شد و بهش بگید که به خاطر اینکه دوستش داشتید این پنهان کاری رو کردید
و از این به بعد هم دوسش خواهید داشت و در ادامه همیشه در کنارش خواهید بود و بهش مهر و محبت میکنیدبه طوری که اطمینان خاطر پیدا کنه
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما همراه گرامی
در ابتدا بایستی صحبت منطقی درباره موارد ازار دهنده داشته باشید(گفتگو در مورد مساله دروغ گویی) اگر کدورتی بین شما اتفاق افتاده که باعث  دلسردی و رنجش شده است برای بازگشت به رابطه عاطفی در باره ان صحبت کنید سعی کنید صحبت هایتان ارام و منطقی باشد از کلمات مناسبی استفاده کنید حرف هایتان حالت کنایه زدن نداشته باشد چرا که اوضاع را بدتر خواهد کرد و به درست کردن رابطه خراب شده کمکی نخواهد کرد در مورد دروغی که گفتین اظهار پشیمونی کنین و ترس از دست دادن وی رو عنوان کنین  اگر او از رفتار ها و یا کلمات خاصی خوشش نمیا د و روی بعضی مسایل حساس است او را درک کنیدوقتی شما او را درک کنید متقابلا عشقتان نیز در موارد دیگر شما را بهتر درک میکند 
حفظ احترام به خانواده ها _
سعی کنید در همه حال به خانواده های یکدیگر احترام بگذارید حتی اگر رفتاری از خانواده معشوقتان دیدید که مورد پسند شما نبود باز هم به انها بی احترامی نکنید و یا پشت سرشان حرف نزنید بی احترامی به خانواده ها باعث سر د شدن  رابطه زن و شوهر خواهد شد برای بهبود رابطه به خانواده همسر احترام بگذارید
نظافت و اراستگی ظاهری و پوشیدن لباس های مرتب به شما کمک میکند برای عشقتان جذاب شوید نیازی نیست لباس های گران قیمت بپوشید همین که  تمیز و مرتب باشید کافی است .
موفق و موید باشید .?