<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[مشاوره خانواده آنلاین رایگان عطاملک - مشاوره خانواده و ازدواج]]></title>
		<link>https://atamalek.ir/</link>
		<description><![CDATA[مشاوره خانواده آنلاین رایگان عطاملک - https://atamalek.ir]]></description>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 14:53:26 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[چطوری زندگیمو حفظ کنم جدا نشیم؟؟؟]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28510.html</link>
			<pubDate>Wed, 10 Apr 2024 21:25:33 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7558">Rose</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28510.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام شدیدا حس خفگی دارم و سردرگمم نمیدونم برای حفظ زندگیی که امروز داره متلاشی میشه باید چیکار کنم؟؟؟نیاز به راهنمایی و مشاوره دارم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام شدیدا حس خفگی دارم و سردرگمم نمیدونم برای حفظ زندگیی که امروز داره متلاشی میشه باید چیکار کنم؟؟؟نیاز به راهنمایی و مشاوره دارم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تنها خوابیدن فرزند]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28509.html</link>
			<pubDate>Fri, 05 Apr 2024 22:41:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7488">mba</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28509.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام مشاور عزیز <br />
پسرم ۱۱ ساله هست و هنوز شبها باید پیشش دراز بکشم تا بخوابه وقتی خواب میره میام تخت خودم باز بیشتر صبح ها میبینم اومده تو تخت من خوابیده با اینکه اتاقش با برادر ۱۴ ساله اش مشترک هست و تختهاشون فقط ی متر فاصله داره <br />
مبگه میترسم <br />
دیگه خسته شدم چند روش امتحان کردم جواب نداد لطفا راهنمایی بفرمایید<br />
ممنونم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام مشاور عزیز <br />
پسرم ۱۱ ساله هست و هنوز شبها باید پیشش دراز بکشم تا بخوابه وقتی خواب میره میام تخت خودم باز بیشتر صبح ها میبینم اومده تو تخت من خوابیده با اینکه اتاقش با برادر ۱۴ ساله اش مشترک هست و تختهاشون فقط ی متر فاصله داره <br />
مبگه میترسم <br />
دیگه خسته شدم چند روش امتحان کردم جواب نداد لطفا راهنمایی بفرمایید<br />
ممنونم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سردرگمی در رابطه م]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28508.html</link>
			<pubDate>Fri, 05 Apr 2024 22:31:42 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7555">Elham_ab_1999</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28508.html</guid>
			<description><![CDATA[من یک سالی میشه با آقا پسری رابطه از راه دور دارم من تهران هستم ایشون شمال کشور تو این یک سال ۵ باری همو دیدیم اوایل دیدار بیشتر بود ی فاصله ی ۶ ماهه همو ندیدیم بعد از این فاصله ای ک افتاد من احساس دلسرد شدن دارم و حسم کم و کمتر میشه و نمیتونم مثل قبل دوسش داشته باشم از طرفی هم خیلی پسر خوبی هست و بهم علاقه ی زیادی داره .خیلی سردرگمم ن پای رفتن دارم ن دل موندن احساس میکنم دیگه کسی اینجوری بهم علاقمند نمیشه<br />
قبلا هم عاشق شده بودم و شکست خوردم<br />
ولی نسبت ب این آقا حسم فقد دوس داشتن ساده و وابستگی بود چیکار کنم بنظرتون؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من یک سالی میشه با آقا پسری رابطه از راه دور دارم من تهران هستم ایشون شمال کشور تو این یک سال ۵ باری همو دیدیم اوایل دیدار بیشتر بود ی فاصله ی ۶ ماهه همو ندیدیم بعد از این فاصله ای ک افتاد من احساس دلسرد شدن دارم و حسم کم و کمتر میشه و نمیتونم مثل قبل دوسش داشته باشم از طرفی هم خیلی پسر خوبی هست و بهم علاقه ی زیادی داره .خیلی سردرگمم ن پای رفتن دارم ن دل موندن احساس میکنم دیگه کسی اینجوری بهم علاقمند نمیشه<br />
قبلا هم عاشق شده بودم و شکست خوردم<br />
ولی نسبت ب این آقا حسم فقد دوس داشتن ساده و وابستگی بود چیکار کنم بنظرتون؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اعتیاد همسر]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28506.html</link>
			<pubDate>Thu, 04 Apr 2024 11:27:08 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7553">yalda</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28506.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام. همسرم اعتیاد داره یه دختر ۴ ساله دارم خیلی خسته شدم چندین بار ترک کرده هر بار دو و سه سال پاک بوده الان ۶ ساله که لغزش کرده و توی این ۶ سال ۱۵بار کمپ رفته دکتر رفته تو خونه خوابیده هر کاری و کمکی میتونستم کردم که ترک کنه ولی نکرد نتونست? بدهکاری مستاجری و رفتارای بدش برام قابل تحمل نیس خانوادم نمیتونن از نظر مالی کمکم کنن جا هم ندارن برم پیششون موندم چیکار کنم نه دل موندن دارم نه پای رفتن افسرده شدم و این وسط دخترم بیشتر ضربه میخوره کاش راهی جلوم بود کاش میدونستم چیکار باید بکنم تحمل این شرایط برام عذاب اوره.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام. همسرم اعتیاد داره یه دختر ۴ ساله دارم خیلی خسته شدم چندین بار ترک کرده هر بار دو و سه سال پاک بوده الان ۶ ساله که لغزش کرده و توی این ۶ سال ۱۵بار کمپ رفته دکتر رفته تو خونه خوابیده هر کاری و کمکی میتونستم کردم که ترک کنه ولی نکرد نتونست? بدهکاری مستاجری و رفتارای بدش برام قابل تحمل نیس خانوادم نمیتونن از نظر مالی کمکم کنن جا هم ندارن برم پیششون موندم چیکار کنم نه دل موندن دارم نه پای رفتن افسرده شدم و این وسط دخترم بیشتر ضربه میخوره کاش راهی جلوم بود کاش میدونستم چیکار باید بکنم تحمل این شرایط برام عذاب اوره.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[با شوهر بی مسئولیت چکار کنم؟]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28505.html</link>
			<pubDate>Tue, 26 Mar 2024 13:30:49 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7541">مریم احمدی</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28505.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام. من خانم چهل ساله و شوهرم ۴۵. بیست ساله ازدواج کردیم. هر دو شاغلیم. دو تا بچه ۱۲ و ۷ ساله داریم‌. مشکل من بی مسولیتی شوهرمه. در ظاهر اصلا اینطور نیست و همه فامیل از اینکه چنین شانسی داشتم حرف میزنن. اما واقعیت زندگی فرق داره. من یه آدم منضبط، با برنامه و البته خیلی هم موفق در کار خودم هستم. اون برعکس بی برنامه و دقیقه نودی. حالا مشکل بچه ها هستند. من براشون وقت موبایل و تکليف و بازی گذاشتم و تا خودم خونه هستم هم مراعات می کنند. امان از وقتی که شوهرم پاش رو بذاره تو خونه. همه چی رو ول میکنن فقط موبایل و فیلم. و یهو آخر شب با یه عالمه کار باقی مونده و خستگی که دیگه نمی تونن کاراشون رو تموم کنند. هر چی هم با شوهرم صحبت می کنم که رعایت کنه یه دو ساعتی گوش میده و بار برمیگردیم سر خونه اول. طوری شده که بچه ها دوست دارند من نباشم تا اونا راحت به تفریحشون برسند. در مورد هله هوله خوردن هم همین برنامه هست. بدون محدودیت خرید میکنه و بچه ها رو از غذا میندازه. بعد که خرید کرد میگه اجازه خوردنش رو از مامان بگیرید!! کارهای مردونه خونه هم معمولا انجام نمیشه. مثلا خریدهای بزرگ و تعویض اسباب منزل.نه بخاطر پولش، بخاطر خود کار. الان بچه هام دقیقا روبروی من هستند و با من احساس خوبی ندارند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام. من خانم چهل ساله و شوهرم ۴۵. بیست ساله ازدواج کردیم. هر دو شاغلیم. دو تا بچه ۱۲ و ۷ ساله داریم‌. مشکل من بی مسولیتی شوهرمه. در ظاهر اصلا اینطور نیست و همه فامیل از اینکه چنین شانسی داشتم حرف میزنن. اما واقعیت زندگی فرق داره. من یه آدم منضبط، با برنامه و البته خیلی هم موفق در کار خودم هستم. اون برعکس بی برنامه و دقیقه نودی. حالا مشکل بچه ها هستند. من براشون وقت موبایل و تکليف و بازی گذاشتم و تا خودم خونه هستم هم مراعات می کنند. امان از وقتی که شوهرم پاش رو بذاره تو خونه. همه چی رو ول میکنن فقط موبایل و فیلم. و یهو آخر شب با یه عالمه کار باقی مونده و خستگی که دیگه نمی تونن کاراشون رو تموم کنند. هر چی هم با شوهرم صحبت می کنم که رعایت کنه یه دو ساعتی گوش میده و بار برمیگردیم سر خونه اول. طوری شده که بچه ها دوست دارند من نباشم تا اونا راحت به تفریحشون برسند. در مورد هله هوله خوردن هم همین برنامه هست. بدون محدودیت خرید میکنه و بچه ها رو از غذا میندازه. بعد که خرید کرد میگه اجازه خوردنش رو از مامان بگیرید!! کارهای مردونه خونه هم معمولا انجام نمیشه. مثلا خریدهای بزرگ و تعویض اسباب منزل.نه بخاطر پولش، بخاطر خود کار. الان بچه هام دقیقا روبروی من هستند و با من احساس خوبی ندارند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پرخاشگری]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28479.html</link>
			<pubDate>Wed, 06 Mar 2024 10:39:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7488">mba</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28479.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام مشاور عزیز خسته نباشید <br />
پسرم ۱۴ سالش هست توی درس خوندن خیلی کوتاهی میکنه خیلی لجباز و پرخاشگر شده به برادر کوچکتر گیر میده و به من و پدرش بی احترامی میکنه باباش عصبانی میشه گاهی میزنش زود میگه خودکشی میکنم یا خودش رو کتک میزنه<br />
حتی وقتی بی محلی یا محبت کنیم به بحث و دعوا ادامه میده<br />
لطفا کمک کنید چطور برخورد کنیم خسته شدم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام مشاور عزیز خسته نباشید <br />
پسرم ۱۴ سالش هست توی درس خوندن خیلی کوتاهی میکنه خیلی لجباز و پرخاشگر شده به برادر کوچکتر گیر میده و به من و پدرش بی احترامی میکنه باباش عصبانی میشه گاهی میزنش زود میگه خودکشی میکنم یا خودش رو کتک میزنه<br />
حتی وقتی بی محلی یا محبت کنیم به بحث و دعوا ادامه میده<br />
لطفا کمک کنید چطور برخورد کنیم خسته شدم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سلام من ۲۲ سالمه و پارتنرم ۲۳ سال ،من و ایشون فاصله زیادی از هم داریم ایشون زنجانی هس]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28453.html</link>
			<pubDate>Fri, 16 Feb 2024 07:20:19 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7505">هانیه1</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28453.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام من ۲۲ سالمه و پارتنرم ۲۳ سال ،من و ایشون فاصله زیادی از هم داریم ایشون زنجانی هستند و من شهر دیگه و ماهی یکبار برای دیدنم میان شهر من، حدود ۷ ماهی هست که باهم آشنا شدیم و از همه لحاظ ایشون منو حمایت میکنن ،از اولش گفتن قصدم ازدواجه و خانواده هامون در جریانن تا آشنایی بیشتر بشه ،حدود ۲ ماهی میشه که میل شدیدی دارن که با من سکس داشته باشن و من مانع میشم و ایشون با شنیدن جواب نه من عصبی میشن و مدام میگن که من سرد دارم میشم و یکی از پایه های تداوم رابطمون شهوته ،اما میگن تا خودت نخوای هیچ کاری نمیکنم واقعا هم همینطور بوده اما الان <br />
واقعا نمی‌دونم ایشون منو دوست دارن یا از اولش به دنبال همین کار بودن و اینکه این رفتارا طبیعی یا اینکه باید منتظر طرد شدن باشم بعد برقراری رابطه ؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام من ۲۲ سالمه و پارتنرم ۲۳ سال ،من و ایشون فاصله زیادی از هم داریم ایشون زنجانی هستند و من شهر دیگه و ماهی یکبار برای دیدنم میان شهر من، حدود ۷ ماهی هست که باهم آشنا شدیم و از همه لحاظ ایشون منو حمایت میکنن ،از اولش گفتن قصدم ازدواجه و خانواده هامون در جریانن تا آشنایی بیشتر بشه ،حدود ۲ ماهی میشه که میل شدیدی دارن که با من سکس داشته باشن و من مانع میشم و ایشون با شنیدن جواب نه من عصبی میشن و مدام میگن که من سرد دارم میشم و یکی از پایه های تداوم رابطمون شهوته ،اما میگن تا خودت نخوای هیچ کاری نمیکنم واقعا هم همینطور بوده اما الان <br />
واقعا نمی‌دونم ایشون منو دوست دارن یا از اولش به دنبال همین کار بودن و اینکه این رفتارا طبیعی یا اینکه باید منتظر طرد شدن باشم بعد برقراری رابطه ؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[علائم اختلال شخصیت مرزی کمککک]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28444.html</link>
			<pubDate>Fri, 09 Feb 2024 00:04:03 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7501">andia7997</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28444.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام من دوساله رابطه عاطفی دارم باتوجه به رفتار های طرف مقابلم شک دارم اختلال شخصیت مرزی داره بشدت دمدمی مزاجه موضوعات کوچیک رو بزرگ میکنه پرخاشگره و همیشه حق ب جانب همه چی عالیهدیهو سر یه موضوع ساده جنگ بپا میکنه و تامرز کات شدن میریم از علاقشون مطمنم اما موقع دعوا ادم دیگه ای میشه و همه چیزو خراب میکنه در مواقع عادی بهتر از خودش نیست انگار دوتا شخصیت داره من چکار کنم دارم اذیت میشم جداهم نمیخوام بشم هردو ۲۴سالمونه و توی خانواده عصبی بزرگ شده مشکل خانوادگی خاصی نداره]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام من دوساله رابطه عاطفی دارم باتوجه به رفتار های طرف مقابلم شک دارم اختلال شخصیت مرزی داره بشدت دمدمی مزاجه موضوعات کوچیک رو بزرگ میکنه پرخاشگره و همیشه حق ب جانب همه چی عالیهدیهو سر یه موضوع ساده جنگ بپا میکنه و تامرز کات شدن میریم از علاقشون مطمنم اما موقع دعوا ادم دیگه ای میشه و همه چیزو خراب میکنه در مواقع عادی بهتر از خودش نیست انگار دوتا شخصیت داره من چکار کنم دارم اذیت میشم جداهم نمیخوام بشم هردو ۲۴سالمونه و توی خانواده عصبی بزرگ شده مشکل خانوادگی خاصی نداره]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[در دوران عقد با همسرم مشکل دارم]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28445.html</link>
			<pubDate>Thu, 08 Feb 2024 21:30:27 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7500">Lida</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28445.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام من ده ماهه عقدکردم الان به مشکل برخوردم چیکارکنم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام من ده ماهه عقدکردم الان به مشکل برخوردم چیکارکنم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پسرم پرخاشگر شده و زیاد با موبایل کار می کنه، چکار کنم؟]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28433.html</link>
			<pubDate>Mon, 29 Jan 2024 04:28:10 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7488">mba</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28433.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام مشاور عزیز <br />
پسرم ۱۴ ساله هست خیلی توی گوشی میره وقتی ازش میگیریم خودش رو میزنه، چندبار صورتش رو چنگ انداخته و داد و بیداد کرده حتی جیغ میکشه کوچکترین صحبتی بشه اینکار رو میکنه. تحمل حرف شنیدن نداره تو طول سال درس نمیخونه شب امتحان فقط میخونه. <br />
پرخاشگر شده و به برادر کوچیکترش گیر میده از خونه بیرون نمیره کلاس ورزش بسکتبال ی مدت ذوق داشت چون دوستش میره الان همون بسکتبال هم دیگه علاقه نداره .<br />
چکار کنم دیگه کمتر بره سمت گوشی و خود زنی رو ترک کنه<br />
همه جور امکانات و رفاهی تو خونه داره]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام مشاور عزیز <br />
پسرم ۱۴ ساله هست خیلی توی گوشی میره وقتی ازش میگیریم خودش رو میزنه، چندبار صورتش رو چنگ انداخته و داد و بیداد کرده حتی جیغ میکشه کوچکترین صحبتی بشه اینکار رو میکنه. تحمل حرف شنیدن نداره تو طول سال درس نمیخونه شب امتحان فقط میخونه. <br />
پرخاشگر شده و به برادر کوچیکترش گیر میده از خونه بیرون نمیره کلاس ورزش بسکتبال ی مدت ذوق داشت چون دوستش میره الان همون بسکتبال هم دیگه علاقه نداره .<br />
چکار کنم دیگه کمتر بره سمت گوشی و خود زنی رو ترک کنه<br />
همه جور امکانات و رفاهی تو خونه داره]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ظلم در حق فرزندان]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28393.html</link>
			<pubDate>Mon, 08 Jan 2024 15:34:02 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7452">گل همیشه تنها</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28393.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام روزتون بخیر فاطمه هستم ۲۳ ساله از مشهد <br />
بچه دوم خانواده هستم و یه برادر بزرگتر دارم<br />
یه موضوعی خیلی ذهنمو اذیت میکنه یعنی واقعاااا دارم یه جورایی دیوونه میشم <br />
<br />
ببینید پدر و مادرم از اول زندگیشون با هم مشکل داشتن همیشه دعوا بحث بعضی وقتا هم کتک کاری <br />
و من از زمان بچگیم همه اینا رو دیدم تااااا الان <br />
بابام که رفت ازدواج مجدد کرد خودشو خلاص کرد و یه جورایی ترکمون هم کرده <br />
<br />
مامانم دچار وسواس شست و شو هستش خیلی بداخلاق و افسردست من و برادرمو خیلی میزد وقتی بچه بودیم الانم اگه نمیاد حمله نمیکنه بخاطر اینه که بزرگ شدیم و یه جورایی میترسه که یه وقت ما نزنیمش <br />
<br />
اره خلاصه که الان دارن بحث میکنن طلاق بگیرن نگیرن هر روزم خونمون دعواست <br />
مخصوصا مامانم با من خیلی دعوا میکنه از فحش های رکیکش که نگم <br />
<br />
واقعااا دیگه نمیتونم نه مامانمو نه بابامو نه جو خونه رو تحمل کنم واقعااا دیگه بریدم سرم به شدددت درد میکنه گوشام میسوزه <br />
<br />
میخوام برم مستقل بشم خودم تنها یه مدت زندگی کنم برم مسافرت یه چند سالی هیچکدوم از اعضای خانوادمو نبینم چون واقعا متنفرم ازشون <br />
<br />
موضوعی که الان داره اذیتم میکنه اینه همه میگن نه تو نباید خونه رو ترک کنی تو باید پیش مامانت بمونی اونو نگه داری طلاق بگیره تنها میشه فلان فلان <br />
<br />
من واقعا نمیتونم دیگه صبرم تموم شده ۲۳ ساله دارم عذاب میکشم هیچکس منو درک نمیکنه <br />
<br />
من هیچ آزادی با خانوادم ندارم حتی نمیتونم برم بیرون یا تو خونه به وسایلی دست بزنم یا چیزی سفارش بدم بخاطر وسواس مامانم <br />
<br />
<br />
شما بگید چیکار کنم واقعا دلم میخواد دیگه خودکشی کنم از دست اینا<br />
<br />
<br />
و اینکه من خیلییییی دلم میخواد برم به سفر <br />
به کشور‌های خارجی مخصوصا <br />
<br />
انقد فشار و استرس رو من بوده که دلم میخواد مدت زمان زیاااادی از تمام افراد خانوادم دور بمونم و با دوستام شاد باشم <br />
<br />
 <br />
واقعا نیازه من همیشه پیش مامانم بمونم؟ صبح تا شب‌؟ <br />
چون یه عده به من میگن نباید مامانتو تنها بذاری اون زحمت کشیده ‌و فلان فلان تو باید پیشش بمونی و به من بخاطر آرزوهام احساس شرم و گناه القا میکنن انگار که حقی ندارم <br />
<br />
خب یعنی چی من حق انتخاب ندارم؟من حق سفر و فضای شخصی ندارم؟ حق ازدواج؟<br />
اگه واقعا حق داشتن چیزهای ساده رو ندارم دلم نمیخواد زنده بمونم <br />
مرگ و بیشتر ترجیح میدم تا پیش مامانم بمونم و آرزوهام بر باد بره]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام روزتون بخیر فاطمه هستم ۲۳ ساله از مشهد <br />
بچه دوم خانواده هستم و یه برادر بزرگتر دارم<br />
یه موضوعی خیلی ذهنمو اذیت میکنه یعنی واقعاااا دارم یه جورایی دیوونه میشم <br />
<br />
ببینید پدر و مادرم از اول زندگیشون با هم مشکل داشتن همیشه دعوا بحث بعضی وقتا هم کتک کاری <br />
و من از زمان بچگیم همه اینا رو دیدم تااااا الان <br />
بابام که رفت ازدواج مجدد کرد خودشو خلاص کرد و یه جورایی ترکمون هم کرده <br />
<br />
مامانم دچار وسواس شست و شو هستش خیلی بداخلاق و افسردست من و برادرمو خیلی میزد وقتی بچه بودیم الانم اگه نمیاد حمله نمیکنه بخاطر اینه که بزرگ شدیم و یه جورایی میترسه که یه وقت ما نزنیمش <br />
<br />
اره خلاصه که الان دارن بحث میکنن طلاق بگیرن نگیرن هر روزم خونمون دعواست <br />
مخصوصا مامانم با من خیلی دعوا میکنه از فحش های رکیکش که نگم <br />
<br />
واقعااا دیگه نمیتونم نه مامانمو نه بابامو نه جو خونه رو تحمل کنم واقعااا دیگه بریدم سرم به شدددت درد میکنه گوشام میسوزه <br />
<br />
میخوام برم مستقل بشم خودم تنها یه مدت زندگی کنم برم مسافرت یه چند سالی هیچکدوم از اعضای خانوادمو نبینم چون واقعا متنفرم ازشون <br />
<br />
موضوعی که الان داره اذیتم میکنه اینه همه میگن نه تو نباید خونه رو ترک کنی تو باید پیش مامانت بمونی اونو نگه داری طلاق بگیره تنها میشه فلان فلان <br />
<br />
من واقعا نمیتونم دیگه صبرم تموم شده ۲۳ ساله دارم عذاب میکشم هیچکس منو درک نمیکنه <br />
<br />
من هیچ آزادی با خانوادم ندارم حتی نمیتونم برم بیرون یا تو خونه به وسایلی دست بزنم یا چیزی سفارش بدم بخاطر وسواس مامانم <br />
<br />
<br />
شما بگید چیکار کنم واقعا دلم میخواد دیگه خودکشی کنم از دست اینا<br />
<br />
<br />
و اینکه من خیلییییی دلم میخواد برم به سفر <br />
به کشور‌های خارجی مخصوصا <br />
<br />
انقد فشار و استرس رو من بوده که دلم میخواد مدت زمان زیاااادی از تمام افراد خانوادم دور بمونم و با دوستام شاد باشم <br />
<br />
 <br />
واقعا نیازه من همیشه پیش مامانم بمونم؟ صبح تا شب‌؟ <br />
چون یه عده به من میگن نباید مامانتو تنها بذاری اون زحمت کشیده ‌و فلان فلان تو باید پیشش بمونی و به من بخاطر آرزوهام احساس شرم و گناه القا میکنن انگار که حقی ندارم <br />
<br />
خب یعنی چی من حق انتخاب ندارم؟من حق سفر و فضای شخصی ندارم؟ حق ازدواج؟<br />
اگه واقعا حق داشتن چیزهای ساده رو ندارم دلم نمیخواد زنده بمونم <br />
مرگ و بیشتر ترجیح میدم تا پیش مامانم بمونم و آرزوهام بر باد بره]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[افسردگی]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28378.html</link>
			<pubDate>Thu, 28 Dec 2023 20:10:28 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7432">ASLi...79</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28378.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام من یه دختر ۲۲ ساله هستم. ۵ ساله نامزد دارم. من کلا اعتماد به نفس ندارم همش دونبال این هستم که دیگران منو تایید کنن حرفمو درست نمیتونم بزنم ولی دارم از این رفتارام عذاب میکشم توروخدا کمکم کنید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام من یه دختر ۲۲ ساله هستم. ۵ ساله نامزد دارم. من کلا اعتماد به نفس ندارم همش دونبال این هستم که دیگران منو تایید کنن حرفمو درست نمیتونم بزنم ولی دارم از این رفتارام عذاب میکشم توروخدا کمکم کنید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خواستگار خوب دارم با نامزد فعلی چکار کنم؟]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28377.html</link>
			<pubDate>Thu, 28 Dec 2023 07:09:26 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7428">mohana</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28377.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام بنده ۷ماهی هست که با اقایی در ارتباطم که از ابتدا قصد و نیت ایشون ازدواج بوده و میگفت خیلی عاشق منه اوایل همه چیز عالی بود و ایشون خیلی صبور و محترم بودن یکم که گذشت من متوجه شدم چند سال اعتیاد تریاک داشتن و ترک کردن و اروم اروم شک های من به ایشون شروع شد البته همیشه ثابت میکردن که شکهای من بی مورده بگم که تحصیلات ایشون زیر دیپلم و بنده لیسانسم این اواخر دیگه دعواها اوج گرفت تا اینکه بهمدیگه توهین های رکیک میکنیم و متوجه شدم ایشون گل مصرف کرده و البته اینم بگم فشار مالی کاری روش بالاسا چون مادرشونم فوت کرده هیچکسی رو پشتش نداره بخاطر اصرار های منم از محل کارش که معدن بود استعفا داددو اومد تهران ماشینش رو فروخت بتونه خونه بگیره در کل پسر خوبیه مثلا من مریض شدم اومد ملاقاتم با اینکه از من ویروس گرفت اما گفت فدای سرت اما خیلی بددهنه خیلی دیگه بهم توهین میکنه میگه تو چی داری که به خودت میبالی ؟ این اواخر توی اینستاش دیدم که پیج فاحشه سرچ کرده بود گفتم برای کیه قسم خورد مال من نیست و ثابت میکنم که دیگه اینقدر دعوا داشتیم نشد ثابت کنه منم یه خواستگار دیگه دارم که ۱۰ ساله من رو مبخوان ایشون فوق لیسلنس هستت کار دولتی دارن و وضعیت مالی عالی و خیلی محترم حالا من موندم اگه بخوام جواب مثبت بدم با این اقا چی کار کنم زتدگی از دست رفته ش ک با اصرار من اومددتهدان و بخاطر من چی کار کنم ؟یکم خاطرات اذیتم میکنه من دارم از عذاب وجدان میمیرم که زندگیشو اینجوری نابود کردم اما من فکر میکردم خیلی اروم و صبوره اصلا فکر نمیکردم اینحوری باشه چون توی اشنا ها هم خیلی تعریف میکردن ازش اما اصلا مثل تعریفاش نبود توروخدا راه بذارید جلوپام چی کاررکنم گه اونم ضرر نکنه منم خوشبخت شم ؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام بنده ۷ماهی هست که با اقایی در ارتباطم که از ابتدا قصد و نیت ایشون ازدواج بوده و میگفت خیلی عاشق منه اوایل همه چیز عالی بود و ایشون خیلی صبور و محترم بودن یکم که گذشت من متوجه شدم چند سال اعتیاد تریاک داشتن و ترک کردن و اروم اروم شک های من به ایشون شروع شد البته همیشه ثابت میکردن که شکهای من بی مورده بگم که تحصیلات ایشون زیر دیپلم و بنده لیسانسم این اواخر دیگه دعواها اوج گرفت تا اینکه بهمدیگه توهین های رکیک میکنیم و متوجه شدم ایشون گل مصرف کرده و البته اینم بگم فشار مالی کاری روش بالاسا چون مادرشونم فوت کرده هیچکسی رو پشتش نداره بخاطر اصرار های منم از محل کارش که معدن بود استعفا داددو اومد تهران ماشینش رو فروخت بتونه خونه بگیره در کل پسر خوبیه مثلا من مریض شدم اومد ملاقاتم با اینکه از من ویروس گرفت اما گفت فدای سرت اما خیلی بددهنه خیلی دیگه بهم توهین میکنه میگه تو چی داری که به خودت میبالی ؟ این اواخر توی اینستاش دیدم که پیج فاحشه سرچ کرده بود گفتم برای کیه قسم خورد مال من نیست و ثابت میکنم که دیگه اینقدر دعوا داشتیم نشد ثابت کنه منم یه خواستگار دیگه دارم که ۱۰ ساله من رو مبخوان ایشون فوق لیسلنس هستت کار دولتی دارن و وضعیت مالی عالی و خیلی محترم حالا من موندم اگه بخوام جواب مثبت بدم با این اقا چی کار کنم زتدگی از دست رفته ش ک با اصرار من اومددتهدان و بخاطر من چی کار کنم ؟یکم خاطرات اذیتم میکنه من دارم از عذاب وجدان میمیرم که زندگیشو اینجوری نابود کردم اما من فکر میکردم خیلی اروم و صبوره اصلا فکر نمیکردم اینحوری باشه چون توی اشنا ها هم خیلی تعریف میکردن ازش اما اصلا مثل تعریفاش نبود توروخدا راه بذارید جلوپام چی کاررکنم گه اونم ضرر نکنه منم خوشبخت شم ؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هعی]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28364.html</link>
			<pubDate>Mon, 25 Dec 2023 14:02:11 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7425">000fm0o</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28364.html</guid>
			<description><![CDATA[هعیییییییییییییی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هعیییییییییییییی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چشم ناپاک]]></title>
			<link>https://atamalek.ir/thread-28278.html</link>
			<pubDate>Wed, 22 Nov 2023 12:34:16 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://atamalek.ir/member.php?action=profile&uid=7369">MaryamH</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://atamalek.ir/thread-28278.html</guid>
			<description><![CDATA[چطور با همسری که در اینستاگرام عکس و فیلم زنهای لخت رو میبینه رفتار کنم ؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[چطور با همسری که در اینستاگرام عکس و فیلم زنهای لخت رو میبینه رفتار کنم ؟]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>