مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › خانواده ایرانی › بانوی ایرانی v
« قبلی 1 2 3 4 بعدی »
› تلافی شوهرم

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  خون بعد از اجابت مزاج؛ چه زمانی پای بواسیر در... mona39 mona39 گفتگوی ایرانیان
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
برترین امتیاز گیرندگان
912
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
MadisonMad دیروز
EzequielHa دیروز
RosariaGri دیروز
Mohammad_Meshkati دیروز
WilliemaeL دیروز
CorrinePgl دیروز
Teresa11 ۵-۳۰
AlexandraM ۵-۲۸

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 2.87
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تلافی شوهرم

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
۱۳۹۹-۵-۱۲، ۱۲:۰۰ عصر
هر دو هفته یکبار حتما" منزل مادرشوهرم هستیم . برای شام یا ناهار . یک روز یا نصف روزمان را کاملا" خالی می کنیم برای اینکه کنارشان باشیم . واقعیت این است که از بودن در کنارشان لذت می برم . مادرشوهرم عاشق صبوراست و من تلاش می کنم که صبورا را هم عاشق او کنم . باید بگویم که موفق هم بوده ام . معمولا" رابطه ی نوجوانان با افرادمسن یا میانسال خیلی رو به راه نیست . شرایط روحی و سن بلوغ آن ها و کم حوصلگی افرادمسن از دلایل کمرنگ شدن این رابطه است .
اما مادرشوهرم ، نسبت به نوه هایش پرحوصله و مهربان است . قبل تر ها که پاهایش کمتر درد می کرد؛ گاهی بازار می رفت و برای نوه های دختری اش کاسه و بشقاب اسباب بازی می خرید و برای نوه های پسری اش ماشین ، تا وقتی که به خانه ی آنها می آیند سرشان گرم باشد . خودش هم کنارشان می نشیند با دخترها خاله بازی می کند و با پسرها بازی های دیگر .
چهره ی سفید و چشمان رنگی مادرشوهرم با آن اندام تپل و دستان اندکی لرزانش ، هیبت واقعی یک مادربزرگ دوست داشتنی را دارد . درست است که گاهی با حرفهایشان می رنجم اما حقیقت امر این است که او مادر عزیزترین و دوست داشتنی ترین فرد زندگی ام یعنی مادر همسرم است . همان کسی که شوهرم را نه ماه در بطن خویش پرورش داده است . همان کسی که دو سال از شیره ی جانش همسرم را تغذیه کرده است . همان کسی که او را تربیت کرده است . حتی الان هم بعد از گذشت این سالها ، جوری عاشقانه نگاهش می کند و نگران سرما و گرمایش است که باید در برابر اینهمه حس مادری اش سر تعظیم فرود آورم . 
آن هفته هم منزلشان بودیم . عقربه های ساعت روی عدد یازده جا خوش کرده بودند . موقع رفتن بود و وقت خداحافظی . همسرم مشغول خداحافظی از پدرش بود و من در حالیکه صورت مادرشوهرم را می بوسیدم  ، از سروصدای بچه ها عذرخواهی کردم. در یک لحظه خم شدم و دستانش را بوسیدم. همسرم زودتر از من بیرون رفته بود از منزلشان بیرون آمدم و به سمت خانه رهسپار شدیم.
هفته بعد مهمان مادرم بودیم . طبق عادت همیشگی پدرومادرم که معمولا باید همه دور هم جمع باشند . پدر و مادرم از شلوغی و سروصدای بچه ها و نوه ها انگار بیشتر لذت می برند. موقع رفتن بود. ما زودتر از بقیه خداحافظی کردیم . مادر نشسته بود . پاهایش درد می کرد و نمی توانست روی آنها بایستد. آقا سید مقابل مادرم نشست .خداحافظی کرد . ما بین دو ابرویش را بوسید و بعد در برابر چشم همه خم شد و کف پای مادرم را بوسید . 
شاید پاداش بوسه بر دستان مادرشوهرم ، بوسیدن کف پای مادرم بود ...
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چرا شوهرم کم حرف است؟ ADMIN 1 651 ۱۴۰۰-۵-۲۹، ۰۴:۱۳ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
Wink چطوری شوهرم رو عاشق خودم کردم؟ مهرانا 0 1,033 ۱۴۰۰-۳-۱۶، ۰۸:۰۶ صبح
آخرین ارسال: مهرانا

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('11210')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.