مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • رادیو عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › کتاب | رمان | ادبیات v
« قبلی 1 2 3 4 5 … 30 بعدی »
› اگر آفتاب طلوع کند ... ؟

امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اگر آفتاب طلوع کند ... ؟

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#1
۱۴۰۰-۵-۲۸، ۰۸:۵۲ صبح
تو را به خداوندی خدا قسم می‌دهم خورشید، طلوع نکن! نیا! هیچوقت! بگذار این ظلمات باقی بماند. فردا که سر بزند...
وای اگر فردا سر برسد! من چه خاکی به سرم خواهم ریخت؟! جدی جدی چه غلطی بکنم؟ قرار است واقعا در مقابلش بجنگم؟ اگر فرمانده دستور داد برویش تیغ بکشم، زهره‌اش را خواهم داشت که رو به رویش دست به شمشیر ببرم؟ تا این حد پست و کثیف شده‌ام؟ تا این حد بوی نجاست و تعفن گرفته‌ام؟ نه! خدایا نه! فردا را هرگز مرسان! من نمی‌خواهم! نمی‌توانم!
من به این مرد نامه نوشتم! خود دعوتش کردم به خانه‌ام. دروغ نگفتم وقتی فریاد زدم جانم را فدایش خواهم کرد. سخن از اعماق قلبم گفتم. حالا قرار است جانش را بگیرم؟! چه شد که به این بدبختی گرفتار شدم؟
تقصیر من چیست آخر؟ حسین باید دست از لج و لج‌بازی بردارد! می‌داند مرگش حتمی است، هنوز هم پایش را کرده توی یک کفش که بیعت نمی‌کند. قصدش خودکشی است، عمدا می‌خواهد عذاب وجدانش را روی دوش ما بیندازد! این بود رسم مردانگی‌ و جوانمردی؟ عقل ندارد این مرد؟ چرا به ما رحم نمی‌کند؟
ولی او... او خودش درک می‌کند. خود حسین هم راضی نیست بچه‌هایم گرسنگی بکشند. مگر پسر همان شیرمردی نیست که هوای تمام کودکان گرسنه‌ی کوفه را داشت؟ خانواده‌ی من هم مسکین و نیازمندند. به سکه‌های ابن‌زیاد نیاز داشتند. من فقط خواستم وظیفه‌ام را در قبال خانواده‌ام انجام داده باشم. این مگر خودش بخشی از دیانت نیست؟ ولشان می‌کردم تا هلاک شوند خوب بود؟
اصلا بود و نبود من چه فرقی می‌کند؟ یک سرباز از این سی هزار نفر کم شود! اصلا... اصلا گیریم که من همین الان بلند شدم و رفتم که به لشکر حسین بپیوندم. نتیجه‌ی جنگ تغییری می‌کند؟
حسین می‌میرد. من نمی‌خواهم بمیرم ولی می‌میرد. اینکه من کنارش بمیرم یا زنده بمانم چه توفیری دارد برایش؟ 
خدا شاهد است که من راضی به این وضعیت نیستم. خدا درون قلب آدم‌ها را می‌بیند. مهم نیت است. مهم این است که از دل و جان واله و شیدای حسینم. مگر می‌شود نور رخسارش را دید و واله و شیدایش نشد؟ آه... من می‌دانم که او چه پاک مردی است. می‌دانم که آمده بود ناجی ما باشد. آمده بود با نفس مسیحایی‌اش به شهر من، این خرابه‌ی نفرین شده، رنگ و روی عدالت بدمد. ولی خب تقدیر این بود که نتواند. به خدا که اگر بر این مصیبت سال‌ها اشک بریرم حق دارم. چقدر بدبختم من... چقدر بدبختم من...
نه... به خدا تحملش را ندارم. فردا هیچ‌گاه نباید سر برسد. نه... حاضرم هرجایی در این دنیا باشم غیر از این نقطه. نمی‌توانم سکوت کنم و شاهد مرگ اویی باشم که ارباب من است. من خیر سرم مرید راه اویم. نه... باید فرار کنم. ساعت چند است؟ چقدر مانده تا طلوع آفتاب؟ تا کجا می‌توانم دور شوم؟ که نبینم بریده شدن گلویی که هیچگاه جز راست نگفت؟
اگر فرماندهان لشکر بفهمند چه؟ اعدامم نمی‌کنند؟ سرم را نمی‌برند که از بقیه زهر چشم بگیرند؟ راستی بقیه چطور تاب آورده‌اند؟ مگر آنها هم همراه من نامه را مهر نکردند؟ چه بی‌وجدان‌های کثیفی هستند که با خیال راحت در چادرهایشان آرمیده‌اند! گویی مرده‌اند. وجدانشان که مرده. بلند شوند یک کاری کنند! آنقدر بی‌عرضه و حقیرند که یک نفرشان نمی تواند دهان باز کند و بگوید لاقل قبل از کشتن این مرد آبش بدهید؟ خودش را هم نه، لاقل زن و بچه‌هایش را! لاشخورهای پست‌فطرت. هرچیز که سرتان بیاید حقتان است! واقعا فردا می خواهید شبیه‌ترین کس به پیامبر خدا را بکشید؟ شرم نمی‌کنید؟
من چه غلطی بکنم؟ حال که گیر کرده‌ام بین یک مشت حیوان وحشی نفهم! چاره‌ام چیست؟ اگر سخنم خریداری داشت خودم به امیر رو می‌انداختم که از خون امامم بگذرد. ولی چه کسی به حرف من گوش می‌کند؟ حسین را نبین که به خواسته‌ی ما رعیت‌ها ارج و قرب نهاد و آمد که از منجلاب نجاتمان دهد. این حرام‌زاده‌ها حرف حرف خودشان است. برای همین هم همیشه پیروزند. رسم دنیا همین است. مگر می‌تواند طور دیگری باشد؟ هان؟ اگر میشد هم که دست من نیست. دست سرنوشت است. تقدیر است. تقدیر... تقدیر می‌گوید که به زودی صبح طلوع خواهد کرد. خدای من... نه... 

http://ghareman.blog.ir/1400/05/28/%D9%8...9%88%D8%B9
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

« قدیمی‌تر | جدیدتر »


  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
بارگذاري مجدد
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع تاريخ, زمان  آخرين ارسال کننده انجمن
  متن کامل دادخواست مطالبه‌ی قرض ▼ ۱۱-۱۵, ۰۴:۳۷ ADMIN وبگردی
  [تولید انجمن] شنگول آباد | جوک... ▼ ۱۱-۱۳, ۰۷:۳۲ ADMIN خنده بازار
  دانلود کتاب خلوت ناب ▼ ۱۰-۱۳, ۰۴:۵۱ ADMIN ایده، خلاقیت و ...
  [مسائل و مشکلات] شهرک مجتمع فو... ▼ ۱۰-۱۳, ۰۳:۵۴ ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] چگونه احکام را ب... ▼ ۱۰-۹, ۰۹:۲۵ ADMIN ایده، خلاقیت و ...
  [عشق و ازدواج] مشاوره پیش از ا... ▼ ۹-۷, ۰۹:۵۰ ملایجردی مشاوره خانواده ...
  مستند عاقبت بخیر | زندگی زنده ... ▼ ۹-۵, ۰۶:۴۸ ADMIN آثار و مفاخر
  [مسائل و مشکلات] پخش اذان زود ... ▼ ۹-۴, ۰۵:۳۸ ADMIN در شهر
  پاسخ به تمام شبهات فاطمیه ▼ ۸-۲۹, ۰۵:۴۹ ADMIN سمت خدا
  صبح غریب | دل نوشته هایم ▼ ۸-۵, ۱۰:۴۸ ADMIN مجازیست
  [ مشاوره فردی] ] رابطه با خا... ▼ ۷-۳۰, ۰۹:۱۳ daneshi مشاوره خانواده ...
برترين سپاس شده ها
ADMIN 469
~~sara~~ 187
tanaz22 166
kabootar 159
sarah 142
جديدترين کاربران
shahabrb ۱۱-۱۷
Zahramo ۱۱-۱۵
mlmy8888 ۱۱-۱۳
2909897508 ۱۰-۱۰
زهرا زهرا و ۱۰-۱۰
بيشترين پاسخ ها
  اخبار انتخابات ... 334
  رمان واقعی نسل ... 172
  ستاد سایبری آیت... 160
  رمان سفر به دیا... 146
  دانلود سخنرانی‌... 143
بيشترين بازديدها
  آموزش رایگان رو... 89768
  خاطرات یک دختر ... 58418
  اموزش فعالیت در... 56718
  اخبار انتخابات ... 56207
  دانلود کتاب موع... 49168
بيشترين بازديدها
  آموزش رایگان رو... 89768
  خاطرات یک دختر ... 58418
  اموزش فعالیت در... 56718
  اخبار انتخابات ... 56207
  دانلود کتاب موع... 49168
برترين اعتبارگيرنده ها
ADMIN 254
kabootar 142
dayana 122
~~sara~~ 118
sarah 105

بنر تبلیغاتی ویترین
مرورگر شما این فایل صوتی را پشتیبانی نمی‌کند.

  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی