مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • رادیو عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
مشاوره خانواده رایگان › فجازی › جهاد علمی › علوم انسانی v
« قبلی 1 … 5 6 7 8 9 … 31 بعدی »
› متن تحقیق درباره رنسانس

صفحه‌ها (2): 1 2 بعدی »
امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 2.25
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

متن تحقیق درباره رنسانس

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#1
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۰۹:۵۷ صبح
رنسانس چیست؟
اگر دنبال مقاله یا تحقیق درباره رسانس و معنای رنسانس میگردید اینجا مقصد شماست.


رنسانس (به فرانسوی:‎Renaissance ‏)‏ یا نوزایی، . یعنی نوسازی، بازگشت به زندگی و اعاده حیات , بطور خاص دوران تجدد و جنبشی را گویند که آغازگر دورانی از انقلاب‌های علمی و اصلاحات مذهبی و تغییرات هنری در اروپا شد. عصر نوزایی دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید است. اولین بار لفظ رنسانس را فرانسویها در قرن ۱۶ به کاربردند. معمولاً شروع دوره نوزایی را در سده چهاردهم در شمال ایتالیا می‌دانند. این جنبش در سده پانزدهم شمال اروپا را نیز فراگرفت. رنسانس یک تحول ۳۰۰ ساله است که از فلورانس شروع شد و در انگلستان پایان یافت. . این جنبش از ایتالیا آغاز شد و در فرانسه ، آلمان و اسپانیا و هلند گسترش یافت و هنرمندان آن دوران آثاری پدید آوردند که هنوز زیباتر از آن شکل نگرفته است .
رنسانس در سال های ۱۳٠٠ از ایتالیا آغاز شد و در عرض سه قرن در سراسر اروپا انتشار یافت. به ندرت در دوره‌ای چنین کوتاه از نظر تاریخی، رخداد های متعددی به وقوع می پیوندد. حال آنکه این قرن ها سرشار از تغییرات اساسی و فعالیت های بزرگ است. جهان امروزی نتیجهٔ همین فعالیت هاست، زیرا رنسانس پایه‌های اقتصادی، سیاسی، هنری و علمی تمدن های کنونی غرب را بنا نهاد .
رنسانس را میتوان عصر شکوفائی در تمام زمینه ها دانست چون  ادبیات، موسیقی، علم ،فلسفه ،هنر و معماری و شهرسازی بکلی متحول شدند و حتی انسان در دوران رنسانس به شوکت و عظمتی تازه(نهضت اومانیسم )دست یافت . نهضت اومانیسم یا انسانگرایی مثل خود رنسانس از ایتالیا آغاز شد . گسترش صنعت چاپ باعث می‌شد دسترسی به کتب راحت تر شود در نتیجه سرعت گسترش دانش کلاسیک و اندیشه‌های انسانگرایی را به طور چشمگیری افزایش می داد .  علاوه بر این‌ها در دورهٔ رنسانس خواندن کتاب مانند قرون وسطی تنها به روحانیون محدود نبودو همه می توانستند بخوانند .  در بسیاری از شهرهای اروپا صنعت و تجارت رونق یافت ، مبادله کالا با کالا ،جای خود را به مبادله کالا با پول داد ، موسسات بانکی بوجود آمد و در امور اقتصادی ،برنامه ریزی و استعداد و خلاقیت زمینه های رشد جدیدی را برای افراد بوجود آورد و بیش از دوران باستان به فرد گرائی اهمیت داده شد.بسیاری از متفکران این عهد گفتند که ما فقط انسان نیستیم بلکه هر کداممان منحصر بفرد هستیم و منظور از انسان عصر رنسانس انسانی است که به تمام جنبه های زندگی اعم از علم و هنر گرایش دارد . نقاش‌ها به مطالعهٔ کالبد انسان پرداختند و اعضای بدن انسان را به شیو‌هٔ واقع‌گرایانه‌ای نقاشی می‌کردند. هنرمندان یونانی برای اولین بار در تاریخ، آثاری به تقلید از طبیعت بوجود آوردند. آنها برای نمایش واقع نمایانه طبیعت، به کالبدشناسی، برجسته نمایی و فضای سه بعدی توجه کردند. که نمایش بدن انسان و حالات و حرکات او از زوایای مختلف، مورد توجه خاص هنرمندان یونانی بود. از دوره رنسانس، هنرمندانی چون: جوتو، مازاتچو، دناتللو، لئوناردوداوینچی و میکل آنژ نمایش تصاویر سه بعدی را به صورت علمی پایه ریزی کردند. در تاریخ هنر معمولا دوران رنسانس را به این مراحل، بخش می‌کنند :
• آغازین (حدود ۱۳۰۰ – حدود ۱۴۲۰)

• پیشین (حدود ۱۴۲۰- حدود ۱۵۰۰)
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#2
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۰۹:۵۸ صبح
• پسین یا اوج (حدود ۱۵۰۰ – حدود ۱۵۲۷)

به تعبیری دوره رنسانس دوره خردگرایی،ریاضیات،منطق و انسان مداری است در این دوره کلیسا و تفکرات مذهبی کنار می رود و یک جنبش دموکراتیک به وجود می آید . در این دوره ما شاهد اختراعات زیادی هستیم مثل باروت،صنعت چاپ ،دریانوردی،کشف قطب نما ، تلسکوپ و… . دوران رنسانس برای اروپاییان عصر جدیدی بود سرشار از کامیابی های عظیم. بسیاری از افراد با ژان فرنل موافق هستند. او در سال های اول سدهٔ ۱۵٠٠ چنین نوشت:
 تحولات و دگرگونی های فکری گوناگونی در عصر رنسانی بوقوع پیوست که از نظر اهمیت و شدت تاثیرگذاری به موارد زیر می توان اشاره کرد و آنها را پایه های اساسی شکل گیری عصر رنسانس دانست .
 انقلاب فکری کوپرنیک :
نیکلاس کوپرنیک ستاره‌شناس لهستانی نظریه زمین مرکزی را مردود شمرد و بجای زمین ، خورشید محوری یا خورشید مرکز را قرارداد. بااین نظر زمین دیگر مرکز جهان و انسان نیز دیگر اشرف مخلوقات نبود. این نخستین بحران وجدان انسان غربی بود. زیرا انسان موجودی بود در کیهان بیکران.نظریه خورشید محوری، انقلاب فکری بزرگی بود زیرا هم با اصول پذیرفته شده نجوم بطلمیوسی در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس.
 انقلاب فکری گالیله :
شاخص ترین متفکر رنسانس گالیلئو گالیله ستاره‌شناس ایتالیایی است وی مفهومی تازه از حقایق طبیعت را اعلام کرد که بعضی بنیادها و تعالیم قبلی را متزلزل کرد و فیزیک را مستقل ساخت و تکیه گاه علم فیزیک از آن پس خرد انسان بودکشف قانون سقوط آزاد یا اصل هم ارزی. (سرعت سقوط اجسام به وزن آنها بستگی ندارد) توسط وی اساس فیزیک مدرن را بنا نهاد. آلبرت اینشتین ، تئوری معروف خود نسبیت عام را بر پایه درستی همین اصل نگاشته است.
 انقلاب فکری دکارت :
رنه دکارت فیلسوف فرانسوی سومین انقلاب فکری را براه انداخت، دکارت عقل بشر را بجای چیزهای دیگر فرمانروا قرار داد. با این کار دکارت سوژه بزرگی آفرید . در اروپای غربی فلسفه دکارت خرافات را از میان برداشت و عصر « اندیشه های روشن و متمایز» آغاز گشت. دیگر همه چیز را با محک عقل می سنجدیدند . روش دکارت برای پژوهش طبعیت روش قیاسی و استنتاجی بود.دکارت، شک برای یقین ، که برای عموم هم گیرا بود را، ترویج میکرد
ایمیلپیام خصوصیارسال‌ها
پاسخسپاسنقل قولگزارش
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#3
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۱ صبح
دانشمندان و فلاسفه، تاريخ اروپا را به سه دوره تقسيم مي‌كنند. 1. تاريخ قديم 2. قرون وسطي 3. دوره جديد، كه تاريخ جديد از رنسانس شروع مي‌شود.

«رنسانس به معناي تجديد حيات مي‌باشد كه مقصود از آن تحول عظيم فرهنگي و شكوفائي علم است كه در اواخر قرن چهاردهم ميلادي آغاز شد. منشأ اوليه آن ايتالياي شمالي بود و در قرن پانزدهم و شانزدهم ميلادي به سرعت گسترش يافت».[sup](1)[/sup] با عصر رنسانس و شكوفايي علم، جهان غرب از خوابي هزارساله بيدار شد و جهان بيني خاصي پيدا كرد كه در بسياري از جهات با جهان بيني قرون وسطي تفاوت داشت.

برتراند راسل فيلسوف مشهور غرب دو تفاوت عمده بين دو عصر را چنين بيان مي‌كند: «... از اين وجوه تفاوتها، دو تا از همه مهم‌تر است. كاهش حاكميت كليسا و افزايش قدرت علم...».[sup](2)[/sup]

در دورة هزار ساله قرون وسطي، قدرت اصلي در دست ارباب كليسا بود كه در تمام شئون زندگي مردم دخالت مي‌كرد، در همين دوره بسياري از دانشمندان به وسيله دستگاه تفتيش عقايد محكوم و كشته شدند. اين دستگاه اگر چه در تمام دوره قرون وسطي ادامه داشت ولي در اواخر آن از شدت بيشتري برخوردار بود.
 
این کلیسا چنان به صورت افراطی وبدون حد ومرز دین وعقائد تند دینی را به زور به مردم تزریق می کرد، ومردم را در چنان انزوایی قرار داده بود که پس از پایان آن وورود جامعه به دوران جدید و با اعلام آزادی مطلق در اروپا، به یکباره از یک زندان آزاد شدند ونتیجه آن افراط، به تفریطی کشید که دیگر نشد جلوی آن را گرفت.
 
نتیجه اینکه رفته رفته دین از زندگی اجتماعی مردم حذف شد وبه کلیساها منتقل شد.

«با شكست قدرت كليسا علم بار ديگر احيا شد و تفكر و انديشيدن آزاد گرديد».[sup](3)[/sup]

اما تعيين عوامل و كساني كه باعث به وجود آمدن رنسانس شدند، كاري است مشكل و محتاج بحثي مفصل، ايان بار بور در كتاب علم و دين چنين بيان مي‌كند:

«برآمدن و بالا گرفتن علم جديد يك پديده پيچيده اجتماعي است كه چندين قرن به طول انجاميده و از عوامل متعددي تأثير پذيرفته است...».[sup](4)[/sup]

عواملي از قبيل. شكست سلطة كليسا، نوع نگاه انسان به خدا، طبيعت و خودش، نيروهاي اقتصادي، گسترش تجارت، افزوني ثروت، كشف قطب نما، كشف سلاح گرم، و از همه مهم‌تر صنعت چاپ و انتشار روزنامه‌ها و مجلات، روند جديد را تسريع كردند. كشف آمريكا و راه يافتن به آسيا و هندوستان نيز علاوه بر اين كه معلومات جغرافيايي را گسترش داد، ميدان وسيعي براي جولان اروپائيان فراهم كرد و جنب و جوش مخصوصي در ايشان به راه انداخت.
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#4
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۱ صبح
دانشمندان يكي از عوامل مؤثر بيداري اروپائيان را جنگ‌هاي صليبي مي‌دانند. اين جنگ‌ها كه بين مسلمانان و مسيحيان حدود دويست سال طول كشيد و سرانجام با شكست مسيحيان همراه بود. اما از لحاظ آشنايي مسيحيان با علوم و معارف مشرق زمين و مسلمانان نتايج و پيامدهاي بزرگي براي آنان به همراه داشت و مهمترين آن برخورد با فرهنگ و تمدن اسلامي و برگرفتن آن بود.

اگر چه برتراندراسل اهميت تمدن اسلامي را در اين مي‌داند كه وسيلة انتقال ميان تمدن قديم و تمدن جديد اروپا بود،[sup](5)[/sup] ولي دانشمندان ديگر ارزش فراتري براي فرهنگ و تمدن اسلامي قايل مي‌باشند.

دانشمندان و بزرگاني كه جرقه بيداري را در جهان غرب زده‌اند نيز مورد اختلاف مي‌باشند.

ويل دورانت در تاريخ فلسفه خود چنين مي‌نويسد: « ... بيداري از راجر بيكن (متوفي 1294 ميلادي) آغاز شد و با لئوناردو داوينچي كه درياي موّاجي بود (1519 ـ 1452 م) توسعه يافت. در نجوم با كپرنيك (1543 ـ 1473 م) و با گاليله (1643 ـ 1564 م) به حد كمال رسيد.

پيش قدم نهضت در مغناطيس و الكتريسيته، گيلبرت (1603 ـ 1544 م) و در طب و تشريح وساليوس (1564ـ 1514 م) و هاروي (كاشف دوَران خون) بودند.[sup](6)[/sup]

باربور نيز دو نقطة عطف مهم در پيشرفت علوم جديد را اراء علمي گاليله (1632) و اصول نيوتون (1687) مي‌داند.[sup](7)[/sup]

فروغي نيز افراد زيادي را در زمينه هاي مختلف نام ‌مي‌برد كه به شكوفايي علم و پيدايش عصر رنسانس كمك كردند. افرادي نظير بيكن، لئوناردو داوينچي، كپلر، كپرنيك، گاليله، كاردان فرانسوي، ويت، اندره وزال، پاراسلس، گسنر، ويليام هارو و...»[sup](8)[/sup]

تأثيرات زيادي كه رنسانس به همراه داشت علت اصلي معروفيت و شهرت اين عصر مي‌باشد، اين نهضت علمي وقتي رو به سرعت گذاشت كه اختراعات و اكتشافات پي در پي نمايان شد. ستارگان دانش يكي پس از ديگري طلوع كردند، در نتيجه تجربي شدن و توسعه آزمايشگاه‌ها، اختراعات زيادي توسط دانشمندان ممكن شد. «از اوائل قرن هفدهم، بكارگيري منظم روش‌هاي جديد آزمايش و تجريد رياضي، نتايجي تكان دهنده به بار آورد كه اين حركت به نام «انقلاب علمي» خوانده شد و به اين اسم نيز شهرت پيدا كرده است.»

اما شايد مهم‌ترين علت شهرت عصر رنسانس، تغييراتي بود كه در انديشه علمي و تفكر انسان پيدا شد. «تأثير علم جديد بر انديشه و زندگي بشر، آن‌چنان عظيم و خاص بود كه در تاريخ تمدن بي سابقه مي‌باشد».[sup](9)[/sup]

به علاوه رنسانس نوعي دينداري تازه پيش آورد. «رفته رفته علم از الهيات جدا شد و اين بر حيات ديني مردم نيز اثر نهاد. در عصر رنسانس رابطة شخصي فرد با خدا بسيار مهمتر از رابطة او با دستگاه كليسا بود، به خلاف قرون وسطي كه رابطة انسان با خدا فقط از طريق كليسا امكان پذير بود».[sup](10)[/sup] «انسان مداري (اومانيست) رنسانس، بر خلاف تأكيد تعصب‌آميز قرون وسطي بر طبيعت گناهكار بشر منجر به باور تازه انسان شد. انسان گرايان رنسانس بشر را نقطة آغاز كار خود ساختند».[sup](11)[/sup] اين‌ها و ده‌ها تغيير و تحولي كه در اين عصر پيش آمد باعث شهرت اين عصر شد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی:
1. گادر، يوستين، دنياي سوفي، ترجمه حسن كامشاد، تهران: نيلوفر،(بی تا)، ص229.
2. راسل، برتراند، تاريخ فلسفة غرب، ترجمه نجف دريا بندري، تهران: كتاب پرواز،(بی تا)، ج2، ص680.
3. هالينگ ويل، ر.ج، مباني و تاريخ فلسفه غرب، ترجمه آذرنگ، تهران: كيهان، ص137.
4. باربور، ايان، علم و دين، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي، تهران: مركز نشر دانشگاهي، ص54.
5. راسل، برتراند، پیشین، ج1، ص599.
6. دورانت، ويل، تاريخ فلسفه، ترجمه عباس زرياب، تهران: علمي و فرهنگي، ص98.
7. باربور، ايان، پيشين، ص17.
8. فروغي، محمد علي، سير حكمت در اروپا، تهران:انتشارات زوار، چاپ ششم، ص106.
9. كرومبي، آ.سي، از آگوستين تا گاليله، ترجمه احمد آرام، تهران: سمت، ص11 و 12.
10. يوستين گادر، پيشين، ص246.
11. همان، ص232.
ایمیلپیام خصوصیارسال‌ها
پاسخسپاسنقل قولگزارش
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#5
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۲ صبح
شهر رم، به واسطه پایتختی بعضی از پاپهای قدرتمند در این زمان، مرکز هنری ایتالیا نیز گردید. در این زمان هنرمندان معتبری چون داوینچی - رافائل - میکلانژ - و تیسین پا به عرصه ظهور گذاشتند که هیچ گاه هنرمندان بعد از آن نتوانستند جا پای این هنرمندان بگذارند. ارزش و اعتبار هنرمند و مفهوم هنرمند نابغه بخصوص در همین عصر شکل گرفت.
لئوناردوداوینچی (1519 - 1452.م): نمونه یک انسان کامل رنسانس، پیوند علم و هنر در وجود این دانشمند - نقاش - طراح - مجسمه ساز و معمار و مخترع فلورانسی تجلی یافته است. لئوناردو طراحی و نقاشی را در کارگاه وروکیو آموخت و با هنرمندانی مثل بوتیچلی و پروجینو آشنا شد.
در آثار لئوناردو چند مورد حائز اهمیت است:
- تأکید بر عنصر انسانی
- وجهه مادی بخشیدن به عناصر تصاویر
- سه بعد نمائی علمی با بهره گیری از روش سایه روشن کاری
- اهمیت بخشیدن به نظم هندسی، استفاده از هندسه مناظر (پرسپکتیو)
- آگاهی بر تناسبات اندام و به کارگیری آن در ساختار تصویر
- تأکید بر هماهنگی و یک پارچه بودن
از طرحهای لئوناردو حدود 12 طرح موجود است که پنج طرح در مجموعه گوتیزدویهاک - سه عدد در موزه لوور، سه عدد در یوفنتنری و یک عدد در موزه بریتانیا نگهداری می شود. نمونه ای از تمرینات حالت و حرکات دست هم اکنون در نشنال گالری واشنگتن دی. سی موجود است (تصویر 13).
(تصویر 13)
از آثار مهم نقاشی این هنرمند می توان به مریم عذرا بر کنار صخره ها، شام واپسین (شام آخر) و لبخند مونالیزا (لبخند ژوکند) اشاره کرد. در اثر مریم عذرا بر کنار صخره ها رویکرد هنرمند به تجربه های مازاتچو در عرصه سایه، روشن کاری به چشم می خورد، نور و سایه نه فقط برای برجسته نمائی، بلکه برای بیان حالت عاطفی و یکپارچه به کار می رود (تصویر 14).
(تصویر 14)
اثر شام آخر نخستین ترکیب بندی بزرگ پیکره ای در دوره رنسانس است که یک لحظه خاص از زندگی مسیح را جاودانه کرده است. و اما تابلوی لبخند مونالیزا پرآوازه ترین چهره فردی در جهان است که با خنده مبهم و مرموز لاجوکوندلا (ژوکند) بحثهای مفصلی را در پی داشته است. رافائل سانزیو (سانتسیو) (1520 - 1483.م): شاید بتوان گفت بارزترین و نمونه ترین هنرمند مراحل اوج رنسانس رافائل است. او با آنکه شدیداً تحت تأثیر لئوناردو و میکلانژ بود، اما سبک مخصوص به خود را داشت. رافائل در 11 سالگی پدر خود را از دست می دهد، او ابتدا نزد پروجینو به کار مشغول شد و سپس به فلورانس در تکامل وی بسیار تأثیرگذار است. در سال 1508 به رم می رود و تا آخر عمر در آنجا مشغول به کار می شود. رافائل، تیزهوش، مبتکر و سریع الانتقال بود و بر خلاف میکلانژ که شخصیتی متعارض و ناراحت داشت، او در آثارش از عناصر تصویری ایستا، آرام و موقر استفاده می کرد. مطالعه در طبیعت و انسان از خصوصیات کار رافائل است. از آثار رافائل می توان به نقاشی دیواری مدرسه آتن (تصویر 15)، ازدواج باکره، مریم با سهره اشاره نمود.
(تصویر 15)
خطوط در آثار رافائل حالتی آرام، سیال و شاعرانه دارد و طراحی در آثار رافائل از جایگاهی خاص برخوردارند. استفاده از تکنیکهای مختلف طراحی مثل جسو (Gesso) که از شیوه های طراحی مرسوم عهد رنسانس است در آثار او دیده می شود.
جسو مخلوطی است از گچ تصفیه شده، با مقدار کمی چسب مایع پوست خرگوش (سریشم فرنگی) و آب. این ماده را با قلم بر سطح کاغذ یا مقوا یا تخته می کشند و پس از خشک شدن با قلم نقره ای نوک نیز روی آن طراحی می کنند، خطوط قلم نقره ای ابتداء کم رنگ است ولی به تدریج در مجاورت با اکسیژن اکسید شده و پر رنگ می شود. (تصویر 16).
(تصویر 16)
میکلانژ (میکلانجو بوناروتی)، (1564 - 1475.م): پیکر تراش - نقاش و معمار پر شور و نا آرام رنسانس قرن شانزدهم است. بی قراری و طبع آتشین میکلانژ کاملاًًً در آثارش مشهود است. فعالیت آرمیده یا نیروئی مخفی و پنهان در آثار پیکره او از قبیل داود، موسی، برده محتضر، برده عاصی و... مشخص است.
پیکره داود دارای چهره ای سرشار از نیرو (تصویر 17)، پیکره موسی دارای نیروئی تسخیر کننده و سترک و آثار پیکره دیگر او نیز به همین ترتیب دارای شخصیتی خاص می باشند که از خصوصیات اصلی میکلانژ است.
(تصویر 17)
از معروفترین آثار نقاشی سقف نمازخانه سیستین در واتیکان است که در این طرح عظیم بیش از 300 پیکره را در حالات مختلف و با موضوعی از خلقت، هبوط و رانده شدن انسان در مدت 4 سال ترسیم کرده است. نگاهی کاملاًًً مادی از واقعه ای غیر مادی و نشان دادن خداوند به گونه ای کاملاًًً ملموس که یادآور خدایان یونانی است، بیانگر در آمیختگی سنتهای مسیحی و ماقبل مسیحی در این دوره است (تصویر 18).
(تصویر 18)
کنش و تنش روانی در آثار میکلانژ و ابهامات سبک وی بعدها متصل به سبکی به نام شیوه گرائی (منریسم) گردید. میکلانژ در آخرین سالهای عمرش با اینکه مجسمه سازی را به عنوان اولین هنر خود از ابتدا معرفی کرده بود، به معماری روی آورد و آثاری را نیز در این زمینه به انجام می رساند.
دوناتو برامانته (1514 - 1444.م): از معماران مشهور رنسانس پیشرفته که از دوستان لئوناردو بود. او پس از ورودش به رم بنای تمپیه تو را ساخت که بعدها به عنوان نمونه کامل معماری کلاسیک و گنبددار بر این دوره رنسانس و پس از آن شناخته شد. وجه تسمیه این بنا به خاطر شباهتش به معابد قبل از مسیحیت است و ویژگی بارز این بنا نمای پیکره وار بیرونی آن است که با تماشای این بنا به گونه ای احساس حجم در حرکت به بیننده دست می دهد (تصویر 19).
(تصویر 19)
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#6
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۳ صبح
پس از مرگ رافائل (1520.م) گرایشهای مهمی در نهضت رنسانس پسین اتفاق می افتد که تا پایان قرن 16 ادامه می یابد. بحرانهای سیاسی ناشی از هجوم فرانسویها و اسپانیائیها به ایتالیا، تأثیر مستقیمی بر آثار هنرمندان بر جای می گذارد و هنر متین و آرام رنسانس پیشرفته جای خود را به هنری پرالتهاب، افراطی و غیر طبیعی می دهد. ترکیب بندیهای متزلزل، غیر طبیعی و نا پایداری که بعضاًً در بعضی از آثار آخری میکلانژ نیز دیده می شود، ما حصل شیوه ای است که به آن شیوه گرائی یا اطوارگرائی یا منریسم می گویند. شیوه گرایان می گویند هنرمند حق دارد قواعد را مطابق میل خود تفسیر کند.
پارمیجانینو (1540 - 1503.م): با اثر معروفش مریم گردن بلند و تأثیر از هنر رافائل، لیکن در این اثر پیکره ها با کشیدگی و صافی عاج مانند خود، گوئی در حالتی رخوت زده، مظهری آرمانی از زیبایی هستند (تصویر 20).
(تصویر 20)
تینتورتو (1594 - 1518.م): از هنرمندان ونیزی سبک شیوه گرائی است. این هنرمند را در پاره ای از وجوه، مشترک با سبک منریسم مرکز ایتالیا دانسته ولی در بعضی از موارد متمایل به سبک باروک است. آثار معروف این هنرمند شام واپسین، پیدا شدن جسد قدیس مرقس و... می باشد.
ال گرکو (1614 - 1547.م): از هنرمندان اسپانیائی با آثاری از قبیل تدفین کنت اورگاس، ستایش شبانان و «مسیح سوداگران را از معبد بیرون می راند» از بزرگترین نقاشان شیوه گرائی است. او در دوران جوانی با هنر بیزانس آشنا شد، بعد از ورودش به ایتالیا به کارگاه تیسین پیوست لیکن تأثیر هنر تینتورتو در آثار وی زیاد دیده می شود. آثار ال گرکو ترکیب شخصی نیرومندی از عناصر بیزانس پسین و سبک شیوه گزینی در ایتالیاست. از دیگر آثار ال گرکو می توان به ستایش شبانان (تصویر 21)، چهره یک زن با سربند اشاره نمود.
(تصویر 21)
از سایر هنرمندان شیوه گرا می توان به یاکوپوپونتو رومو، ایل روسو فیورنتینو، جووانی بلینی، جورجونه، تیسین و پائولو و رونز اشاره نمود. ضمناً شیوه گرائی فقط در نقاشی تأثیر گذار نبوده بلکه در معماری و پیکر تراشی نیز تأثیر گذاشته است.

رنسانس در شمال اروپا
قبل از آنکه به بحث رنسانس در شمال اروپا بپردازیم بهتر است گذری به طراحی پیش از رنسانس در کشور آلمان داشته باشیم:
نخستین نمونه های طراحی به مفهوم مستقل آن در حکاکیها و کنده کاریهایی که اغلب با موضوعهای مذهبی ترسیم شده اند، جستجو می شود. کنده کاریهایی بر روی سطوح صاف فلزاتی از قبیل مس - روی و بعضاًً چوب و تکثیر آن که به نخستین کتابهای چاپی در این دوران متعلق بوده است (1450.م).
اغلب این هنرمندان با نامهای اختصاری و یا نام محل و یا نام موضوع امضاء می کرده اند. اما در این بین می توان از مارتین شونگاور نام برد که در حدود 1430.م در گلمار آلمان متولد شده است.
مارتین شونگاور: وی از نخستین طراحان پیش از رنسانس در اروپاست که علاوه بر موضوعهای مذهبی، وقایع روزمره را نیز به تصویر کشیده است. شونگاور چیره دست ترین و ظریف کارترین استاد شمالی اسلوب جدید گراور سازی فلزی در آلمان است.
از شونگاور اکنون آثاری از طراحی بر جای مانده است که تنیجه آموخته های وی در زمینه طراحی و حکاکی بر روی جواهرات و فلزات سخت است. وی این حرفه را از پدر خویش فرا می گیرد. از آثار او نزاع پادوهای جواهر سازی (تصویر 22) و حضرت مریم و کودکی حضرت مسیح و گراور «دیوها قدیس آنتونیوس را عذاب می دهند» را می توان نام برد.
(تصویر 22)
از مبارزان و اصلاح طلبانی که دیدگاههای آنان در گسترش رنسانس در اروپای شمالی تأثیرگذار بوده است می توان به دیزیدرواراسموس، (اومانیست، اصلاح طلب مذهبی و نویسنده آلمانی) و مارتین لوتو (اومانیست، اصلاح طلب دینی و نویسنده دینی و نویسنده آلمانی و نخستین فردی که بر خلاف کلیسا کتاب مقدس را به آلمانی ترجمه نمود) اشاره کرد.

فلاندر
رابرکامپین (استاد فلمال): (1444 - 1378.م) مبتکر استفاده از رنگ و روغن در نقاشی است. اثر معروف وی قاب تزئینی سه قسمتی محجر مذبح مرود (تصویر 23) (محراب مرود) نام دارد
(تصویر 23)
که به گونه ای بیانگر رئالیزمی مقدس در فضای یک اطاق است. یان وان آیک (1441 - 1390.م): از نقاشان مشهور و از اولین هنرمندانی که مفهوم عمق نمائی جوی را درک کرده و در آثارش به کار برده است. در اثر «آرنولفنینی و نو عروسش» با نگاهی مقدس به یک واقعه روبرو هستیم(تصویر 24).
(تصویر 24)
در این تابلو بانکدار و همسرش در مرکز صحنه قرار دارند و تمام اشیاء به گونه ای نمادین تقدس ازدواج را بیان می کند (رئالیزم مقدس). اثر دیگر قاب تزئینی برای کلیسای شهر گان بنام پرستش گوسفند رازآمیز از بزرگترین نقاشیهای سده پانزدهم است که وی به همراه برادر بزرگترش (هوبرت وان آیک) به اتمام می رسانند. از سایر آثار می توان به مریم مقدس و رولن، مردی با عمامه سرخ، خدای پدر اشاره نمود.
از سایر هنرمندان فلاندری می توان به «روخیرووان دروایدن» با اثر پائین آوردن جسد مسیح از صلیب، «هوگووان درگوس» با اثر محراب یا مذبح پورتیناری، هیرونیموس بوش با اثر حمل صلیب و دوزخ اشاره نمود.

آلمان
آلبرشت آلتدورفر (1480 - 1358.م): سبک کار آلتدورفر کاملاًً شاخص است و بر حول نمایش مناظری می گردد که از لحاظ روانی گاه به حد هیجان می رسد. او رنگ پرداز و مشاهده گر مستعد جلوه های رنگارنگ نور و جو است. اثر معروف او نبرد ایسوس نام دارد (تصویر 25).
(تصویر 25)
آلبرشت دورر (1528 - 1471.م): این هنرمند تنها فردی است که بعد از آشنا شدن با آثار مانتنیا، لئوناردو و پولائویولو، شیفته اندیشه های کلاسیک انتشار یافته توسط هنرمندان رنسانس ایتالیا گردید و انتقال سبک رنسانس ایتالیا را به شمال اروپا یکی از اهداف ثابت خود قرار داد. او که در ابتداء نزد پدر خود که جواهر ساز و نقره کار (قلمزن) بود تعلیم دیده بود بعد از بازگشت از ایتالیا به طراحی و حکاکی روی فلز و چوب پرداخت. شهرت دورر در زمان حیاتش به خاطر تسلط بر هنرهای چاپی (گرافیک) است و آثار مهمی با تکنیکهای گراور فلزی و ساخت باسمه های چوبی از خود بر جای گذاشته است. هنر دورر در سه وجه خلاصه می شود: عشق به طبیعت - اعتقاد به مذهب - ارزش برای انسان.
- عشق به طبیعت را در بهترین وجه در آبرنگ لطیف علفزار مشاهده می کنیم، در این اثر کل عالم را در یک جزئی از طبیعت معرفی کرده و بیننده را به کشف و شهود در طبیعت دعوت می نماید (تصویر 26). از این قسم آثار می توان به آبرنگی از یک خرگوش نیز اشاره نمود.
(تصویر 26)
- پیش طرحی که دورر برای قسمتی از پرده نقاشی معراج حضرت مریم کشیده است، دستانی را در حالت نیایش نشان می دهد که اندام دست به طرز اغراق آمیزی بلند و کشیده طراحی شده تا کیفیت ملکوتی و آرمانی آن به نمایش گذاشته شود (تصویر 27).
(تصویر 27)
- همینطور در طرحی از یک پیرمرد 93 ساله در مایه های آبی - خاکستری دورر سعی دارد تا اعتماد به نفس و تعهد به زندگی را در چهره این پیرمرد نشان دهد. در این طرح بیننده با انسان معتقد متعارف، مقاوم و آبدیده روبروست (تصویر 28).
(تصویر 28)
در تابلوی نقاشی چهار حواری دورر توانست دو گرایش متضاد به هم در دوره خود را یعنی ناتورالیسم خاص شمالیها و عظمت طلبی ایتالیائیها را با هم آشتی دهد. از سایر آثار دورر می توان به گراور اندوه، باسمه های چوبی کتاب مقدس به نام مکاشفات یوحنا، گراور آدم و حوا، گراور شهسوار مرگ و شیطان، گراور قدیس هرونیموس در اطاق مطالعه، گراور حضرت مریم و کودکی مسیح و گراور آخرین شام حضرت مسیح اشاره نمود.
ماتیاس گرونوالد (1528 - 1480.م): یکی از بزرگترین فرد گرایان دوره رنسانس و هنرمندی با نبوغ و نوآوری اصیل در قرن 16 آلمان است. علاقه وی به نمایش منظره های غیر زمینی معطوف بود. گرونوالد هم عصر دورر بود ولی روحیه ای متفاوت از او داشت. دورر روحیه ای آرام اجتماعی ولی گرونوالد شخصیتی مضطرب داشت، دورر در تعادل با محیط اجتماعی ولی گرونوالد در تعارض با زمانش بود. خط در آثار دورر دارای صراحت و کیفیتی مشخص است در حالی که در آثار گرونوالد شخصیتی باز و مشوش دارد. نحوه استفاده از خط در آثار دورر مبین شخصیت بیرونی انسانها است در حالی که در آثار گرونوالد شخصیت درونی انسانها مورد توجه قرار می گیرد. از آثار وی می توان به قدیس با چوبدستی (تصویر 29) و مسیح بر صلیب از قاب تزئینی مذبح آیزنهایم اشاده نمود.
(تصویر 29)
هانس هولباین (1543 - 1497.م): تخصص اصلی هولباین چهره سازی است و در این آثار نشان داد که اطلاعات زیادی درباره ترکیب بندی با عظمت، ساختار بدنی و شکل پیکروار ایتالیائی دارد، و این همان کاری که دورر در تلاش فرمول بندی و پی ریزی آن در شمال اروپا بود. آثار چهره سازی هولباین در مقام یک نقاش درباری پس از اقامتش در انگلستان باعث شده از او نقاشیهای گوناگونی از سفیران و درباریان باقی بماند (تصویر 30).
(تصویر 30)

هلند
پیتر بروگل (1569 - 1525.م): علاقه به رابطه میان انسان و طبیعت در آثار یکی از بزرگترین و مبتکرترین نقاشان شمال اروپائی دیده می شود. فعالیتهای بشری موضوع مسلط آثار بروگل است. او هر چند با سفر به ایتالیا با هنر کلاسیک آشنا شد، لیکن تحت تأثیر چندانی قرار نگرفت و پس از بازگشت و آشنائی او با هیرو نیموس بوش تأثیر این استاد در کارهای او مشاهده گردید. تابلوی شکارچیان در برف یکی از نقاشیهای باقیمانده یک مجموعه پنج تائی است که در آن یکی از اولیه ترین و عالیترین مناظر و دور نماهای تاریخ غرب به ظهور رسیده است، انسان در این منظره جزئی از یک طبیعت بزرگ است. بروگل فقط یک دورنما ساز نیست بلکه در تابلوهای مربوط به ماههای مختلف سال فعالیت انسان را که گاهی به طنز نیز آلوده شده است را مجسم می کند (تصویر 31).
(تصویر 31)
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#7
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۳ صبح
از سایر آثار دیگر وی می توان به کوری عصاکش کوری دگر، سرشماری در بتلهام و عروسی روستائی اشاره نمود.
از سایر هنرمندان هلندی این دوره می توان به یان گوسارت (1535 - 1478.م) - یواخیم دباتینیر (1524 - 1475.م) نیز اشاره نمود.

هنر باروک
پس از گذر از دوره پر التهاب اطوارگرایان یا شیوه گرایان در بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی به دوره دیگری در هنر اروپا بر می خوریم که به نام باروک ثبت شده است. این اصطلاح از زبان پرتغالی به معنی مروارید ناصاف مشتق شده است. عده ای این دوره را حد فاصل میان رنسانس و عصر جدید می دانند و عده ای آن را ادامه رنسانس می شمرند. این هنر بیانگر نوعی تجمل گرائی کلیسائی است.
عناصر تصویر در این سبک نه انسجام کلاسیک رنسانس را دارد و نه فضای متزلزل شیوه گرایان در آن پیداست. در این شیوه اندام و اشیاء به طور تصنعی در کنار هم قرار می گیرند، انسان از فضای اصلی کنار رفته و اشیاء فضا را اشغال می کنند، فضای باز - ترکیب بندیهای رها - آزادی عمل در مقابل سخت گیری دوران کلاسیک از ویژگیهای این سبک است.
سبک باروک دارای سه مرحله است:
- مرحله اول که پیوندی است میان اطوارگرائی و باروک، 1625 - 1585، کاراواجو - برادران کارچی
- مرحله دوم اوج سبک باروک است، 1675 - 1625، پیتر پل روبنس - آنتونی وان دایک - رامبراندوان راین
- مرحله سوم یا تجزیه سبک باروک 1750 - 1675، یان وان هویزم.
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#8
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۴ صبح
مکتوبات دوره رنسانس
تاریخ آینه‌ای است که به پایمردی آن اکنونیان به گذشتگان نظر می‌افکنند تا خود را آنگونه ببینند که دلشان می‌خواهد آیندگان ببینند. اکنونیان یا گذشتگان را مذمت می‌کنند، به این ترتیب که صفات ناشایستی را به آنان نسبت می‌دهند که خود توانسته اند با ظفرمندی از لوث آن صفات خود را پاک سازند و خصلت خویشتن را به وجود بیاورند- تقریباً به شیوه‌ی فرزند رشکینی که پدرش را از دم تیغ می‌گذراند تا جای وی را بگیرد- یا گذشتگان را مثل اعلا قرار می‌دهند و به واسطه‌ی آنان خود را شلاق می‌زنند و خودشان را ناتمام می‌یابند. در هر دو صورت اکنونیان نمی‌توانند گذشتگان (و گذشته) را آنچنان که هستند ببینند و خود را، به وقت فرا رسیدن نوبت ناگزیرشان، به ناتوانی مشابه در ادراک و دریافت محکوم می‌کنند. از همین رو، آبای کلیسا یا از میراث شرک آلودشان تبری می‌جویند یا برعکس ادعا می‌کنند که یگانه اخلاف مشروع این میراث اند- همان شیوه‌ی هم خدا و هم خرما را خواستن، که اعضای نهضتهای ریشه‌ای متعاقب، خواه مذهبی و خواه سیاسی، به کار می‌بندند. رسانسی ها قرون وسطاییان را مذمت می‌کرده اند تا ابراز هویت کنند؛ نئوکلاسیسیست ها ناچار بوده‌اند پیشینیان خود را بی ادب و آداب بیابند؛ رمانتیک‌ها چاره‌ای نداشتند جز اینکه تئوکلاسیسیست ها را غیرطبیعی بدانند و مردود بشمارند و (شیشه) جهان وطنی موردنظر آن‌ها را بشکنند و به تکه تکه های ملی تبدیل کنند؛ (نویسندگان و شاعران) دوره‌ی ویکتوریا به سبب نیاز ناچار بوده‌اند یونانیان خردگرا و دهقانان قرون وسطایی قناعت پیشه و رنسانسی‌های پرشر و شور ابداع کنند؛ و تی. اس. الیوت مجبور بوده است تاریخ ادبیات انگلیس را بازنویسی کند تا مشروعیت سبک خویش را به آن مؤکد سازد. گذرا شایان توجه است که گویا شیوه تطبیقی تقریباً همیشه در آخر کار، به جای اینکه گامی در جهت شناخت بین المللی باشد، اسلحه‌ای از آب در می‌آید در دستهای ناشی شوونیسم و بیگانه ستیزی.
از ارتفاع بی صفای اواخر قرن بیستم که نگاه کنیم، نیروی فراوانی که رنسانسی‌ها صرف می‌کنند و اسباب مبتکرانه‌ای که در بریدن ناف خود از شکم قرون وسطی به کار می‌برند، اثر تقریباً مسحورکننده‌ای دارد. در دوران رنسانس تاریخ را با دست بی رحمانه‌ای بازنویسی می‌کنند ولی همچنان که می‌بینیم، تاریخ اکنون دارد انتقام می‌گیرد که طنزآلود هم هست. زیرا اگر رنسانس را در نهایت به صورت نیروی انقلابیی بینگاریم که در نابودن کردن وجه تفکر و رفتار ایستا و سلسله مراتبی و ارتجاعی موفق می‌شود و وجه تفکر و رفتاری را جایگزین آن می‌سازد و راه را هموار می‌کند برای کاربست نسبتا بی ممانعت شایستگی فردی در زندگی جلوت و خلوت به یکسان؛ یعنی آزادی، اگرنه همواره امکان، فرد برای رفتن به جهات فراوان اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و عاطفی و عقلی و اخلاقی؛ یعنی به سمت سرمایه داری و شکل بورژوازی جامعه و دولت منتخب و علم و آزادی وجدان و اعتقاد و ایمان به امر معقول و برتری خویشتن راستین و پایبندی به کلمه در قالب والاترین صورت بیان؛ آن وقت باید آماده باشیم که اقرار کنیم چنین دنیایی اکنون رو به پایان دارد، البته اگر نگذاشته باشد، آن هم تحت تأثیر وجوه تازه (یا بهتر نیست بگوییم تجدید شده؟) تفکر و رفتار؛ قدرت جمعی بر فردی، احساس بر بیان، بساوایی بر گفتار، کردار بر پندار، بی شکلی بر ساختار، اشیاء بر افکار. کوتاه سخن که داستان پیدایش رنسانس سرگذشتی را تعریف می‌کند به رغم مفید فایده بودن دیرهنگام آن توالی روایت آن شایان به خاطر سپاری است.
در تاریخ اندیشه‌ها همواره تعدادی مفروضات درباره مسیر تاریخ یافت می‌شود، یعنی نحوه کردار آدمیان و انگیزه های آن، خواه آن را باز بشناسد و خواه نشناسند، که طرز تلقی‌های ماخوذ آن را نسبت به مسائل عمده‌ی تاریخی تبیین می‌کند. این مفروضات گاهی صریح است ولی اغلب اوقات در خود کار مستتر است. غرض این است که آدمیان در نگاه کردن به و حکم کردن درباره‌ی وقایع گذشته شیوه‌هایی دارند که این امکان را به آنان می‌دهد که از دیگرگونی پدیده‌ها الگوهای معقولی بسازند، چه در پرداختن به تاریخ، از شناخت رویدادها و حکم کردن درباره‌ی آن‌ها نوعی شیوه‌ی از پیش داوری شده نگاه کردن به رویدادها و ارزیابی آن‌ها افاده می‌شود که به تفسیر مصالح اطلاق می‌گردد. در دوران رنسانس تعدادی مفروضات روش شناسانه درباره‌ی مسیر تاریخ وجود دارد که با درجات گوناگون بر تفکر کنونی درباره‌ی گذشته و دوره‌ی رنسانس تأثیر می‌گذارد. شش مفروض از این مفروضات بالخاصه اهمیت دارند وعبارتند از: اندیشه‌ی مربوط به پیشرفت، نظریه‌ی کمال جویی، نظریه‌ی اقلیمی، نظریه‌ی چرخه‌ای تاریخ، نظریه‌ی همسان گرایی و اندیشه‌ی مربوط به زوال.
این شش نظریه اهمیت یکسان ندارند و سه تای آخری در واقع در تضاد ایدئولوژیکی با سه تای اولی قرار دارند. با این حال، هر شش در فهم ما از نحوه‌ی تفکر در دوران رنسانس بنیادی‌اند. از این شش، اندیشه‌ی مربوط به پیشرفت از بقیه مهم‌تر است زیرا در پیدایش اندیشه علم که دنیای مدرن را از اعصار پیشین متمایز می‌سازد، مدخلیت دارد. مفهوم مدرنیته (تجدد)، مفهم دنیای مدرن پدید آمده در دوران رنسانس و ادامه یابنده به صورت وحدت (منتها با تغییر مایه‌هایی در درون آن) تا دوران کنونی، در باطن نتیجه پیدایش اندیشه علم و بنابراین پیدایش خود رنسانس است. ولی پیروزی اندیشه علم پیروزی ساده‌ای نبوده است و پیش از اینکه قبول افتد، با مخالفت اندیشه های قدرتمند متقابل روبه رو بوده است. جدال فیمابین اندیشه‌ی پیشرفت و نظریه‌ی کمال جویی (1) از یک سو نظریه‌ی چرخه‌ای تاریخ و نظریه‌ی همسان گرایی (2) و اندیشه‌ی مربوط به زوال از سوی دیگر جز مرحله‌ی نخست مناقشه‌ای نیست که با پیروزی علم در قرن هفدهم به اوج می‌رسد.
انتقاد شدید از نظریه‌ی برتری باستانیان، غلبه بر شکاکیت و رفتن به سمت دستاوردهای مدرن، ابطال انتقاد از اندیشه پیشرفت، مخالفت با بدبینی مستتر در نظریه‌ی چرخه‌ای تاریخ و اندیشه‌ی زوال- جملگی این اقدامات، پیش از بنیاد شدن مطمئن اندیشه‌ی علم، باید در قرن هفدهم معمول می‌شده است. ولی پیدایش این مبارزه به قرن شانزدهم بر می‌گردد، یعنی به زمانی که نخست بار خصلت و جهت به آن داده می‌شود. با این حال لازم به یادآوری است که منشأ تضارب آرای مورد وصف در این مقاله اواخر دوره‌ی رنسانس است. رنسانسی‌ها، تا نیمه دوم قرن شانزدهم، همچنان به مرجعیت باستانیان اعتقاد داشته‌اند. ولی از اثر کشفیات و ابداعات و تغییرات عظیم در ساختار اقتصادی جامعه، نفوذ باستانیان اندک اندک کم اثر می‌شود- گواینکه این جدال یک قرن دوام می‌آورد.
امانیست ها را معمولاً به صورت کسانی فرانمایی کرده‌اند که نگاهشان به پشت سر است. نزد آنان احیای دانش به لحاظ لفظی و حقیقی عبارت بوده است از بازگشت به دنیا و شیوه‌ی زندگیی که حدود هزار سال ناپدیده شده ولی اکنون بازگشته بوده است.
گویی تمدن باستان نشو و نما کرده و ناپدید شده و بی هچ تغییری ازنو پدیدار شده بوده است، الا اینکه انسان دوره‌ی رنسانس به باستانیان به خاطر شگفتیهایی که به آن دست یافته بوده‌اند، به دیده حیرت نگاه می‌کرده است. تا آنجا که به بسیاری از نویسندگان دوره‌ی رنسانس مربوط می‌شده است، قرون وسطی نقطه سفیدی بیش نبوده است. آنان خود را به چشم وارثان و ادامه دهندگان سنتی نگاه می‌کرده اند که منقضی شده است و پر بیراهه نگفته‌ایم اگر بگوییم که خود را معاصر باستانیان احساس می‌کرده اند.
و اما گروه دیگری هم بوده‌اند که صورتهایشان، به جای بازگشت به عقب رو به پیش بوده است. آنان نیز بر این بوده‌اند که باستانیان کار کارستانی کرده بوده‌اند؛ به نظر آنان نیز قرون وسطی ثمری نداشته است، ولی وجه تمایزشان این است که می‌انگاشته اند دورانشان با دوران کلاسیک و همین طور هم با قرون وسطی تفاوت است. به عبارت دیگر، اعتقادشان این بوده است که عصر رنسانس معرف نوعی شیوه‌ی زندگی منحصر به فرد و بی سابقه بوده است. در برآورد آنان، وجه تمایز دوران مدرن عبارت از پیدایش علم بوده است که، نزد آنان، یعنی کشفیات و معلومات تازه مکتشف و اختراع وسایلی که باستانیان به آن‌ها وقوف نداشته‌اند و اثرات این اختراعات و دست آخر نیز کاربست علم در جهت کشفیات و ابداعات بیشتر در رشته های روبه افزایش، طوری که چشم انداز آینده، چشم انداز تغییر مدام و تغییر در جهت خیر بوده است.
لویی لوروی الگویی را مشخص می‌کند که رنسانسی‌ها دنبال می‌کنند و بسط می‌دهند. وی می‌گوید که اگر بخواهیم من حیث المجموع در نظر بگیریم، در هیچ دوره‌ای مثل این دوره (رنسانس) در هنر و علم توفیق یار نبوده است، نه در دوران کورش، نه در دوران اسکندر و نه در دور تازیان، زیرا در همین صدسال اخیر آنچه در پشت حجاب جهل بوده است عیان گشته است و علاوه بر این بسیاری چیزهای ناشناخته پدیدار شده است: مد جدید و قوانین تن پوشهای تازه و گیاهان و درختان و کانیهای نو و اختراعات تازه از قبیل دستگاه چاپ و سلاح جنگ و اسباب دریانوردی و احیای زبانهای مرده (ملاحظاتی در باب تاریخ عام) (3). طبقه گفته‌اتی ین پاسکوایه، سنگ بنای شیوه‌ی تازه‌ی تفحص برتر از شیوه‌ی باستانی را کوپرنیک و پاراسلسوس و راموس بنیاد می‌کنند و در حوزه‌هایی از قبیل جراحی وتفحص در باب مغناطیس، خبرگان می‌توانند بر باستانیان دعوی برتری کنند. به این ترتیب راه به سمت نضج گرفتن روش‌ها و استلزامات علم سنجیده می‌شود و سپس فرانسیس بیکن و الوارز و راموس و سوریوس و پاستل بالویی لوروی همنوا می‌شوند که پیشرفت در دانش و شیوه‌ی زندگانی در عصر آنان به قدری بوده است که نظیر آن در چهارده قرن قبل دیده نشده است.
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#9
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۵ صبح
حال ببینیم بر چه مبنایی دست به چنین ادعای شگرف می‌زنند؟ تردیدی نیست که خوش بینی و اعتمادشان مبتنی بر اعتقاد آنان به پیشرفت بنیاد گرفته از علم است. روی در کتاب [دیگرش] با عنوان اندر مسیر تعویض پذیر، یا تنوع چیزها (4) (1594)، فلسفه‌ی پیشرفت را با توجه به علم، که بیانیه انسانهای مدرن است، از کار درآورده است. این کتاب در اساس بیان کامل برهان انسانهای مدرن است: پیشرفت، روش علمی، کمال جویی، وفور در طبیعت، انتقاد از زوال، تازه خود عنوان کتاب هم کامل‌ترین بیان اهداف و شیوه های متجددان است. امیدبخش بودن رؤیای آینده، نویسنده را به اوج فصاحت رهنمون می‌شود: «بزرگ‌ترین چیزها به دشواری می‌آیند و وقتی هم که می‌آیند دیر می‌آیند... در این دوران به شناخت چه چیزهایی نائل آمده‌اند و چه چیزهایی را کشف کرده‌اند؟ من می‌گویم، سرزمینهای تازه، دریاهای تازه، صور تازه‌ی آدمیان و شیوه های رفتار و قوانین و تن پوش‌ها؛ بیماریهای تازه و درمانهای تازه؛ راههای تازه‌ی آسمان و اقیانوس... و ستارگان تازه به دیده آمده‌اند...»
از ابداعات انجام شده با پیدایش علم هیچ یک به اندازه کشف واختراع باروت و قطب نما و دستگاه چاپ جلب توجه نمی‌کند. نمونه بارز آن، جمله زیر از زندگی من [اتوبیوگرافی] جروم کاردن است: «از میان اوضاع و احوال بی نظیر، هرچند طبیعی، زندگی من آنچه از همه نامعمولتر است اینکه در قرنی به دنیا آمدم که کل دنیا شناخته شده است؛ و باستانیان با بیش از سه بخش آن آشنایی نداشته‌اند.» همین صبغه‌ی خودآگاهی شدید در نامه آمریگو وسپوچی به لورنزو پی یترو مدیچی، در شرح کشفیاتش، مکرر شده است. (5) فرانسیسکو لوپزدوگومارا از دانش باستانیان درباره‌ی جغرافیا سخت انتقاد می‌کند. وی معلم می‌کند که دنیاگرد و مسکونی است و ساکنان زمین در نیمکره های دیگر هم وجود دارند، و [دیگر اینکه] باستانیان محاسبه درست طول و عرض جغرافیایی را بلد نبوده اند. لویی روی چیزهای تازه‌ای فهرست می‌کند که براثر کشفیات به دنیا آمده‌اند: شکر و مروارید و ادویه و درخت و میوه و طلا. جورج بست نیز فهرست مشابهی می‌آورد و نشان می‌دهد که کشفیات سبب وفور شده‌اند.
اهمیت اختراع ماشین چاپ بزودی معلوم می‌شود، خاصه به توجه به اثرات آن بر اصلاح دین (6). بسیاری از نویسندگان دوران رنسانس درباره‌ی اهمیت ماشین چاپ بحث می‌کنند و اجماع این است که چاپ سبب افزایش بسیار در انتشار دانش شده است و خود وسیله‌ی ایجاد این احیا شده است. ولی جان فوکس است که مدح ماشین چاپ را به اوج می‌رساند. در بخشی موسوم به «اختراع و فایده ماشین چاپ» فوکس درباره‌ی تاریخ اختراع آن می‌گوید و این سیر را وصف می‌کند. در پایان هم به ذکر دستاوردهای آن می‌پردازد: [ماشین چاپ] از جانب خدا آمده است که تغلب پاپ را ملغی کند و کلیسای رم را باطل سازد و ظفرمندی حقیقت را به ارمغان آورد؛ [این ماشین] معلومات را نشر داده، قیمت کتاب‌ها را پایین آورده، یادگرفتن و خواندن را ساده تر قابل دستیابی کرده، مشوق تألیف کتابهای ارزشمند شده و سبب استیلای کلمه خدا شده است.
نتیجه این فعالیت در عرصه علوم، صورت بندی نظریه‌ی پیشرفت بوده است. چنین می‌انگاشته اند که دنیای مدرن با دنیاهای پیشین متفاوت است، زیرا انسانهای مدرن بیشتر می‌دانسته و کارهای بیشتری می‌کرده و امیدوار بوده‌اند کارهای بیشتری به انجام برسانند. چنین می‌نموده است که آینده نوید اختراعات و اکتشافات فزون‌تری را می‌دهد؛ آن هم با چنان مقیاس و مقداری که دستاوردهای زمان حال را در قیاس کوچک جلوه می‌داده است، نه اینکه حال بد باشد، بلکه آینده بهتر خواهد بود. بنابراین دیگر بازگشت به گذشته در کار نبوده است و جز آینده اهمیت نداشته است. پس پیدایش علم عنصر تازه‌ای را وارد اندیشه مردم دوران رنسانس می‌کند. آگاه بودن مردم از دوران خودشان به این سبب نبوده است که عین دوران دیگری است که از بین رفته و از نو متولد شده است، بلکه به این سبب بوده است که این دوران با هر دوران دیگری متفاوت است؛ بی همتا بودن این دوران علامت مشخصه آن بوده است.
آنان که اندیشه‌ی پیشرفت را به طبیعت اطلاق می‌کنند بر آن اند که، برخلاف اعتقادات کسانی که به اندیشه واگشت دل سپرده‌اند، طبیعت فرسوده نمی‌شود و آدمیان در نیکو بودن تفاوتی با نیکو بودن اولیه ندارند و توقع پیشرفت مدام در عرصه های علم و هنر کاملاً به حق است. چنین دیدگاهی در واقع انتقادی است از نظریه‌ی برتری باستانیان، و در عین حال هم توجیه بررسی علم را، آنگونه که در نوشته‌ی لویی لوروی دیده‌ایم، ممکن می‌سازد. زیرا اگر طبیعت فرسوده باشد، چیز تازه‌ای برای کشف کردن وجود ندارد، و اگر عقل آدمیان ضعیف‌تر شده باشد، امکان افزایش معلومات در کار نیست. گابریل هاروی چنین استدلال می‌کند که عقل هنوز هم مثل همیشه کار می‌کند و تا بدانجا پیش می‌رود که بگوید عصر نخست عصر طلایی نبوده است. عصر طلایی اکنون است- و البته این را از قول ژان بودین می‌گوید.
ریچارایدن می‌گوید که پیشرفتهای فراوانی که در هندسه و نجوم و معماری و موسیقی و نقاشی و سلاح و اختراعات و نظایر این‌ها در دوران مدرن حاصل شده است حاکی از این است که انسان‌ها اکنون می‌تواند برتر از باستانیان باشند، چه صاحب همان استعدادهایی اند که باستانیان برخوردار بوده‌اند؛ وانگهی، از آنجا که تعداد چیزهایی که باید کشف شود بی نهایت است. تعداد اختراعات و اکتشافات هم بی نهایت است. لوروی چنین می‌آورد که شکوه های فراوانی می‌کنند مبنی بر اینکه شیوه های رفتار هر روز بدتر می‌شود، ولی اگر چنین بود، آن وقت آدمیان «... پیش‌تر از این باید به اوج سیه کاری می‌رسیدند و اتحادی بین آن‌ها دیگر وجود نمی‌داشت، که درست نیست.» بودین در نوشته‌ی خود- با عنوان Methodus- بر اندیشه واگشت (یا سیر قهقرایی) سخت می‌تازد. آنچه نظریه‌ی کمال جویی به اندیشه‌ی رنسانسی‌ها کمک می‌کند این اعتقاد است که اگر نتوانند بر باستانیان سبق جویند، با آنان می‌توانند همتا شوند.
طبق نظریه‌ی اقلیمی (آب و هوایی) تاریخ، تأثیر آخشیجها ممکن است باعث تغییر در امور آدمیان گردد. از همین است که جیورجیو وزاری می‌گوید که هوایی که نقاشان اولیه استنشاق می‌کرده اند سبب می‌شده است آثار هنریی پدید آورند که موجب احیای هنرها می‌شود. با اینکه بودین هم با این انگار آشنا بوده است، دیگر نویسندگان از قبیل توماس پراکتور و فالک گرویل از آن خبر نداشته‌اند. طبق گفته بودین، تلازم اوضاع و احوال اقلیمی مناسب موجب تغییر در تاریخ می‌شود و بعضی نواحی برای پرورش هنر و علم از نواحی دیگر مطلوب‌ترند. با این حال، وی به این موضوع با توجه به دوران خودش نمی‌پردازد.
فرض مربوط به مسیر تاریخ بشری، که اعتقاد به آن در دوران رنسانس بسیار گسترده بوده است، نظریه‌ی چرخه‌ای یا جزرو مدی است. مطابق این دیدگاه، آدمیان و ملت‌ها و هنرها دارای منشأ و پیدایش و نشو و نمو و زوال اند. این سیر همین که کامل شود، متوقف نمی‌گردد و از نو و مرتب مکرر می‌شود. یا اگر استعاره‌ی جزر و مد را در نظر گیریم، تمدن‌ها فرو می‌نشینند و جاری می‌شوند و باز بالا می‌آیند و فرو می‌نشیند و این سیر مدام مکرر می‌شود. این نظریه، با توجه به اندیشه‌ی رنسانس، امکان دارد به تحول آن کمک کند یا بازدارنده باشد، که منوط است به نقطه‌ای در چرخه که مورخ بخواهد در آن قرارش دهد. اگر رنسانس بخشی از منحنی فرارونده تلقی شود، اوج تاریخ بشری تا آن نقطه وصف می‌گردد. از سوی دیگر اگر بخشی از قوس فروپوینده تلقی گردد، در قیاس با اوجی که باستانیان به آن رسیده بوده‌اند به چشم حالت زوال نگریسته می‌شود. واقع اینکه هر دو طرز تلقی یافت می‌شود.
نیکولای ماکیاولی اندیشه‌ی مربوط به تغییر چرخه‌ای را در تاریخ فلورانس (532) بیان می‌کند و گابریل هاروی هم نظریه‌ی چرخه‌ای را به مسیر یادگیری و خاصه به تاریخ آن در دوران عمر خودش اطلاق می‌کند. در حقیقت، صور خیالی که هر دو در تبیین نظریه‌ی چرخه‌ای به کار می‌برند، سخت شبیه است. ماکیاولی می‌نویسد:
چون از آنجا که خدا مقدر کرده است که در امور این عالم فرو نشستن و جاری شدن مدام در کار باشد، به محض رسیدن به آخرین درجه‌ی کمال و ناتوانی از فراپویی بیشتر، به ضرورت افول می‌کنند؛ واز سوی دیگر وقتی هم که فرو نشسته باشند... از نو باز فرا می‌روند. تعابیر وی در گفته هاروی نیز پژواک دارد:
در جملگی چیزها مسیر و گردش متغیری وجود دارد. تابستان بر زمستان تفوق می‌یابد و زمستان از نو بر تابستان برتری می‌جوید. طبیعت خود تغیرپذیر است... و هنر، که مقلد اوست، با تغییرپذیری مشابه دمساز می‌شود.
تمثیلهای مشابه راجع به نظریه‌ی چرخه‌ای در آثار جیوچیاردینی و وزاری یافت می‌شود. لویی لوروی نیز عظمت چند دوره‌ی قابل توجه در تاریخ، از جمله رنسانس، را بیه سیر چرخه‌ای رویدادها نسبت می‌دهد. اندیشه‌ی مربوط به پیدایش و بالان شدن و افول رویدادها، در قالب نظریه‌ی پویای تاریخ به نویسندگان دوران رنسانس این امکان را می‌دهد که پیدایش شیوه تازه‌ی زندگی را تبیین کند، آن هم در جایی که طبق برآورد آن‌ها یک هزاره در امور بشری تغییری وجود نداشته است.
در نظریه‌ی مربوط به همسان گرایی بر این اند که طبیعت بشری هرگز تغییر نمی‌کند و آدمیان در هرجا و هر زمان همواره یکسان بوده‌اند و بنابراین زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست (7). از همین است که مونتنی می‌گوید دنیا نه در حالت نقصان است و نه در حالت پیشرفت؛ همان است که همواره بوده است و طبیعت هم نه در قدرت از دست داده و نه یکبارگی آدمهایی با صفات بی نظیر پدید آورده است. پی یر شارون هم به این نتیجه می‌رسد که دنیا چیز تازه‌ای به خود ندیده است و هرگز هم نخواهد دید.
در عرصه‌ی نظریه‌ی مربوط به همسان گرایی، با انکار امکان تغییر یا پیشرفت، راه را بر شور و شوق برای دستاوردهای دنیای مدرن سد می‌کنند. تأثیر آن گسترده تر از آن چیزی است که در اینجا نشان داده‌ایم و اثر بازدارنده‌ی آن بر اندیشه پیشرفت تا قرن هفدهم دوام می‌آورد.
دست آخر هم نظریه‌ی مربوط به زوال در کار است که مطابق آن چنین می‌انگاشته اند که دنیا رو به تنزل می‌رود. بهترین دوران در تاریخ در ابتدای جهان بوده است و تاریخ هم جز ثبت تباهی فزاینده‌ی انسان و کارهای او نیست. خود طبیعت در کار نقصان پذیری است و امیدی به زمان حال نیست و یقیناً به آینده هم ذره‌ای امید نیست. به این ترتیب نوعی لحن تند بدبینی پدید می‌آید که، به اندیشه‌ی رنسانس که اطلاق می‌شود، بی همتایی یا پیشرفتهای انجام شده در دوران مدرن با انکار مواجه می‌گردد. اگر مخالفت کلامی با چیزهای این جهان و اصرار بر معصیت کار بودن آدمی را به این بیفزاییم، آن وقت متوجه جریان مخالف با اندیشه‌ی مربوط به پیشرفت می‌شویم.
شالوده اندیشه مربوط به زوال عبارت است از اعتقاد به وجود عصر طلایی گذشته‌ای که هر چه تاریخ متعاقب هست بر بنیاد آن مورد قضاوت قرار می‌گیرد و کمبود آن معلوم می‌شود. ادموند اسپنسر در شهبانوی پریان (8) چنین می‌سراید:
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,157
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 469 بار در 377 ارسال
#10
۱۴۰۰-۷-۱۱، ۱۰:۰۵ صبح
So oft as I with state of present tiem,
The image of the antique world compare,
When as mans age was in his freshest prime,
And the first blossome of fair virtue bare,
Such oddes I finde twist those, and those which are,
As that, through long continuance of his course,
Me seems the world is runne quite out of square,
From the fist point of his appointed soure,
And being once amisse growes daily wourse and wourse.
[همچنان که پیداست، گوینده شعر اوضاع زمان حال را با دنیای کهن قیاس می‌کند که آدمی در مسیر بهشت سعادت زندگی می‌کرده است و اکنون دنیا از مسیر خود منحرف شده است و روزبه روز هم بدتر می‌شود]. پژواک سخن اسپنسر در رساله‌ای درباره پادشاهی نوشته فالک گرویل یافت می‌شود.
مضمون عصر طلای احساس بدبینی و بی اعتقادی به پیشرفت و توانایی عقل در پرداختن بسنده به مسائلی که آدمی با آن‌ها مواجه می‌شود، به همراه می‌آورد؛ و همین عبارت است از رگه ضدعقل گرایی که در بی اعتمادی موردنظر متکلمان به عقل ادغام می‌شود- آن چنان که در اشعار جان دیویس و جان نوردن. رنسانس را دوران خوش بینی وصف کرده بوده‌اند؛ رنسانس دوران بدبینی هم هست؛ چون از هر سو فریاد به گوش می‌رسد که «ما به این دوران بی بر جهان هبوط کرده‌ایم» و «دنیا به دوران پیری تنزل می‌کند و میوه‌هایش را با قدرت حسن دورانهای گذشته به بار نمی‌آورد؛ فضیلت و نیکویی آدمی گویی از آنچه در دورانهای گذشته بوده است کاستی پذیرفته و به کهنگی و فساد گراییده است...» اندیشه مربوط به فساد شاید سد سدید پذیرفتن اندیشه رنسانس باشد و تأثیر آن به قدری شدید بوده است که لازم می‌آید بیکن و پیروانش تمام هم و غم خود را مصروف پایان دادن به رونق بازار آن در عرصه‌ی فلسفه سازند- گواینکه، به سبب تبدیل شدن به یکی از سنتهای شعری، بر جای می‌ماند.
با این حال، درباره چگونگی عملکرد و تأثیر این شش پیشداوری ایدئولوژیکی، یکی دو نتیجه گیری قابل ذکر است. یکی اینکه این اندیشه‌ها گسترده‌اند. از نظر دامنه، هم انگلیسی‌اند و هم اروپای قاره‌ای و گستره‌ی آن‌ها در ازای اواخر رنسانس کشیده می‌شود- که معمولاً چنین هم در نظر آورده‌اند. نکته دوم این است که این اندیشه‌ها به نوع خاصی از فعالیت فکری محدود نمی‌شود، بلکه در جمله حوزه های مساعی فکری دوران رنسانس یافت می‌شود. نتیجه گیری دیگر اینکه این اندیشه‌ها تازه نیستند و منشأ آن‌ها در تمدن و فرهنگ کلاسیکی ریشه داشته است و بعضی از آن‌ها در عرصه قرون وسطی تاریخ مفصلی دارند. این واقعیت دال بر این است که قسمت اعظم تفکر دوران رنسانس- برخلاف نظر معمول- ملغمه اندیشه‌ها نیست. آنچه در دوران رنسانس تازگی دارد، به جای خود اندیشه‌ها، شیوه‌هایی است که این اندیشه‌ها از نو ترکیب می‌شوند و به ساختهای فکری نو تبدیل می‌شوند. پس سرنخ تحقیق تاریخی، جستجوی اندیشه های اصیل نیست بلکه کشف سیلان فزاینده‌ی اندیشه های کهن است و تحلیل در این باره که چه ترکیبهای تازه‌ای ساخته شده است و تحت انگیزه‌ی کدام نیاز و نیرو. خود اندیشه‌ها چند خصلت تقریباً ثابت را حفظ می‌کنند؛ آنچه در نتیجه تقاضاهای تازه تغییر می‌کند، صور ترکیب مجدد اندیشه های کهن است.
اندیشه مربوط به پیشرفت و نظریه‌ی چرخه‌ای تاریخ- که اواخر دوران باستان احیا می‌شوند ودر ذهن رنسانسی‌ها به هم پیوند می‌خورند و به وقت ضرورت با نظریه‌ی همسان گرایی و مفهوم کمال جویی تقویت می‌شوند- در هم جوش می‌خورند و اندیشه علم را در قالب مبنای آینده دمادم گسترش یابنده می‌سازند، یعنی اندیشه‌ی تجدد هماره گسترش یابنده‌ای که پایانی بر آن متصور نیست. این سوال شایان پرسیدن است که اگر اندیشه مربوط به پیشرفت و نظریه‌ی چرخه‌ای تاریخ منشأ باستانی دارند، پس چرا مهجور می‌مانند و استعمال و شناخت نیروی بالقوه آنها می‌ماند برای دوران رنسانس؟ چنین می‌نماید که جواب این سوال باز هم در مجموعه اندیشه های دیگری در ذهن رنسانسی‌ها قرار دارد: این بار ادغام اندیشه‌ی علم با دو اندیشه‌ی بی چون در دوران رنسانس، یعنی ناسیونالیسم و کاپیتالیسم. ناسیونالیسم (ملی گرایی) موجد نیروی محرکه‌ای می‌شود که انسانهای دوران رنسانس را به عمل وا می‌دارد؛ کاپیتالیسم (سرمایه داری) هم به آن‌ها منابع اقتصادی می‌دهد و به پایمردی آن می‌توانند به آمال خویش جامه‌ی عمل بپوشانند. به این ترتیب نخستین بار در تاریخ بشر امکان پیش بینی دورانی فراهم می‌آید که آدمیان از سلطه کمبود مالی بگریزند و آزاد باشند که به دلخواه رفتار کنند: ناسیونالیسم به آن‌ها انگیزه می‌دهد و کاپیتالیسم امنیت، و علم راه نشانشان می‌دهد و پیشرفت این امید را به آنان می‌دهد که به اتوپیا (مدینه فاضله یا ناکجاآباد)، اینجا و اکنون بر روی همین زمین دست یابند.
از وقتی که این رویا از تخیل رنسانسی‌ها برجوشیده است چندین قرن می‌گذرد و معلوم شده است که بازشناخت آن بسی دشوارتر از آن بوده است که دانشمندان قرن هفدهم خوش بینانه پیش بینی می‌کرده اند، و با این حال همچنان بخش ضروری- ودر واقع بخش اصلی- ذهن مدرن است: وفور [نعمت] مساوی است با آزادی مساوی است با سعادتمندی- الا برای آنان که به آن‌ها دست یافته‌اند. در همان لحظه‌ای که رنسانس سرانجام به اهداف خود دست یابد، [همان دم] به پایان می‌رسد.
شبکه اجتماعی ویترین

]دانلود از مایکت[
  | 
]دانلود از کافه بازار[


قرائت صلوات و فاتحه برای پسر عمویم
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط

« قدیمی‌تر | جدیدتر »
صفحه‌ها (2): 1 2 بعدی »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  همه چیز درباره قطارها travel_man 0 984 ۱۴۰۰-۸-۳، ۱۲:۲۷ عصر
آخرین ارسال: travel_man
  تمام چیزهایی که باید درباره قطار بدانید travel_man 0 1,040 ۱۴۰۰-۱-۱۷، ۱۰:۰۳ صبح
آخرین ارسال: travel_man
  همه چیز درباره کارتون پونی کوچولو aroosak 0 2,986 ۱۳۹۹-۱۲-۲۵، ۰۷:۳۵ عصر
آخرین ارسال: aroosak
  دانستنی هایی درباره کشیدن ترمز قطار travel_man 0 950 ۱۳۹۹-۱۱-۱۸، ۱۲:۳۵ عصر
آخرین ارسال: travel_man
  مقاله ای کوتاه درباره ی هدایای تبلیغاتی novin11 0 1,153 ۱۳۹۴-۱۰-۹، ۱۱:۲۷ صبح
آخرین ارسال: novin11

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان
بارگذاري مجدد
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع تاريخ, زمان  آخرين ارسال کننده انجمن
  متن کامل دادخواست مطالبه‌ی قرض ▼ ۱۱-۱۵, ۰۴:۳۷ ADMIN وبگردی
  [تولید انجمن] شنگول آباد | جوک... ▼ ۱۱-۱۳, ۰۷:۳۲ ADMIN خنده بازار
  دانلود کتاب خلوت ناب ▼ ۱۰-۱۳, ۰۴:۵۱ ADMIN ایده، خلاقیت و ...
  [مسائل و مشکلات] شهرک مجتمع فو... ▼ ۱۰-۱۳, ۰۳:۵۴ ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] چگونه احکام را ب... ▼ ۱۰-۹, ۰۹:۲۵ ADMIN ایده، خلاقیت و ...
  [عشق و ازدواج] مشاوره پیش از ا... ▼ ۹-۷, ۰۹:۵۰ ملایجردی مشاوره خانواده ...
  مستند عاقبت بخیر | زندگی زنده ... ▼ ۹-۵, ۰۶:۴۸ ADMIN آثار و مفاخر
  [مسائل و مشکلات] پخش اذان زود ... ▼ ۹-۴, ۰۵:۳۸ ADMIN در شهر
  پاسخ به تمام شبهات فاطمیه ▼ ۸-۲۹, ۰۵:۴۹ ADMIN سمت خدا
  صبح غریب | دل نوشته هایم ▼ ۸-۵, ۱۰:۴۸ ADMIN مجازیست
  [ مشاوره فردی] ] رابطه با خا... ▼ ۷-۳۰, ۰۹:۱۳ daneshi مشاوره خانواده ...
برترين سپاس شده ها
ADMIN 469
~~sara~~ 187
tanaz22 166
kabootar 159
sarah 142
جديدترين کاربران
shahabrb ۱۱-۱۷
Zahramo ۱۱-۱۵
mlmy8888 ۱۱-۱۳
2909897508 ۱۰-۱۰
زهرا زهرا و ۱۰-۱۰
بيشترين پاسخ ها
  اخبار انتخابات ... 334
  رمان واقعی نسل ... 172
  ستاد سایبری آیت... 160
  رمان سفر به دیا... 146
  دانلود سخنرانی‌... 143
بيشترين بازديدها
  آموزش رایگان رو... 89768
  خاطرات یک دختر ... 58404
  اموزش فعالیت در... 56718
  اخبار انتخابات ... 56206
  دانلود کتاب موع... 49165
بيشترين بازديدها
  آموزش رایگان رو... 89768
  خاطرات یک دختر ... 58404
  اموزش فعالیت در... 56718
  اخبار انتخابات ... 56206
  دانلود کتاب موع... 49165
برترين اعتبارگيرنده ها
ADMIN 254
kabootar 142
dayana 122
~~sara~~ 118
sarah 105

بنر تبلیغاتی ویترین
مرورگر شما این فایل صوتی را پشتیبانی نمی‌کند.

  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی