مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › کتاب | رمان | ادبیات v
« قبلی 1 … 18 19 20 21 22 … 30 بعدی »
› گفتگو با خدا

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
912
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
DrewFarr35 دیروز
ClemmieHol دیروز
MichelYpz5 دیروز
Milan84510 ۶-۲
EuniceNevi ۶-۲
MelaineDeL ۶-۲
RondaCaraw ۶-۲
MargieTrig ۶-۱

افشای تله جمعیت! | شبکه‌های اجتماعی عصر جوین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 47 رأی - میانگین امتیازات: 2.96
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

گفتگو با خدا

~~sara~~ آفلاین
عضو حرفه ای
***
امتیاز: 2,496
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۱
محل سکونت: اهواز
اعتبار: 118
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 181
سپاس شده 187 بار در 160 ارسال
#1
Heart  ۱۳۹۱-۱۱-۷، ۰۱:۱۱ صبح
در رؤياهايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم
خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني؟
من در پاسخ گفتم : اگر وقت داريد
خدا خنديد : وقت من بي نهايت است
در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟
پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟
خدا پاسخ داد : كودكيشان
اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند
بعد دوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند
اينكه آنها سلامتي خود را ا ز دست مي دهند تا پول به دست آورند
و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست بياورند
اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند
و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده
اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نمي ميرند
و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند
دست هاي خدا دستانم را گرفت
براي مدتي سكوت كرديم
و من دوباره پرسيدم : به عنوان يك پدر
مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟
او گفت : بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد
همه كاري كه مي توانند بكنند اينست كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند
بياموزند كه درست نيست كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند
بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم
اما سالها طول مي كشد تا اين زخمها را التيام بخشيم
بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد
كسي است كه به كمترين ها نياز دارد
بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند
فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند
بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند اما آن را متفاوت ببينند
بياموزند كه كافي نيست كه فقط آنها ديگران را ببخشند
بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند
من با خضوع گفتم : از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم
آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟
خداوند لبخند زد و گفت
فقط اينكه بدانند من اينجا هستم
هميشه

آن
شراب طهوررا که شنیده ای بهشتیان را می خورانند، میکده اش کربلاست
...

پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
محسن حسینی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 6
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۱
محل سکونت: ایران عزیزم
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 0
سپاس شده 1 بار در 1 ارسال
#2
۱۳۹۱-۱۱-۷، ۰۶:۲۶ صبح
بخدای مهربون درست حرف دلم را نوشتید همه تون رو دوست دارم هرچه هم میگویید فدای سزتان بخدا از جانب من حلال است بگویید شاید بخاطر غیبت شما من پیش خدا سرم رو بالا میگیرم و با رویی گریان میروم به جهنم ولی خدایی را که من شناختم باز هم مثل همیشه شرمنده تر میکنه بنده سیاه رو رو .میدونید چرا همه بندگان تلاش میکنند تا خدا رو از خودشون راضی کنند ولی خدای منان هر دم کاری میکند که من از او راضی شوم به نظر شما من پرتوقع هستم یا خداوند خیلی مهربونه و منو دوست داره در ضمن من همچنین چیزی از خدای بزرگ نخواستم این لطف الهی بزرگ خودشونه نسبت به من و همه بندگان دیگه است نظر شما چیه؟
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط ~~sara~~
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#3
۱۳۹۱-۱۱-۷، ۰۸:۲۹ صبح
(۱۳۹۱-۱۱-۷، ۰۶:۲۶ صبح)محسن حسینی نوشته است: بخدای مهربون درست حرف دلم را نوشتید همه تون رو دوست دارم هرچه هم میگویید فدای سزتان بخدا از جانب من حلال است بگویید شاید بخاطر غیبت شما من پیش خدا سرم رو بالا میگیرم و با رویی گریان میروم به جهنم ولی خدایی را که من شناختم باز هم مثل همیشه شرمنده تر میکنه بنده سیاه رو رو .میدونید چرا همه بندگان تلاش میکنند تا خدا رو از خودشون راضی کنند ولی خدای منان هر دم کاری میکند که من از او راضی شوم به نظر شما من پرتوقع هستم یا خداوند خیلی مهربونه و منو دوست داره در ضمن من همچنین چیزی از خدای بزرگ نخواستم این لطف الهی بزرگ خودشونه نسبت به من و همه بندگان دیگه است نظر شما چیه؟
میشه منظورتون رو بهتر بگینHuh
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
جوینی 91 آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 32
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۱
محل سکونت: جوین
اعتبار: 16
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 3
سپاس شده 9 بار در 9 ارسال
#4
۱۳۹۱-۱۱-۷، ۱۰:۴۵ عصر
ای وای یواش یواش دارم پشیمون میکنم چرا اومدم انجمن! چرا اینهمه اشکالات تایپی هست تو نگارشاتون؟ از جوینیا بعیده ها!؟ یه ذره حال بدید بچه ها به ارسال هاتون:atamalek (17):
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط sarah
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('3125')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.