۱۳۹۱-۱۲-۱۰، ۰۲:۲۵ صبح
| توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید |
زنانی که شغلشان نامتعارف است |
|||
۱۳۹۱-۱۲-۱۱، ۱۰:۳۷ عصر
معنی وتفسیر آیات زیر که عینا ازروی مجموعه تفسیر آسان کپی شده است آن 30درصد دختران مجرد که شوهر ندارند و حامله می شوندوسقط جنین می کنند بخوانند:!!!
(ما شهر لوط را زير و زبر و آنان را سنگباران كرديم:
[سوره الحجر (15): آيات 73 تا 79]
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ (73) فَجَعَلْناعالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ (74) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ (75) وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ (76) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ (77)
وَ إِنْ كانَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ لَظالِمِينَ(78) فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ (79)
ترجمه:
73- (هنگامى كه خاندانلوط، شبانه از شهر خارج شدند) يك صيحه آسمانى آمد و قوم لوط را به هنگام طلوع آفتاب برگرفت (و به دوزخ فرستاد)
74- بعدا ما شهر قوم لوطرا زير و زبر نموديم و قوم را به وسيله سنگى از سجيل (كه معنى آن بعدا خواهد آمد) سنگباران نموديم .تفسير آسان، ج9، ص: 86
-محققا يك چنين كيفرى آيات و معجزاتى است براى هوشمندان-75
76- و يقينا آثار آن عذابهاموجود، و راهى مىباشند استوار و پايدار
77- و قطعا يك چنين كيفرو سركوبى آيت و عبرتى است براى مؤمنين
78- و محققا اصحاب و اهلايكه ستمكار بودند
79- بعدا ما از آنان انتقامگرفتيم. و مسلما شهر قوم لوط و شهر قوم شعيب (براى عبرت گرفتن) پيشوائى هستند آشكار
- مؤلف.
لغت، معنى، تركيب:
كلمه صيحه در اينجا: عذاب. كلمه مُشْرِقِينَ: بههنگام طلوع آفتاب.
كلمه سِجِّيلٍ: گلى كه بصورت سنگ درآمده باشد. كلمه لِلْمُتَوَسِّمِينَ: افرادى كه از اينگونه عذابها پند و اندرز مىگيرند. اصحاب (ايكه): قوم شعيب. كلمه امام در اينجا: راه و طريق- كلمه مُشْرِقِينَ: حال است براى ضمير كلمه فَأَخَذَتْهُمُ- كاشف.
تفسير
آيه 73 فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ.
يعنى بعد از آنكه خاندان لوط به استثناى زوجهاش شبانه از شهر خارج شدند صيحه كوبنده و نابود كننده آسمانى آمد و تا آخرين نفر قوم لوط را در حالى برگرفت كه آفتاب در شرف طلوع كردن بود- مؤلف- گفته شده: ابتداء عذاب قوم لوط با طلوع فجر مصادف شد، و انتهاء آن با طلوع آفتاب. و به همين جهت است كه در پايان آيه 66 كه تفسير شد راجع به ابتداء عذاب قوم لوط مىفرمايد: مُصْبِحِينَ. و در اين آيه راجع به انتهاء عذابشان ميفرمايد:
مُشْرِقِينَ- فتح.
آيه 74 فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها- الى آخره:
يعنى بعد از آنكه قوم لوط طعمه صيحه آسمانى شدندشهرشان را به نحوى زير و زبر كرديم كه سمت بالاى آن زير، و سمت زير آن بالا قرارگرفت
. ودر همان حال براى اينكه احدى از آنان سالم جان بدر نبرد به وسيله سجيل، سنگبارانشان هم نموديم. (وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ) و سجيل آن گلى است كه با آتش پخته و نظير سنگ مىشود- مؤلف. تفسير آسان، ج9، ص: 87.
آيه 75 إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ.
يكى از اسلوبهاى قرآن مجيد اين است: اولا اخطارمىكند و سخن از اقوام و اعصار گذشته به ميان مىآورد و بعدا نتيجه مىگيرد و مىگويد:
افرادى كه شايسته پند و اندرز گرفتن باشند اينگونه داستانها براى آنان آيت و معجزه و موجب عبرت خواهد بود. آيه مورد بحث هم به نكتهاى كه در بالا گفتيم اشاره مىكند و ميفرمايد: نابود شدن قوم لوط و بدرك اسفل رفتن آنان بهترين وسيله است براى افرادى كه لايق عبرت گرفتن باشند.
يك نكته لغوى: و آن اينكه مصدر كلمه (لِلْمُتَوَسِّمِينَ) (وسم بر وزن وعد است) و (وسم) در اصل به معنى علامت و داغ كردن چيزى مىباشد كه اثر آن چيز باقى بماند. مثلا داغ كردن پوست شتر و امثال آن كه هر گاه پوست آنها را- براى اينكه شناخته شوند- داغ مىكنند اثر آن در پوست آنها بجاى مىماند پس همانطور كه اثر داغ كردن در چيزهائى كه گفته شد اثر مىگذارد همانطور هم اين پند و اندرزهائى كه خدا در قرآن به وسيله سرنوشت شوم ستمكاران بيان مىكند در قلوب پاك و لايق افراد با سعادت اثر مىگذارد، و ايشان به خوبى درك مىكنند اگر قدم جاى قدم ستمكاران بگذارند حتما بسرنوشت شوم آنان گرفتار خواهند شد. آرى افراد با سعادت اين پند و اندرزها را مى- پذيرند. بر خلاف افراد شقى و قسى القلب و كودن و بد بخت كه كوچكترين بهرهاى از اينگونه پند و اندرزها نخواهند داشت. آرى: بر سيه دل چه سود خواندن وعظ- نرود ميخ آهنين بر سنگ- مؤلف. تفسير آسان، ج9، ص: 88 آيه 76 وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ. ضمير كلمه (إِنَّها) به كلمه (الْمَدِينَةِ) بازمىگردد كه در آيه 67 تفسير شد. (باء) اول كلمه (لَبِسَبِيلٍ به معنى (في) است. منظور از كلمه (لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ) كه ترجمه شد: آن طريق و راهى مىباشد كه تاكنون متروك و مسدود نشده است، و مسير مسافرانى مىباشد كه از حجاز به سوى شام و بالعكس اياب و ذهاب مىكنند. يعنى اثر شهر قوم لوط كه زير و زبر شده است هم اكنون موجود و بر سر راهى مىباشد كه در بالا گفته شد. آرى خداى عليم در اين آيه حتى به محل شهر قوم لوط اشاره مىكند كه كسى نتواند آنرا انكار نمايد- مؤلف. آيه 77 إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ. آرى همانطور كه در دو آيه قبل هم اشاره شد چون هركسى اين سعادت را ندارد كه از اينگونه مواعظ پند و اندرز بگيرد، و يا اينكه لا اقل، آنها را تصديق نمايد لذا اين آيه شريفه ميفرمايد: اينگونه امثله و سخنان براى مؤمنين راستين يك نوع آيت و موجب عبرتشان خواهد بود چون ما فشردهاى از داستان قوم لوط را در صفحه- 348- جلد هفتم تفسير آسان به بعد نوشتيم لذا در اينجا احتياجى به تكرار آن نيست- مؤلف. آيه 78 وَ إِنْ كانَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ لَظالِمِينَ. منظور از اين اصحابى كه اين آيه ميفرمايد: قوم حضرتشعيب است.. يعنى مسلما اصحاب الايكه يعنى قوم حضرت شعيب ازظالمين و ستمكاران بودند از جمله ظلم و ستم آنان چنانكه مفسرين فرمودهاند: شرك به خدا و كمفروشى و امثال آنها بوده است. چون اينطور بودند لذا كيفرشان همان بوده تفسير آسان، ج9، ص: 89 كه آيه بعد بيان مىكند- مؤلف. آيه 79 فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍمُبِينٍ. ضمير كلمه (إِنَّهُما) كه تثنيه است به شهر قوملوط و مكان قوم شعيب باز مىگردد. از تفسير الميزان اينطور بدست مىآيد كه كلمه (امام) در اين آيه به معنى راه و طريق است. پس با توجه به دو نكته فوق، معنى اين آيه چنين ميشود كه خدا ميفرمايد: بعد از آنكه قوم شعيب مستوجب عذاب و عقاب شدند ما آنان را هلاك و به دوزخ روانه كرديم. و محققا محل و مكان شهر قوم لوط و قوم شعيب بر سر راهى است كه آشكار و معبر و مسير عابرين و مسافرين مىباشد، چنانكه در آيه قبل هم به آن اشاره شد- مؤلف | |||
|
|
| موضوعهای مشابه… | |||||
| موضوع | نویسنده | پاسخ | بازدید | آخرین ارسال | |
| خاطرات زنانی که از جهاد النکاح بازگشته اند (+۱۸) | ADMIN | 0 | 732 |
۱۳۹۲-۷-۲۷، ۰۶:۵۴ عصر آخرین ارسال: ADMIN |
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

