مشاوره خانواده آنلاین رایگان عطاملک
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده آنلاین رایگان عطاملک › حیات طیبه › شکرستان › خنده بازار v
« قبلی 1 … 8 9 10 11 12 … 24 بعدی »
› یه بار بغل خیابون وایساده بودم ...

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
  [ مشاوره فردی] ] چطوری زندگیمو حفظ کنم جدا ... Rose محمدی پور مشاوره خانواده و ازدواج
  لیست لوازم مورد نیاز برای اتاق خواب عروس و دا... zizi_mg سایت_سوربان بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
906
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9482
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | شاه دزد
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 3.75
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یه بار بغل خیابون وایساده بودم ...

kabootar آفلاین
عضو حرفه ای
***
امتیاز: 830
تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰
محل سکونت: جوین
اعتبار: 142
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 52
سپاس شده 159 بار در 143 ارسال
عید 91
#1
۱۳۹۲-۱-۶، ۰۵:۳۷ عصر
یه بار بغل خیابون وایساده بودم ...

دیدم یه خانوم سانتی مانتال سوار پرادو وایستاد, بوق زد ...!!!

گفتم بفرمایید ...

گفت : سوار شو بریم ...!

منم که قند تو دلم اب شده بود, سوار شدم, گفتم حالا کجا بریم...؟


گفت : میریم خونه ما ...

خلاصه رفتیم در خونشون، گفت پیاده شو بریم داخل ...!

وقتی رفتیم داخل, گفت همینجا روی مبل بشین تا بیام ...

که یهو خانومه داد زد :

نیمــــــــــا پسرم بیا ...!

پسره که اومد خانومه گفت نیما ...مامان, به این نگاه کن ...

اگه درس نخونی میشی یکی مثل این ,انگل جامعه ...!!!
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  یه بار عاشق شده بودم kabootar 0 945 ۱۳۹۱-۱۱-۲۶، ۰۷:۴۵ عصر
آخرین ارسال: kabootar
  یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم، kabootar 0 950 ۱۳۹۱-۱۱-۲۶، ۰۷:۴۴ عصر
آخرین ارسال: kabootar
  بچه كه بودم یه لگد زدم به پسر خالم kabootar 1 1,805 ۱۳۹۱-۲-۹، ۰۷:۲۵ عصر
آخرین ارسال: dayana
  تو دستشویی پارک بودم kabootar 6 2,816 ۱۳۹۱-۱-۲۱، ۱۱:۵۴ عصر
آخرین ارسال: narges

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('3538')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.