مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › سینما/ تلویزیون / مستند v
« قبلی 1 … 6 7 8 9 10 … 12 بعدی »
› دکتر زیبا کلام در تحلیل توافقنامه چه گفت + متن

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
915
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
MaxE707338 امروز
Jamel5037 امروز
PearlineCf امروز
RoryGarran امروز
NewtonBall دیروز
GingerMcEl دیروز
AlycePinke دیروز
FrancescaZ دیروز

افشای تله جمعیت! | شبکه‌های اجتماعی عصر جوین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

صفحه‌ها (2): « قبلی 1 2
امتیاز موضوع:
  • 23 رأی - میانگین امتیازات: 2.91
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دکتر زیبا کلام در تحلیل توافقنامه چه گفت + متن

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#11
۱۳۹۳-۱۱-۱۴، ۰۹:۲۸ صبح
ماجرای عدم رضایت رژیم صهیونیستی از توافق ژنو
مطالبی هست در باره عدم رضایت و اعتراض اسرائیل که مایل بودم بگویم. راجع به حفظ رژیم تحریم‌ها، حق غنی‌سازی و هدف اصلی از توافق‌نامه. اینها مطالبی هستند که به صحبت‌های کری مستند شده‌‌اند. راجع به تجارت انسان‌دوستانه و تلقی غربی‌ها از توانمندی ایران و ادامه تحریم‌ها. این فوق‌العاده است. این یکی را اجازه بدهید برایتان بخوانم، چون سخنی که ممکن است العاده است. این یکی را اجازه بدهید برایتان بخوانم، چون سخنی که ممکن است در این مجلس یا مجالس دیگر برای دوستان مطرح شود که اگر ما این کار را نمی‌کردیم الان رو به قبله هستیم. کار تمام است، بودجه نداریم، خزانه خالی است، سیلوها همه خالی هستند، مردم دارند از دیوار خانه‌های همدیگر بالا می‌روند. این حرف‌ها گفته می‌شود. حالا نگاه کنید این کنفرانس مطبوعاتی کری در ژنو در همان روزی که این توافق‌نامه به امضا رسید.
و بالاخره فقط می‌خواهم بگویم آدم‌هایی هستند که خواهند گفت این معامله ناقص است. آنها مسئولیتی دارند که به مردم بگویند بدیل بهتر چیست؟ دستاورد ما بد است؟ خیلی خوب. مسئولیت دارید می‌گویید بد است؟ بگویید بدیل آن چیست؟ یک بدیل بهتر را شما معرفی کنید. بعضی‌ها می‌گویند باید فشار را ادامه بدهیم. همین طور ادامه بدهیم و تحریم‌ها را اضافه کنیم که به نحوی عاقبت ایران را به مرحله فروپاشی می‌کشاند و کاپیتولاسیون. خوب دقت کنید. این مطلب خیلی مهم است. خوب دقت کنید.
با تفاصیلی که از همه متخصصان و از همه ورودی‌هایی که در اختیار داریم و از همه کشورها ۱+۵ که امروز در این برنامه حضور داشتند، هیچ‌کدام آنها باور ندارند این فرجام کار خواهد بود یعنی فروپاشی ایران و کاپیتولاسیون. نه تسلیم و نه فروپاشی. این فرجام برای ایران نیست. در عوض ما باور داریم ضمن این که باید افزایش تحریم‌ها را ادامه بدهیم و باید به تلاش خود مشغول باشیم، برنامه ایران ـ‌کدام برنامه؟ فشار دادن پیچ گوشتی در حلقوم ایران‌ـ در واقع به جلو پیش می‌رفت. این دشمن ماست که دارد این جوری حرف می‌زند. هر روز دارد نیرو می‌گیرد و ضمن این کار هر روز در منطقه خطرناک‌تر می‌شود و کشورهایی مثل اسرائیل، امارات و آدم‌های دیگر در منطقه بیشتر تهدید می‌شوند. در سال ۲۰۰۳ وقتی به دولت قبلی ایران در مورد برنامه هسته‌ای‌شان پیشنهاد دادیم فقط ۱۶۴ تا سانتریفیوژ وجود داشت، این پیشنهاد پذیرفته نشد، سپس تحریم‌ها شروع شدند و امروز حیف است. بگذارید انگلیسی‌اش را بخوانم:
And today these are 19000 centrifuges and growing
این شمایید.
So people have a responsibility to make a judgment about these issues.
بنابراین آدم‌ها وقتی می‌گویند این توافق ناقص و ضعیف است و باید حلقوم ایرانی‌ها را بیشتر فشار بدهیم. ۱۶۴ سانتریفیوژ بوده است، گفته‌ایم نه، شده ۱۲۴۰۰۰ تا. باز هم فشارشان بدهیم؟ اینها این جوری هستند.
اجازه بفرمایید نتیجه‌گیری خودم را نه فقط از بحثی که خدمتتان ارائه کردم، بلکه از کل بحث و گفتگوهایی که در کل جامعه سیاسی و رسانه‌ای ما در حال رخ دادن است و بیشتر با توجه به آنها دارم حرف می‌زنم، بیان کنم.
امروزه بیشتر از هر زمان دیگری حیاتی است و نه ضروری و مهم، بلکه حیاتی است که نهادهای اصلی و تعیین‌کننده سیاست خارجی از قبیل رهبری کننده سیاست خارجی از قبیل رهبری انقلاب اسلامی، مجلس شورا و دولت به‌طور دقیق مشخص کنند خطوط قرمز ایران کجا قرار دارند. کجاست؟ ما خطوط را حفظ کردیم؟ کوبیدیم؟ با منطق و استدلال غربی‌ها را منکوب کردیم؟ خطوط قرمز بالاخره کجا بودند؟ کجا هستند؟ چه هستند؟ یکی از مهم‌ترین نتایج این ارزیابی این است که به‌تدریج آشکار می‌شود که خطوط قرمز ما بیشتر شبیه باندهای بسیار نادقیق و کدر هستند. باندها یا جاده‌هایی که به دلیل عدم تدقیق و تعیین آن توسط مراکز و نهادهای فوق در مذاکرات با غربیان و به‌ویژه دولت امریکاست که آن خطوط قرمزها، حدود و ثغوری عملیاتی، ملموس و دقیق پیدا می‌کنند، چون ما می‌رویم و وارد مذاکرات می‌شویم، بعد کلی عقب و جلو می‌شود. توافق‌هایی می‌کنیم، بعد می‌آییم و می‌گوییم خطوط قرمز حفظ شد. یعنی چه؟ خطوط قرمز این جوری است؟ خطوط قرمز همه در مذاکره‌‌ها تعیین می‌شوند؟ ما از قبل خطوط قرمز نداریم؟ داریم، ولی بدجوری نامشخص‌اند، به‌طوری که می‌شود رفت و چنین قراردادی را امضا کرد، بعد آمد و گفت مستدل صحبت کردیم و زدیم و چنین و چنان کردیم، خطوط قرمز را هم حفظ کردیم. پس خطوط قرمز مثل آب است و در هر ظرفی جا می‌گیرد. در هر ظرفی که بریزیم شکل همان را پیدا می‌کند.
روشن است که البته ما می‌توانیم کماکان به وضع موجود خود ادامه دهیم. و در نتیجه، پس از هرگونه مذاکرات و توافقاتی می‌توان جریان طبّالی و پایکوبی عمیقا تاسف‌انگیزی را، البته بهمدد همراهی‌های بسیار عامیانه و گاه عوام‌فریبانه رسانه‌های رسمی و غیر رسمی و نیز جراید تحت حمایت ’استوانه‌های‘ مصلحت نظام، به راه انداخت. امّا یادمان باشد رقبای مستکبر و جنایتکار ما ابداً از این جشن و دست‌افشانی‌ها، و دعاوی شگفت‌انگیزِ بسیار تأمل‌برانگیز متأثر و متحیّر نمی‌شوند. دعاوی تأمل‌برانگیزی نظیر ”فرزندان انقلابی … توانستند در مذاکراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه بین‌المللی اثبات کنند”، “توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدل مواضع ملت ایران … قدرتهای بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند”، و نیز “دستاوردهای قطعی این توا فق اولیه، به رسمیت شناخته‌شدن حقوق هسته‌ای ایران و حراست از دستاوردهای هسته‌ای فرزندان این مرز و بوم بوده است”. و بسیار عبرت‌آموزتر اینکه، حتی برای اینکه توانسته‌اند ثابت‌قدمانه خطوط قرمز ما را با موفقیت مطابق منافع و امنیت ملّی خود و هم‌پیمانان‌شان هرچه دقیق‌تر و اجرایی‌تر ترسیم و تعیین کنند ابداً دست بدین قبیل قیل و قال‌ها و تبریک‌گویی‌های نادرست و سؤال‌برانگیز نمی‌زنند.
عمق و ابعاد فاجعه‌مان را ببینید. به نظر این بنده کفور ظلوم جهول، این کاری است کارستان و قطعاً شایسته تبریک و تهنیت. تبریک و قدردانی‌ای که امریکایی‌ها و اروپایی‌ها هوشمندانه، بی‌جار و جنجال و مطابق عرف رفتار بین‌المللی‌شان از طریق حساب و کتاب‌های ویژه بدان اهتمام خواهند ورزید. آیا امکان دارد برخی از ابهامات در توافق‌نامه دست امریکایی‌ها را برای قدردانی باز گذاشته باشد؟
و السلام علیکم و رحمه الله.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#12
۱۳۹۳-۱۱-۱۴، ۰۹:۲۸ صبح
در باره نامه‌ای هم که آقا در جواب رئیس‌جمهور نوشتند و تشکر هم کردند، توضیحی بدهید.
در مجموع خیلی صادقانه به شما بگویم. رهبری انقلاب جایگاه و وظایفی دارد، انقلاب و نظام را باید در مجموع بتواند هدایت کند و این اولویت وظیفه رهبری است. در زمان حضرت امام هم همین جور بود که باید پیوستگی و همبستگی را با کج و معوج‌هایی که اینجا و آنجا به لحاظ اقتصادی، فرهنگی، سیاست خارجی و غیره پیش می‌آید، حفظ کند. شأن رهبری انقلاب این است. در اصل مطلبی که مطرح کردید شکی نیست. منتهی یادتان باشد آقا تشکر می‌کنند و می‌گویند با توجه به آنچه مرقوم فرموده‌اید، یعنی در واقع خودشان را متعهد نمی‌کنند و در باره حقوق هسته‌ای هیچ حرفی نمی‌زنند. می‌گویند من با توجه به آنچه مرقوم فرموده‌اید از زحمات شما تشکر می‌کنم. بیشتر از این هم نباید موضوع را باز کرد. نباید این کار را بکنند، چون رئیس‌جمهور منتخب مردم است و آقا مطابق سنت معهود، محترم و مقبول جامعه و نظام سیاسی‌مان تنفیذ قدرت کرده‌اند، تنفیذ رأی ملت کرده‌اند. قبلی‌ها هم همین طور بوده است، از اول انقلاب، اما یادتان باشد همین آقا می‌فرمایند در باره آنچه فرمودید تشکر می‌کنم، اما هیچ نمی‌گویند حقوق حفظ شد، خدشه نپذیرفت، در واقع چنین و چنان شد و هیچ خودشان را متعهد نمی‌کنند. هوشمندانه خودشان را ابداً درگیر این مطالب مشخصی که در نامه تبریک از ریاست محترم جمهور آمده است، نمی‌کنند. فقط می‌فرمایند با توجه به آنچه که فرمودید ان‌شاءالله خیر است و در همین حد، اما آقا ظرف همین یک هفته به کرات فرموده‌اند ملت هوشیار باشد. اینها وظایف خود را انجام می‌دهند. ان‌شاءالله دولت وظایف خود را انجام می‌دهد، اما مردم هم هوشیار باشند. دقت کنند. این طور نیست که کوروش‌جان! آسوده بخواب، ما هم می‌رویم می‌خوابیم. ابداً! فرهیختگان، ما دانشجویان، اهل علم، دانشگاهی‌ها و حوزوی‌ها وظایف خودمان را می‌‌دانیم. آقا وظایف خودشان را می‌دانند و باید کارشان را بکنند و درست هم دارند انجام می‌دهند. آقا نباید در سیاست خارجی دولتی که با رأی مردم سر کار آمده است دخالت کنند، مگر این که از حد و حدودهایی فراتر برود و به حد رسوایی برسد، به‌طوری که جیغ مردم به آسمان برسد.
اما من ذره‌ای تردید ندارم و روی تجربه سال‌های بعد از اانقلاب عرض می‌کنم هر گاه تشکل‌های دانشجویی از هر نوعی دست به اقدامی بزنند، حرکتی بکنند، موجی بیافرینند و در جهت تحکیم و استمرار انقلاب و ارزش‌های انقلاب تلاش کنند، همین آقا اولین کسی است که کفگیر خامه برداشتنش را بیاورد خامه این جریان را بگیرد و بگوید: «آی! شما دارید چه کار می‌کنید؟ ببینید صدای مردم در آمده است» و بعد الزام کند و بگوید باید این جور شود، باید تجدید نظر شود، اما قبل از آن، ایشان اصلاً چنین سمتی ندارند. نباید هم بکنند. به نظر من حتی اگر فراتر از این هم برود، اگر قرار باشد مردم یک جورهایی راضی باشند، ساکت باشند، رسانه‌ها هم تأیید کنند، رجال سیاسی عموماً یا سکوت و یا حمایت کنند یا به کمترین زمزمه تودهنی بزنند، آقا به عنوان رهبر هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. به عنوان یک فرد هم می‌تواند ادعا کند، می‌تواند خون دل بخورد، کار دیگری نمی‌تواند بکند. حتی به خاطر مقام، شأن و منزلتی که در مورد مجموعه نظام و انقلاب دارد، به لحاظ فردی کاری را هم که من و شما می‌توانیم بکنیم، نمی‌تواند بکند، چون در قضاوت‌های عمومی و در عمل این جداسازی صورت نمی‌گیرد که ایشان رهبر است، ولی در عین حال یک شهروند هم هست و اسمش هم هست سید علی خامنه‌ای. همان کسی که گرچه رهبر است، ولی راه می‌افتد و می‌رود و رأی می‌دهد و فقط یک رأی هم دارد. می‌تواند رهنمود بدهد و راهنمایی کند، اما فقط یک رأی می‌تواند بدهد، مثل هر شهروند عادی، اما بنده خدا مثل یک شهروند عادی نمی‌تواند نظر خود را هم بگوید که رهبریت من سر جایش، اما نظر شخصی‌ام در این باره این است و به عنوان یک شهروند ایرانی می‌خواهم در باره این توافق‌نامه اظهار نظری بکنم. نمی‌تواند این کار را بکند. این عرفی است که جا افتاده و مقبول هم هست. فرهنگ معاصر سیاسی ما نمی‌پذیرد که ایشان به عنوان یک شهروند معمولی همانند من و شما بتواند اظهار نظر کند. به خاطر مقام، منصب و مسئولیت رهبری‌ای که دارند عملاً در این زمینه ناچارند سکوت اختیار کنند، ولی من و شما باید کار خودمان را بکنیم. من و شما چه ملاحظه‌ای داریم؟ باید آبرویمان را خرج کنیم؟ اگر اهلش هستیم بسم‌الله! اگر هم اهلش نیستیم، سر خود گیریم و به سراغ شغل خودمان برویم.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#13
۱۳۹۳-۱۱-۱۴، ۰۹:۲۹ صبح
عده‌ای معتقدند ما در این زمینه به بالای ۹۰ درصد هم که برسیم می‌شویم کره شمالی و روی وضعیت مردم دست می‌گذارند.
من این توازی را نمی‌بینم که ما در نهایت می‌شویم کره شمالی، برای این که موقعیت استراتژیکی که ما داریم، ما را کره شمالی نمی‌کند. نفت، گاز و منابعی که داریم اجازه این کار را به ما نمی‌دهد. در جایگاهی که قرار داریم، این کار را نمی‌کند. ما اعلان کرده‌ایم نمی‌خواهیم سلاح اتمی بسازیم، حتی فراتر از این نه دولت ما که رهبری انقلاب ما که یک منزلت دینی و شرعی هم دارد و نه فقط برای ما از چنین منزلتی برخوردار است که حتی در غرب هم می‌گویند The Ayatollah, Supreme Leader نمی‌گویند رهبر و کسی فوق رئیس‌جمهور، بلکه یک مقام شرعی و دینی برایش قائلند. ایشان گفته است ما شرعاً چنین اجازه‌ای نداریم. دیگرانی را هم که غربی‌ها به سراغشان رفته‌اند، دیده‌‌اند ممکن است در خیلی از زمینه‌ها با رهبری انقلاب اختلاف نظر داشته باشند، اما عموماً در این زمینه خاص انگار یک اجماع نظر ناگفته و نانوشته وجود دارد که این کار شرعاً اشکال دارد. چرا؟ مگر ما می‌خواهیم در سمت کره‌شمالی حرکت کنیم؟ ما که اعلان کرده و گفته‌ایم شرعاً هم نمی‌خواهیم برویم. با توجه به این که چرا باید تن به این همه ماجرا بدهیم و چرا باید از این همه امکانات وسیع پژوهش‌های هسته‌ای بی‌بهره شویم؟ نهایتاً این نیست که ما به کره‌شمالی می‌رسیم. نه، نمی‌رسیم. جایگاه، قدرت، توانمندی‌ها و ارتباطات فرهنگی و جایگاهمان در منطقه بسیار اهمیت دارد. کره‌شمالی در خاور دور چه جایگاهی دارد؟ جایگاه ما را در مورد مردم عراق، کویت، امارات و حتی با بخشی از مردم عربستان نگاه کنید. همین افغانستان و پاکستان. آیا اصلاً موقعیت ما با آنها قابل مقایسه است؟ در دنیا توانمندی‌ها و امکانات انرژی‌ داریم، به خاطر توان فرهنگی‌ـ‌سیاسی که انقلاب به هر حال افتان و خیزان توانسته است حفظ کند و انقلاب یعنی ما، شما و بنابراین این حرف قدری کم‌دقتی است و شاید هم بی‌دقتی که برخی‌ها می‌گویند خب بعد چه؟ فوقش می‌شویم کره‌شمالی. حرف سر این است که آخر چنین فوقی وجود ندارد. مگر الان که ما اورانیوم ۲۰% برای رآکتور پژوهشی تهران، شیراز و جاهای دیگر تولید کرده‌ایم، چه اتفاقی افتاده است؟ الان این که ما به بخش قابل توجهی از درآمد نفتی‌مان دسترسی نداریم، محدودیت‌هایی را برای ما ایجاد می‌کند.
از آن طرف ممکن است بگوییم چه سودی دارد؟ این را راجع به جنبش‌ها، انقلاب‌ها، مقاومت‌ها و پایداری‌ها می‌توانیم بپرسیم. به هر حال ما یک‌سری آرمان‌ها داریم. یکی از سه آرمان بنیادین انقلاب، استقلال است. این استقلال برای ما خیلی عزیز است. در دنیا افتخار می‌کنیم که از امریکا، اروپا، ناتو و… حرف نمی‌شنویم. رابطه‌ای را که صلاح می‌دانیم، باور داریم، ملاحظات و اصولمان هست و دین ما و باورهای ما می‌گویند، ایجاد می‌کنیم و مثلاً با افغانستان رابطه برقرار می‌کنیم، البته آن طور که می‌‌خواهیم، ولی نه آن طور که ناتو و امریکایی‌ها می‌خواهند. ما به این وضعیت افتخار می‌کنیم. با لبنان، عراق، ترکیه و… همین طور. این برای ما مایه افتخار است که در قبال این همه فشارها، تحریم‌ها و محدودیت‌هایی که داریم احساس می‌کنیم، پای یک ملت محروم سرزمین غصب‌شده‌ای ایستاده‌ایم. این مایه افتخار است. اگر این مایه افتخار نیست، آن وقت دلم می‌خواهد ببینم برای چنین فردی چه چیزی مایه افتخار است؟ برای من این مایه افتخار است. اگر شهروند ترکیه‌ای می‌بودم احساس خفت و خواری می‌کردم. شهروند سعودی، قطری یا اماراتی بودم که این جور در خدمت امریکایی‌ها مزدور تربیت می‌کنند، این همه کشتار در مساجد شیعیان می‌کنند، در سوریه آن کارها را می‌کنند. من احساس خفت و خواری می‌کردم، در حالی که الان به عنوان یک ایرانی افتخار می‌کنم. احساس آرامش می‌کنم. احساس می‌کنم ما به یک وضعیت انسانی، اسلامی و همبستگی اسلامی‌مان داریم پای‌ورزی می‌کنیم. بله، هزینه هم داریم می‌کنیم. کیست که هزینه نکند؟ امریکایی‌ها در قبال حمایتی که از اسرائیلی‌ها می‌کنند هزینه نمی‌کنند؟ گمانم سال ۱۳۷۹ بود که رئیس وقت دانشگاه علوم سیاسی شما، آقای پروفسور گاژیروفسکی از استراتژیست‌های بنام و مؤثر در سیاست خارجی امریکا را که استاد هم هست دعوت و در سالن شهید مطهری دانشگاه تهران سخنرانی می‌کند. آقایان اساتید هم حضور داشتند. آقای گاژیروفسکی گفت: «روابط بین‌الملل دودوتا چهارتاست، هر چقدر خرج می‌کنید، همان قدر می‌گیرید. شما ایرانی‌ها باید فکر کنید دفاع از فلسطین برای شما چه دارد؟ با توجه به این مسئله باید cost & Benefit analysis بکنید». خیلی هم ساده و به انگلیسی و بدون ترجمه هم صحبت می‌کرد. یکی دو نفر از اساتید بلند شدند و تعریف و تمجید کردند و از راهنمایی‌هایی که ایشان کرد تشکر کردند. دستم را بلند کردم و گفتم: «من روابط بین‌الملل خیلی کار نکرده و خیلی خیلی خیلی ناچیز کار کرده‌ام، اما فقط یک سئوال دارم. امریکا در حمایت از اسرائیل چه cost & Benefit analysisای می‌کند؟» قد بلندی داشت. دستش را بالا برد و گفت: «هیچی ندارم به شما بگویم».
قدرت هزینه کردن می‌خواهد. اگر می‌خواهیم در خاورمیانه تصمیمی بگیریم که جلوی کشتارها و قلدری‌ها را در جایی بگیریم، باید هزینه کنیم. امریکایی‌ها، روس‌ها و همه کسانی که می‌خواهند نقش و حرف داشته باشند و اعمال قدرت کنند، هزینه می‌کنند. ما می‌خواهیم اعمال قدرت کنیم. ما می‌خواهیم مطابق مرام علوی‌ای که داریم جلوی یک‌سری زورگویی‌ها و خونریزی‌ها را در دنیا بگیریم. این مرام و ایمان ماست. ممکن است در مصادیقی ملاحظات دیگری در میان بیاید و جاهایی یک‌سری اشتباهاتی هم بکنیم، اما به‌طور کلی مرام ما به‌ویژه شیعیان این است. ما چنین مرامی داریم و برای تحقق و عملی کردن آن چاره‌ای نداریم. باید فداکاری و جانفشانی کنیم. نیرو، پول و تحریم خرج و تحریم‌ها را تحمل کنیم. آیا می‌توانیم نقش عربستان یا نقش زمان شاه را مجدداً ایفا کنیم؟ بروید مطالعه کنید، چون مشا نسلی هستید که دیگر هیچ تجربه‌ای از زمان شاه ندارید. سن و سالم جوری بود که قشنگ می‌فهمیدم و تجربه کردم، ولی شما بروید و بخوانید. شاه ژاندارم منطقه بود. هر چه FI6 می‌خواست به او می‌دادند. می‌گفت نه، FI4 بیشتر می‌خواهم، برای این که بدون اجازه پنتاگون هیچ قدمی برنمی‌داشت. ما افتخار می‌کنیم که اینجا نشسته‌ایم و برادرانمان جلوی تجاوزها و زورگویی‌ها را در جای دیگری می‌گیرند و این خون‌آشام‌های غاصب را له می‌کنند. این افتخار و آبرویی برای دنیایمان است. به هر حال داریم به وظیفه‌مان عمل می‌کنیم. من این جوری می‌بینم. اگر اشتباه می‌کنم به من بگویید. ما وظیفه داریم از مظلوم، برادران مسلمانمان و به‌ویژه شیعیان دفاع و از آنها حمایت کنیم، با ملاحظات و حساب و کتاب‌های خاص خودش.
این نکته را هم بگویم و حرفم را تمام کنم. به کرّات می‌شنوم پول این مملکت به سوریه می‌رود. پول مدرسه و اسفالت ما باید به سوریه و لبنان برود. امریکا سال‌هاست دارد این کار را می‌کند، همین طور انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها. همه کشورهای قَدَری که می‌خواهند اعمال نفوذ و قدرت کنند این هزینه‌ها را می‌کنند. این که در داخل از چیزهایی ضروری زده شود، سبک و سنگین کردنش را مسئولین ما باید انجام بدهند. البته می‌توانیم انتقاد کنیم که آقا! کم یا زیاد شده است، ولی اصل ماجرا را نمی‌توانیم زیر سئوال ببریم. اصل حمایت و مشارکت بین‌المللی‌مان را نمی‌توانیم مورد تردید قرار بدهیم و هزینه کردن برای آن را، اما ممکن است جاهایی در اجرائیات اشتباهات و افراط و تفریط‌هایی بشود. کاملاً امکان‌پذیر است. بالاخره ما همه انسان هستیم و در آنجاها باید انتقاد کنیم؛ انتقاد صمیمانه و دلسوزانه.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »
صفحه‌ها (2): « قبلی 1 2


  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('5418')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.