مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › کتاب | رمان | ادبیات v
« قبلی 1 2 3 4 5 … 30 بعدی »
› دلنوشته و مقدمه برای تبریک سال نو و نوروز

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
907
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
AlexandraM ۵-۲۸
Mehdi_Mohammadi ۵-۲۸
PRVWilhelm ۵-۲۷
UNKGarnet ۵-۲۷
Jcicucfufuf ۵-۲۶
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷
Pepko_Akrapovik ۳-۱۱

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

صفحه‌ها (2): « قبلی 1 2
امتیاز موضوع:
  • 9 رأی - میانگین امتیازات: 2.78
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دلنوشته و مقدمه برای تبریک سال نو و نوروز

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#11
۱۳۹۹-۱۲-۳۰، ۰۹:۵۶ صبح
صحبت گل
دکتر ابوالقاسم رادفر
زمستان را سر آمد روزگاران
نواها زنده شد در شاخساران
گلان را رنگ و نم بخشد هواها
که می آید ز طرف جویباران
چراغ لاله اندر دشت و صحرا
شود روشن تر از باد بهاران
دلم افسرده تر در صحبت گل
گریزد این غزال از مرغزاران
دمی آسوده با درد و غم خویش
دمی نالان چو جوی کوهساران
ز بیم این که ذوقش کم نگردد
نگویم حال دل با رازداران
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#12
۱۳۹۹-۱۲-۳۰، ۰۹:۵۷ صبح
گزیده اشعار اقبال لاهوری ص 59
آب
سهراب سپهری
آب را گل نکنیم:
در فرودست انگار، کفتری می خورد آب.
یا که در بیشه دور، سیره ای پر می شوید.
یا در آبادی، کوزه ای پر می گردد.
آب را گل نکنیم:
شاید این آب روان، می رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.
چه گوارا این آب!
چه زلال این رود!
مردم بالادست، چه صفایی دارند!
چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!
من ندیدم دهشان،
بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.
ماهتاب آن جا، می کند روشن پهنای کلام.
بی گمان در ده بالا دست، چینه ها کوتاه است.
مردمش می دانند، که شقایق چه گلی است.
بی گمان آن جا آبی، آبی است.
غنچه ای می شکفد، اهل ده با خبرند.
چه دهی باید باشد!
کوچه باغش پر موسیقی باد!
مردمان سر رود، آب را می فهمند.
گل نکردنش، ما نیز
آب را گل نکنیم.
باران
باز باران،
با ترانه،
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها
رودها راه اوفتاده
شاد و خرّم
یک دو سه گنجشک پرگو
باز هر دم
می پرند این سو و آن سو
می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگهای گیلان:
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرّم،
نرم و نازک
چست و چابک
از پرنده،
از چرنده،
از خزنده
بود جنگل گرم و زنده
آسمان آبی چو دریا
یک دو ابر این جا و آن جا
چون دل من،
روز روشن
بوی جنگل تازه و تر
همچون می مستی دهنده
بر درختان می زدی پر
هر کجا زیبا پرنده
برکه ها آرام و آبی
برگ و گل هرجا نمایان
چتر نیلوفر درخشان
آفتابی
سنگها از آب جسته،
از خزه پوشیده تن را
بس وزغ آن جا نشسته
دمبدم در شور و غوغا
رودخانه،
با دو صد زیبا ترانه
زیر پاهای درختان
چرخ می زد، چرخ می زد همچو مستان
چشمه ها چون شیشه های آفتابی
نرم و خوش در جوش و لرزه
توی آنها سنگریزه
سرخ و سبز و زرد و آبی
با دو پای کودکانه
می دویدم همچون آهو،
می پریدم از سر جو
دور می گشتم ز خانه
می پراندم سنگریزه
تا دهد بر آب لرزه
بهر چاه و بهر چاله
می شکستم کرده خاله
می کشانیدم به پایین
شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین
از تمشک سرخ و مشکی
می شنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی
هر چه می دیدم در آن جا
بود دلکش، بود زیبا
شاد بودم،
می سرودم:
«روز! ای روز دلارا!
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا
ورنه بودی زشت و بی جان!»
«این درختان
با همه سبزی و خوبی،
گو، چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان؟»
روز! ای روز دلارا!
گر دلارایی است از خورشید باشد
ای درخت سبز و زیبا!
هر چه زیبایی است از خورشید باشد»
اندک اندک، رفته رفته، ابرها گشتند چیره
آسمان گردید تیره
بسته شد رخساره خورشید رخشان،
ریخت باران، ریخت باران
جنگل از باد گریزان
چرخها می زد چو دریا
دانه های گرد باران
پهن می گشتند هر جا
برق چون شمیر بران
پاره می کرد ابرها را
تندر دیوانه غرّان
مشت می زد ببرها را
روی برکه مرغ آبی
از میانه، از کناره،
با شتابی،
چرخ می زد بی شماره
گیسوی سیمین مه را
شانه می زد دست باران
بادها با فوت خوانا
می نمودندش پریشان
سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا
بس دلارا بود جنگل!
به! چه زیبا بود جنگل!
بس ترانه، بس فسانه،
بس فسانه، بس ترانه
بس گوارا بود باران!
به! چه زیبا بود باران!
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پندهای آسمانی:
«بشنو از من، کودک من،
پیش چشم مرد فردا
زندگانی، خواه تیره، خواه روشن،
هست زیبا! هست زیبا! هست زیبا!»
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#13
۱۳۹۹-۱۲-۳۰، ۰۹:۵۹ صبح
زمان می گذرد، ولی خوبیها و صداقتها باقی است. تقویم و سال، عوض می شود، امّا سنتّهای الهی تغییر ناپذیر است.
ما بر کنار جویبار زمان نشسته‎ایم وشاهدگذاران عمرها و فرصتهاییم و عوض شدن تقویم هر سال، شاهد این گذشتِ عمرها و فرصتها ست.
گذشتِ شب و روز وسپری شدن هفته ها و ماهها، برای ما یک «پرونده» و «کارنامه» تشکیل می دهد. به این کارنامه مروری کنیم، تا چهرة خود را در «آیینة اعمال»، خویش بنگریم. آینده، در گروِ گذشته و حال ماست. آتیة ما، مرهون تصمیمها و اراده‎ها و برنامه ریزیها و بیداریها و محاسبه‎ها و مراقبتهایمان است. و... ما، مسؤول عمر و زمان و فرصت و استعداد‎های خویشیم.
دفتر عمر ما وتقویم سال، گشوده است، تا در برگ برگ این کتاب، با ایمان و عمل خویش، چه بنگاریم؟
آیا گذشتة ما به امیدِ آینده، و آیندة ما به حسرتِ گذشته خواهد گذشت؟
درسهای«تحویل سال» را فراموش نکنیم.
نوروز انقلاب، فروردین جانهاست و بهار ایمانها و طراوت اندیشه‎هاوشکوفایی شکوفه‎های بیداری و آگاهی و اراده و تصمیم و ایثار.
نوروز انقلاب است و هفت‎سین ما، عبارت است از:
«سلام» و «سیر» و «سلوک» و «سَحَر» و « سجّاده» و «ستاره» و «ساحل».
در نوروز انقلاب، بکوشیم که چهرة جانمان شادابتر گردد و رویش خیر و فلاح بر ساقة وجودمان امروز ما را بهتر از دیروز کند و هر زمان نوروز گردد و...
در نوروز انقلاب، انقلابی در روزهایمان پدید آید.
طبیعت، نو می‎شود. ما چرا «نو» نشویم؟
باید در وجود خویش هم عیدی پدید آورد و به خانه تکانی دل پرداخت.
باید در کنار«تحویل سال»، شاهد «تحوّل حال» بود و با عوض شدنِ تقویم، اخلاق را هم عوض کرد.
حیف نیست که «سال» عوض شود، ولی ما عوض نشویم؟
در آغاز بهار و طراوت فروردین، چهرة طبیعت متحوّل و خرّم می شود و درختان و صحرا لباس سبز رویش و حیات می پوشند. بجاست ما نیز با طهارت جان و طراوت روح و تحوّل اخلاق، در دل و فکر خویش«بهار معنوی» بیافرینیم.
نوروز انقلاب، رویش جوانة ایثار و طراوت عشق و ایمان و شکوفة بصیرت و بینایی است. بهار از راه می‎رسد و نوید «فتح» و «فلاح» می دهد.
عید نوروز در اشعار امام راحل
باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما
صوفی و عارف از این بادیه دور افتادند
جام می گیر ز مطرب، که روی سوی صفا
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا
عید نوروز مبارک به غنی و درویش
یار دلدار! زبتخانه دری رابگشا
گرمرا ره به در پیر خرابات دهی
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا
لینک کوتاه:No description available.http://noo.rs/SNMNv
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#14
۱۳۹۹-۱۲-۳۰، ۱۰:۰۰ صبح
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#15
۱۴۰۰-۱-۲۶، ۰۱:۲۴ عصر
«سرو من، صبح بهار است به طرْف چمن آی، تا نسیمت بنوازد به گل‌افشانی‌ها۱». «حیف نیست بهار باشد، تو نباشی؟ برخیز و بیا!۲»، «بیا که مرا بی‌تو زندگانی نیست. نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو۳». «بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت، چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی۴». «با تواَم ای لنگر تسکین، ای تکان‌های دل، ای آرامش ساحل، با تواَم ای نور، ای منشور، ای تمام طیف‌های آفتابی، ای کبود ارغوانی، ای بنفشابی، با تواَم ای شور، ای دلشورهٔ شیرین، با تواَم ای شادی غمگین، با تواَم ای غم، غم مبهم، ای نمی‌دانم۵»، «ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت۶»، «بیا که در غم عشقت مشوّشم بی‌تو، بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی‌تو۷». «رحمتی کن کز غمت جان می‌سپارم، بیش از اینم طاقت هجران ندارم۸». «هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی‌ست، ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر۹». «می‌خواهمت چنان‌که شب خسته خواب را، می‌جویمت چنان‌که لب تشنه آب را۱۰». «با چراغی همه‌جا گشتم و گشتم در شهر، هیچ‌کس هیچ‌کس اینجا به تو مانند نشد۱۱». «تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر؟۱۲»، «بیا که بر همه خوبان شهر شاه تویی۱۳». «تو بیایی همۀ ساعت‌ها و ثانیه‌ها، از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند۱۴». «مرا یک آمدنت بِه، که دَه بهار آید۱۵».

۱ شهریار (معاصر)
۲ شمس لنگرودی (معاصر)
۳ مولانا (قرن ۷)
۴ سیمین بهبانی (معاصر)
۵ قیصر امین‌پور (معاصر)
۶ سعید بیابانکی (معاصر)
۷ سعدی (قرن ۷)
۸ حسین پژمان بختیاری (معاصر)
۹ سعدی (قرن ۷)
۱۰ قیصر امین‌پور (معاصر)
۱۱ فاضل نظری (معاصر)
۱۲ حافظ (قرن ۸)
۱۳ امیرحسن دهلوی (قرن ۸)
۱۴ قیصر امین‌پور (معاصر)
۱۵ امیرخسرو دهلوی (قرن ۷)
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »
صفحه‌ها (2): « قبلی 1 2


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اسرار شعری که ویکتور هوگو برای پیامبر سرود ADMIN 0 876 ۱۴۰۰-۷-۱۵، ۰۷:۵۲ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  شعر برای اجرای یادواره شهدا ADMIN 11 5,450 ۱۴۰۰-۷-۲، ۰۴:۲۲ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
Heart اشعاری برای شهادت حضرت رقیه خاتون ADMIN 23 2,304 ۱۴۰۰-۶-۲۰، ۱۲:۱۱ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  اشعاری برای ابراز علاقه به دوست ADMIN 15 3,284 ۱۴۰۰-۶-۵، ۰۷:۴۵ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  ماجرای غذا بردن گربه برای ... ADMIN 0 828 ۱۴۰۰-۶-۵، ۰۷:۰۱ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  متن های عاشقانه برای عکس نوشته و وضعیت ADMIN 1 921 ۱۴۰۰-۲-۷، ۰۱:۲۶ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  قصه‌های کوچک برای بچه‌های کوچک novinmarketing 0 812 ۱۳۹۴-۷-۲۹، ۱۰:۲۴ صبح
آخرین ارسال: novinmarketing
  قصه هایی برای پسران novinmarketing 0 843 ۱۳۹۴-۷-۱۳، ۰۱:۴۳ عصر
آخرین ارسال: novinmarketing
  داستان آمادگی برای رفتن melika 0 1,325 ۱۳۹۴-۶-۱۵، ۱۰:۳۷ صبح
آخرین ارسال: melika
atamalek دانلود رمان ایرانی و عاشقانه برای من بخون برای من بمون hosna 0 1,499 ۱۳۹۳-۹-۱، ۰۷:۱۹ عصر
آخرین ارسال: hosna

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('12340')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.