مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › کتاب | رمان | ادبیات v
« قبلی 1 … 4 5 6 7 8 … 30 بعدی »
› غزل زیبای حافظ درباره امام زمان

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
907
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
AlexandraM امروز
Mehdi_Mohammadi امروز
PRVWilhelm دیروز
UNKGarnet دیروز
Jcicucfufuf ۵-۲۶
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷
Pepko_Akrapovik ۳-۱۱

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | شاه دزد
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 13 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

غزل زیبای حافظ درباره امام زمان

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
۱۳۹۹-۲-۱۸، ۰۲:۵۸ عصر
اين‌ غزل‌ را در وصف‌ حضرت‌ صاحب‌ الزّمان‌ سروده‌، و از غيبت‌ و انتظار وي‌ ياد كرده‌، و خود را از مشتاقان‌ و شيفتگانش‌ معرّفي‌ نموده‌ است‌؛ وليكن‌ با چه‌ عبارات‌ نمكين‌، و اشارات‌ دلنشين‌، و كنايات‌ و استعاراتي‌ كه‌ حقّاً بي‌اختيار بر زبان‌ انسان‌ جاري‌ ميشود كه‌ او لسان‌ الغيب‌ است‌:
سَلامُ اللَهِ ما كَرَّ اللَيالي‌                     وَ جاوَبَتِ الْمَثاني‌ وَ الْمَثالي‌ (1)
                           عَلي‌ وادي‌ الاراكِ وَ مَن‌ عَلَيْها               وَ دارٍ بِاللِوَيفَوْقَ الرِّمالِ (2)
                          دعاگوي‌ غريبان‌ جهانم‌                        وَ أدْعو بِالتَّواتُرِ وَ التَّوالي‌ (3)
                         به‌ هر منزل‌ كه‌ رو آرد خدا را                نگه‌ دارش‌ به‌ لطف‌ لايزالي‌ (4)
     منال‌ اي‌ دل‌ كه‌ در زنجير زلفش‌           همه‌ جمعيّت‌ است‌ آشفته‌ حالي‌ (5)
 ز خَطّت‌ صد جمال‌ ديگر افزود                كه‌ عمرت‌ باد صد سال‌ جلالي‌ (6)
                         تو مي‌بايد كه‌ باشي‌ ورنه‌ سهل‌ است‌     زيانِ مايۀ جانيّ و مالي‌ (7)
بدان‌ نقّاش‌ قدرت‌ آفرين‌ باد                  كه‌ گِرد مَه‌ كشد خطّ هِلالي‌ (8)
فَحُبُّكَ راحَتي‌ في‌ كُلِّ حينٍ                 وَ ذِكْرُكَ مونِسي‌ في‌ كُلِّ حالِ (9)
                           سويداي‌ دل‌ من‌ تا قيامت‌                  مباد از شور سوداي‌ تو خالي‌ (10)
                        كجا يابم‌ وصال‌ چون‌ تو شاهي            من‌ بد نام‌ رِند لااُبالي‌ (11)
خدا داند كه‌ حافظ‌ را غرض‌ چيست‌
وَ عِلْمُ اللَهِ حَسْبي‌ مِن‌ سُؤالي‌
و در تعليقه‌ گويد: اين‌ بيت‌ هم‌ در آن‌ غزل‌ است‌ و گويا از خواجه‌ باشد:
أموتُ صَبابَةً يا لَيْتَ شِعْري‌             مَتَي‌ نَطَقَ الْبَشيرُ عَنِ الْوِصالِ (13)
در بيت‌ اوّل‌ و دوّم‌ مي گويد: سلام‌ خدا باد پيوسته‌ و هميشه‌ تا وقتيكه‌ شبها مرتّباً يكي‌ پس‌ از ديگري‌ مي‌آيند و مي‌روند، و طلوع‌ و غروب‌ موجب‌ پياپي‌ در آمدن‌ آنهاست‌، تا زمين‌ و خورشيد و ماه‌ و ستارگان‌ باقي‌ است‌، و تا وقتيكه‌ رشته‌هاي‌ دو صدايه‌ و سه‌ صدايۀ تارها و نغمه‌ها و آهنگهاي‌ چنگ‌ها و سازها مي‌نوازند و قدرت‌ و تاب‌ و توانشان‌ براي‌ بلند داشتن‌ اين‌ سرود باقي‌ است‌ (زيرا مثاني‌ به‌ معني‌ صداهاي‌ دوباره‌اي‌ است‌ كه‌ تار و چنگ‌ مي دهد، و مَثالي‌ در أصل‌ مَثالِث‌ بوده‌ است‌ يعني‌ صداهاي‌ سه‌ باره‌ كه‌ از آنها شنيده‌ مي‌شود.) بر وادي‌ اراك‌ كه‌ منزلگاه‌ حضرت‌ حجّت‌ است‌ (زيرا سرزمين‌ اراك‌ سرزمين‌ حجاز است‌ كه‌ در آنجا فقط‌ درخت‌ اراك‌ وجود دارد.) و بر آن‌ كسيكه‌ برفراز آن‌ زمين‌ سكونت‌ دارد و بر خانه ‌اي‌ كه‌ در قسمت‌ نهائي‌ در آن‌ بالاي‌ رَمْلها و شنها بنا شده‌ است‌.
سپس‌ در بيت‌ سوّم‌ ميگويد: دعاگوي‌ غريبان‌ جهانم‌، و بطور تواتر و پشت‌ سر هم‌ من‌ دعا مي كنم‌ و دعاگو هستم‌؛ كه‌ باز روشن‌ است‌: آن‌ غريب‌ جهاني‌ كه‌ از شدّت‌ غربت‌ و تنهائي‌ ظهور نمي‌كند غير از حضرت‌ حجّت‌ كسي‌ نيست‌.
و در بيت‌ چهارم‌ مي رساند: او كه‌ محلّ ثابتي‌ ندارد ـ گرچه‌ اصلش‌ از مكّه‌ و از وادي‌ الاراك‌ است‌ ـ و دائماً در عالم‌ در گردش‌ است‌، اي‌ خداوند مهربان‌ از تو درخواست‌ مي‌نمايم‌ تا با لطف‌ دائمي‌ خودت‌ او را در هر منزلي‌ كه‌ وارد مي‌شود و در آن‌ مسكن‌ مي‌گزيند نگهداري‌ كني‌.
و در بيت‌ پنجم‌ مي گويد: اي‌ دل‌ ! در فراق‌ او ناله‌ مكن‌، چرا كه‌ گرچه‌ در غيبت‌ است‌ و چهره‌ و رخساره‌ اش‌ را از نماياندن‌ مخفي‌ مي دارد، وليكن‌ بواسطۀ گيسوان‌ و زلف‌ سياه‌ او ـ كه‌ كنايه‌ از هجران‌ و غيبت‌ است‌ ـ آشفته‌ حالان‌ مي توانند كسب‌ جمعيّت‌ كنند و به‌ مقصود نائل‌ آيند.
و در بيت‌ ششم‌ مي گويد: اينك‌ كه‌ رشد و بروز جمال‌ در تو فزوني‌ يافته‌ است‌، خداوند عمر تو را طويل‌ گرداند و از گزند حوادث‌ مصون‌ بدارد.
و در بيت‌ هفتم‌ مي گويد: توئي‌ وليّ والاي‌ ولايت‌ كه‌ قوام‌ كون‌ و مكان‌ بر تو قائم‌ است‌؛ و تو بايد بر قرار و مقرون‌ به‌ بقاء و صحّت‌ و آرامش‌ بوده‌ باشي‌، چرا كه‌ در رأس‌ مخروطي‌، و بر همۀ ماسوي‌' حكومت‌ داري‌. و در برابر اين‌ امر مهمّ و ارزشمند، زيانهاي‌ جاني‌ و ضررهاي‌ مالي‌ هر چه‌ هم‌ فراوان‌ باشد، به‌ من‌ و يا به‌ جهانيان‌ برسد، مهمّ نيست‌ بلكه‌ خيلي‌ سهل‌ و آسان‌ است‌.
و در بيت‌ هشتم‌ مي گويد: آفرين‌ بر دست‌ قدرت‌ پروردگار كه‌ تو را در اين‌ چندين‌ قرني‌ كه‌ تا به‌ حال‌ گذشته‌، حفظ‌ و نگهداري‌ نموده‌ است‌؛ همان‌ نقّاش‌ قدرت‌ كه‌ بر گرد ماه‌ بر فراز آسمان‌ خطّي‌ به‌ شكل‌ هلال‌ مي‌كشد تا مردم‌ ماه‌ را ببينند، با آنكه‌ بدون‌ شكّ تمام‌ كرۀ ماه‌ موجود است‌، امّا كسي‌ آنرا نمي‌بيند، و در غيبت‌ و پنهاني‌ مي گذارد، و فقط‌ از اين‌ كرۀ آسماني‌ به‌ قدر هلالي‌ نمايان‌ است‌ بطوري كه‌ اگر كسي‌ نظر كند مي‌پندارد كره‌ اي‌ نيست‌، فقط‌ هلالي‌ بر آسمان‌ موجود است‌. امام‌ زمان‌ هم‌ موجود است‌ همچون‌ كرۀ تامّ و تمام‌، امّا كسي‌ آنرا نمي‌بيند و ادراك‌ نمي‌كند و فقط‌ به‌ قدر ضخامت‌ هلالي‌ از آثار او در جهان‌ مشهود است‌ و مردم‌ از آن‌ منتفع‌ مي گردند، ولي‌ بايد ظهور كند و از پردۀ خفا برون‌ آيد و چون‌ بَدْر و ماه‌ شب‌ چهاردهم‌ نور دهد و همۀ جهان‌ را منوّر كند.
خوب‌ توجّه‌ كنيد: اگر اين‌ بيت‌ را اين طور معني‌ نكنيم‌، معني‌ آن‌ چه‌ مي شود؟! تعريف‌ كردن‌ از ماه‌ آسماني‌ به‌ پنهاني‌، و خطّ هلالي‌ در شبهاي‌ نخستين‌ طلوع‌ آن‌ بر گرد آن‌ كشيدن‌ چه‌ مدحي‌ را متضمّن‌ است‌؟!
و اگر مراد از ماه‌ را سيما و چهرۀ محبوب‌ فرض‌ كنيم‌ و خطّ هلالي‌ را هم‌ محاسنش‌ بدانيم‌ كه‌ بر گرد آن‌ روئيده‌ است‌، با آنكه‌ اين‌ استعاره‌ با آن‌ استعارۀ قرص‌ ماه‌ آسمان‌ و اختفاي‌ آن‌ در شبهاي‌ نخستين‌ جز بمقدار هلالي‌ كه‌ نمايان‌ است‌، دو مفاد است‌ معذلك‌ اين‌ استعاره‌ نيز منافاتي‌ با وجود حضرت‌ صاحب‌الزّمان‌ ندارد؛ زيرا آن‌ انساني‌ كه‌ در خارج‌ بر گرد صورتِ چون‌ ماهش‌ محاسن‌ روئيده‌ است‌، با توصيف‌ غربت‌ و ولايت‌ و سروري‌ و پادشاهي‌ و سائر اوصافي‌ كه‌ در اين‌ غزل‌ آمده‌ است‌، غير از آنحضرت‌ نمي‌تواند مراد و مقصود باشد.
و در بيت‌ نهم‌ مي گويد: من‌ پيوسته‌ با تو سر و كار دارم‌. محبّت‌ توست‌ كه‌ راحت‌ دل‌ من‌ است‌ در هر حال‌، و ذكر توست‌ كه‌ أنيس‌ من‌ است‌ بطور پيوسته‌ ومدام‌.
گرچه‌ نظير اين‌ مضمون‌ در سائر غزلهاي‌ حافظ‌ موجود است‌ و آنها راجع‌ به‌ خود ذات‌ أقدس‌ حقّ تعالي‌ است‌، وليكن‌ در اين‌ غزل‌ به‌ قرينۀ سائر ابيات‌ غير از حضرت‌ حجّت‌ نمي‌تواند بوده‌ باشد. پس‌ ضمير مخاطب‌ ذِكْرُكَ و حُبُّكَ راجع‌ به‌ اوست‌.
و به‌ همين‌ طريق‌ مفاد بيت‌ دهم‌ است‌ كه‌ در دعا مي گويد: دريچۀ قلب‌ من‌ كه‌ مملوّ از خون‌ حيات‌ بخش‌ من‌ است‌، و پيوسته‌ آن‌ خون‌ در جنبش‌ و حركت‌ و ضربان‌ و خروش‌ است‌، هيچگاه‌ از معامله‌ و سر و كار داشتن‌ و تلاش‌ براي‌ بدست‌ آوردن‌ محبّت‌ و رضاي‌ تو خالي‌ نباشد.
و در بيت‌ يازدهم‌ مخاطب‌ خود را شاه‌، و خودش‌ را رِند و گداي‌ لااُبالي‌ خوانده‌ است‌؛ و وصال‌ اين‌ درجۀ پست‌ و زبون‌ را با آن‌ شاه‌ با عظمت‌ و با تقوي‌ و داراي‌ عصمت‌ و طهارت‌، بعيد به‌ شمار آورده‌ است‌. در اين‌ بيت‌ هم‌ معلوم‌ است‌ كه‌: مراد وي‌ از «چون‌ تو شاهي‌» غير آن‌ صاحب‌ ولايت‌ كلّيّۀ إلهيّه‌ نمي‌باشد.
و در بيت‌ دوازدهم‌ خيلي‌ روشن‌ و واضح‌ از سخنان‌ و تخاطب‌ فوق‌ بطور رمز و اشاره‌، پرده‌ بر مي دارد كه‌: اينها كه‌ گفتم‌ همه‌ اشاره‌ و كنايه‌ و استعاره‌ و رمز بود كه‌ چه‌ ميخواهم‌ بگويم‌؛ صراحت‌ نبود و من‌ نمي‌خواستم‌ يا نمي‌توانستم‌ آن‌ وجود أقدس‌ را چنانكه‌ بايد و شايد معرّفي‌ كنم‌، و عشق‌ سوزان‌ خود را براي‌ لقاء و ديدارش‌ در قالب‌ غزل‌ آورم‌؛ امّا خداوند عليم‌ و خبير ميداند كه‌ در دل‌ من‌ چه‌ مراد بوده‌ است‌، و او كفايت‌ ميكند از كلام‌ و سؤالي‌ كه‌ من‌ بخواهم‌ آنرا برزبان‌ آورم‌.
و در بيت‌ إلحاقي‌ ميگويد: من‌ از شدّت‌ عشق‌ و آتش‌ وَجْد بالاخره‌ خواهم‌ مرد، و در انتظار فرج‌ او جان‌ خواهم‌ سپرد؛ و مانند يعقوب‌ در فراق‌ يوسف‌ كور خواهم‌ شد و چشمم‌ پيوسته‌ بر در است‌ كه‌ چه‌ موقع‌ بشير، بشارت‌ از لقاء وصال‌ ميدهد؛ و يوسف‌ گمگشتۀ بياباني‌ در چاه‌ غربت‌ در افتاده‌، غريب‌ و تنها، سرگشته‌ و متحيّر مرا بشارت‌ ديدار ميدهد، و با فرج‌ او و لقاي‌ او چشمانم‌ بينا ميگردد، و چون‌ مرده‌ از قبر برخاسته‌ زنده‌ ميگردم‌ و حيات‌ نوين‌ مي‌يابم‌.(1)
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شعری زیبا و متفاوت در وصف امام علی + حتما بخوانید ADMIN 0 622 ۱۴۰۰-۶-۶، ۰۸:۱۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  شعر زیبای در رثای واژه ها ADMIN 0 1,034 ۱۴۰۰-۵-۳۰، ۰۶:۱۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  متون کوتاه با موضوع شهادت امام حسین ADMIN 8 1,056 ۱۴۰۰-۵-۲۳، ۰۵:۴۱ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  متن ادبی درباره مباهله ADMIN 0 453 ۱۴۰۰-۵-۱۳، ۱۱:۱۰ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  اشعار زیبای وفات حضرت عبدالعظیم ADMIN 3 1,305 ۱۴۰۰-۳-۵، ۰۶:۴۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  آیا فال حافظ جواب می دهد؟ ADMIN 0 635 ۱۳۹۹-۳-۵، ۰۴:۱۷ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  شعر فی البداهه نشنو از نی از امام خمینی ADMIN 0 1,323 ۱۳۹۹-۲-۲۱، ۰۱:۰۹ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  غزلیات امام خمینی ADMIN 3 1,768 ۱۳۹۹-۲-۱۸، ۰۵:۰۷ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  قصیده های امام خمینی ADMIN 0 958 ۱۳۹۹-۲-۱۸، ۰۴:۲۱ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  اشعار مسمط امام خمینی ADMIN 0 1,122 ۱۳۹۹-۲-۱۸، ۰۲:۳۳ صبح
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('10796')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.