مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › سمت خدا › انقلاب اسلامی / دفاع مقدس / مدافعان حرم v
« قبلی 1 2 3 4 5 6 … 11 بعدی »
› جواد آمد ولی چگونه

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  Cr-K CAESAR II 15.1 (2026) – Affordable Softw... Teresa11 Teresa11 آثار و مفاخر
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
برترین امتیاز گیرندگان
907
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
Teresa11 امروز
AlexandraM ۵-۲۸
Mehdi_Mohammadi ۵-۲۸
PRVWilhelm ۵-۲۷
UNKGarnet ۵-۲۷
Jcicucfufuf ۵-۲۶
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جواد آمد ولی چگونه

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
۱۴۰۰-۲-۲۱، ۰۶:۳۶ عصر
آمدنش با رفتنش فرق داشت!
جواد در ذهن بچه‌ها پدری بلند قامت‌تر هم دیده می‌شد. آنقدر که هر دویشان به راحتی می‌توانند در آغوشش قرار بگیرند. روز دیدار فرا رسید. تصویر پیش رو از آنچه که اطرافیان به عنوان پدر نشانشان می‌دادند خیلی متفاوت‌تر بود.
 از سال ۹۰ که هنوز بسیاری از مردم، حتی کسانی که بعدها در صف مدافعان حرم به سوریه رفتند، خبر از اوضاع نا به سامانش نداشتند، آقا جواد جزو کسانی بود که از همان روزها راهی سوریه شد.
وقتی همسرش از او پرسیده بود چرا باید این لباس رزم را در آن جبهه به تن کند؟ گفته بود غیرتش قبول نمی‌کند که زیر گوشش زنان و دختران مسلمانی باشند که مورد تجاوز قرار بگیرند و او راحت شب‌ها سرش را به بالین بگذارد. جواد گفته بود درست است که ما برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) می‌رویم اما حتی اگر حرم ایشان هم در سوریه نبود باز وظیفه داشتیم برای کمک برویم و اجازه ندهیم دشمن بعد از اشغال سوریه بخواهد چشم ناپاکش را به طرف ایران بچرخاند.

شهید جواد الله کرمی
جواد عاشق امام زمان (عج) بود و در طول زندگی با رفتارهایی که خیلی هم درشت نمایی نمی‌شد ارادتش را نشان داده بود. همان وقت‌هایی که زهرا خانم می‌دید همسرش گاه و بیگاه، پای تلویزیون، یا در حال استراحت و ... ناگهان دستش را روی سرش می‌گذارد و سلام می‌دهد به امامی که صدها سال است مشتاقانش را چشم انتظار آمدنش کرده است.
این انتظار و اشتیاق به امام زمان (عج) در بسیاری دیگر از لحظه‌های زندگی جواد نمایان بود و حالا به دل همسر هم بیشتر سرایت کرده بود. وقتی جواد عازم سوریه می‌شد خانواده چشم انتظاری را بار دیگر تجربه می‌کرد و با آمدن عزیزشان چنان شور و شوق می‌گرفتند که یادشان می‌افتاد اگر امام زمانشان بیاید چه خواهند کرد. رفت و آمد جواد برایشان شده بود نوعی تمرین برای چشم انتظاری.

شهید جواد الله کرمی در کنار شهید امین کریمی
علی‌اکبر ۵ سال و نیم‌اش بود وقتی آخرین بار پدرش داشت راهی سوریه می‌شد. در لا به لای اشک‌ها و التماس‌هایش برای نرفتن پدر، مسئولیتی روی دوشش قرار دادند که برای شانه‌های کوچک او سنگینی می‌کرد. جواد به او گفته بود بعد از من تو مرد خانه خواهی شد.
پدر رفت و خبر شهادتش بعد از چهارمین اعزام به سوریه آمد. جواد در ۱۹ اردیبهشت سال ۹۵ در منطقه «خان طومان» به شهادت رسید اما این پایان ماجرا نبود. پیکر جواد دست دشمن تکفیری افتاد و باز داستان چشم انتظاری برگی دیگر برای خانواده الله کرمی رو کرده بود.
چهار سال گذشت تا خبر رسید پیکر جواد قرار است در سال ۹۹ برگردد. حالا علی اکبر ۹ ساله بود و گمان می‌کرد با آمدن پدر دیگر مسئولیت از دوشش برداشته می‌شود و از همه مهم‌تر چشم انتظاری‌اش برای دیدن بابا تمام می‌شود. خواهرش زهرا را که از خودش کوچکتر است دلداری می‌دهد، که دیگر تمام شد دلتنگی. 
جواد جوان رشید و رعنا در ذهن بچه‌ها پدری بلند قامت‌تر هم دیده می‌شد. آنقدر که هر دویشان به راحتی می‌توانند در آغوشش قرار بگیرند. روز دیدار فرا رسید. تصویر پیش رو از آنچه که اطرافیان به عنوان پدر نشانشان می‌دادند خیلی متفاوت‌تر بود. بابا طوری برگشته بود که در آغوش کوچک آنها هم جا می‌گرفت. چند استخوان و کمی از جمجمه سر که داخل پارچه سفیدی پیچیده شده بود و همه می‌گفتند او همان «بابا جواد» است.

علی اکبر و زهرا کنار پیکر پدر
بچه‌ها با پیکر وداع کردند و هیچ کسی نمی‌داند در دل کوچکشان چطور چنین واقعیت بزرگی جا خواهد شد؟ پدر آمده بود اما چشم انتظاری برای آنها تمام نشد. مادر به آنها گفته بود شهدا با امام زمان (عج) برخواهند گشت و حالا همچنان هر روز علی‌اکبر و زهرا برای فرج حضرت مهدی (عج) دعا می‌کنند تا با آمدن ایشان بار دیگر پدر را هم همان طور که بود ببینند.
پیکر شهید مدافع حرم جواد الله کرمی از یگان «فاتحین» و از فرماندهان سوریه، سرانجام در قطعه ۵۰ گلزار شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد تا رجعتی دوباره.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  خبر شهادت سردار سلیمانی چگونه به رهبر انقلاب رسید؟ ADMIN 0 819 ۱۴۰۰-۱۰-۲۰، ۰۷:۲۸ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  چگونه افسر عراقی جان اسیر ایرانی را نجات داد ADMIN 0 528 ۱۴۰۰-۳-۵، ۰۷:۴۷ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  سردار سلیمانی چگونه شهید شد؟ + ویدیو ADMIN 1 744 ۱۴۰۰-۲-۲۲، ۰۴:۱۴ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  پیکر شهدای ایرانی یا اجساد عراقی چگونه مشخص می‌شود ADMIN 0 1,033 ۱۳۹۲-۷-۲۹، ۰۹:۱۲ صبح
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('12459')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.