مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › سمت خدا v
1 2 3 4 5 … 23 بعدی »
› مناظره شاگرد امام صادق با عالم سنی

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
915
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
NewtonBall امروز
GingerMcEl امروز
AlycePinke امروز
FrancescaZ امروز
CamilleMcA امروز
SamuelKing امروز
mtkh امروز
RegenaFair امروز

افشای تله جمعیت! | شبکه‌های اجتماعی عصر جوین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 6 رأی - میانگین امتیازات: 2.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مناظره شاگرد امام صادق با عالم سنی

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
۱۴۰۰-۱۰-۲۵، ۰۹:۵۵ صبح
جمعى از اصحاب امام صادق (علیه السّلام) که در بینشان هشام بن حکم به چشم مى‏ خورد و هشام نوجوانی بود گرد آن حضرت را گرفته و از آن حضرت بهره علمى مى‏ بردند، 
حضرت فرمودند: اى هشام.
هشام عرض کرد: بلى، اى پسر رسول خدا.
حضرت فرمودند: آیا به من نمى‏ گویى که با عمرو بن عبید چه کردى و چگونه از او سؤال نمودى؟
هشام عرض کرد: فدایت شوم من شما را تجلیل نموده و از حضرتتان حیا و شرم داشته و در مقابلتان زبانم گویا نیست تا بتوانم شرح ماجرا را بدهم.
امام (علیه السّلام) فرمودند: وقتى تو را به چیزى فرمان دادم آن را به جاى آور.
هشام عرضه داشت: خبر به من رسید که عمرو بن عبید در مسجد مى‏ نشیند و چه سخنانی مى‏ گوید این معنا بر من گران آمد، پس به طرف او حرکت کرده و روز جمعه که داخل بصره شدم به طرف مسجد رفته وارد شدم
جمعیّت زیادی را دیدم که به دور عمرو بن عبید گرد آمده و او در حالى که پارچه ‏اى مشکى‏ از جنس پشم به خود پیچیده و پارچه‏ اى را رداء نموده و به دوش افکنده بود در بین آنها قرار داشت و مردم از او سؤال مى‏ کردند، من در بین جمعیت براى خود جایى پیدا مى‏ کردم تا در پشت صفوف مردم به قدرى که روى زانو بنشینم جایى جسته و نشستم، سپس خطاب به عمرو بن عبید کرده و گفتم: ایّها العالم من مردى غریبم آیا اذن میدهى از مسأله‏ اى سؤال کنم؟
گفت آرى، بپرس.
به او گفتم: آیا چشم دارى؟
گفت: این چه سؤالى است؟ چیزى را که مى ‏بینى چگونه از آن پرسش مى‏ نمایى؟
گفتم: سؤالهاى من این چنین است.
گفت: پسرم بپرس اگر چه سؤالت احمقانه است.
گفتم: جواب همین سؤالهاى احمقانه را بگو.
گفت: سؤال کن.
گفتم: آیا چشم دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آن چه مى ‏بینى؟
گفت: با آن رنگها و اشخاص را مى ‏بینم.
گفتم: آیا بینى دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آن چه مى ‏کنى؟
گفت: با آن بوها را مى‏ بویم.
گفتم: آیا دهان دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آن چه مى‏کنى؟
گفت: با آن طعم‏هاى مختلف را احساس مى ‏کنم.
گفتم: آیا زبان دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آن چه مى‏ کنى؟
گفت: با آن سخن مى‏ گویم.
گفتم: آیا گوش دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آن چه مى‏ کنى؟
گفت: با آن صداها را مى ‏شنوم.
گفتم: آیا دو دست دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آنها چه مى ‏کنى؟
گفت: اشیاء را با آنها گرفته و نرمى و زبرى آنها را احساس مى‏ کنم.
گفتم: آیا دو پا دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آنها چه مى ‏کنى؟
گفت: با آنها از مکانى به مکان دیگر منتقل مى‏ شوم گفتم: آیا قلب دارى؟
گفت: آرى.
گفتم: با آن چه مى ‏کنى؟
گفت: آنچه بر این جوارح و اعضاء نامبرده وارد شده و عرضه شود با آن آنها را تمییز و تشخیص مى‏ دهم یعنى با قلب تشخیص مى‏ دهم این امر وارد شده و عرضه گردیده را باید با چشم دید یا با گوش مثلا شنید.
گفتم: آیا با وجود این جوارح از قلب بى ‏نیاز هستیم یا نه؟
گفت: خیر.
گفتم: چگونه بى ‏نیاز نیستیم در حالى که این اعضاء و جوارح سالم و صحیح هستند؟
گفت: پسرم جوارح وقتى شک کنند در چیزى که بوییده یا دیده و یا چشیده و یا شنیده آن را به قلب ارجاع داده و یقین پیدا شده و شک باطل مى‏ گردد.
گفتم: پس خداوند متعال قلب را براى شک جوارح و اعضاء تعبیه فرموده؟
گفت: آرى.
گفتم: پس چاره‏ اى از وجود قلب نداریم و الّا جوارح نمى ‏توانند به یقین برسند؟
گفت: آرى همین طور است.
به او گفتم: اى ابا مروان خداوند متعال اعضاء و جوارح تو را به حال خود
وانگذارده بلکه براى آنها امامى قرار داده تا افعال صحیح آنها را تصحیح کرده و شک آنها را به یقین مبدّل نماید، چطور مى‏ شود تمام این مخلوقات را در حیرت و شک و اختلاف گذارده و براى آنها امام و پیشوایى معیّن نکرده باشد تا در وقت حیرت و تردید و اختلاف به او مراجعه نموده و او حیرت آنها را برطرف و تردید و شکّشان را به علم و اختلافشان را به اتّفاق مبدّل نماید.
هشام مى‏گوید: کلام من به این جا که رسید عمرو بن عبید ساکت شد و چیز دیگرى به من نگفت، سپس توجّهى به من نمود و گفت: تو هشام هستى؟
گفتم: خیر.
گفت: تو را به خدا سوگند مى‏دهم آیا هشام هستى؟
گفتم: خیر.
گفت: آیا از همنشینان با او هستى؟
گفتم: خیر.
گفت: پس از اهل کجایى؟
گفتم: از اهل کوفه مى‏باشم.
گفت: پس حتما هشام مى‏باشى، سپس مرا به خود چسبانید و در مجلس خویش نشاند و از جایى که نشسته بود و داد سخن مى‏ داد کناره گرفت و تا من نشسته بودم سخنى نگفت.
امام صادق علیه السّلام خندیدند سپس فرمودند:
اى هشام این بیان را چه کسى به تو تعلیم نموده؟
هشام گفت: اى فرزند رسول خدا اصل مطالب را از شما گرفتم ولی خودم آنها را تنظیم و دسته بندی و مرتب نمودم و به شکل یک استدلال در آوردم.
حضرت فرمودند: اى هشام به خدا سوگند این استدلال در صحف ابراهیم و موسى نوشته شده است.
کَانَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ ...فِیهِمْ هِشَامُ بْنُ الْحَکَمِ وَ هُوَ شَابٌّ
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا هِشَامُ أَ لَا تُخْبِرُنِی کَیْفَ صَنَعْتَ بِعَمْرِو بْنِ عُبَیْدٍ وَ کَیْفَ سَأَلْتَهُ
فَقَالَ هِشَامٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی أَسْتَحْیِیکَ وَ لَا یَعْمَلُ لِسَانِی بَیْنَ یَدَیْکَ
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِشَیْ‏ءٍ فَافْعَلُوا
قَالَ هِشَامٌ بَلَغَنِی مَا کَانَ فِیهِ عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ وَ جُلُوسُهُ فِی مَسْجِدِ الْبَصْرَةِ فَعَظُمَ‏ ذَلِکَ عَلَیَّ فَخَرَجْتُ إِلَیْهِ وَ دَخَلْتُ الْبَصْرَةَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَأَتَیْتُ مَسْجِدَ الْبَصْرَةِ
فَإِذَا أَنَا بِحَلْقَةٍ کَبِیرَةٍ فِیهَا عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ وَ عَلَیْهِ شَمْلَةٌ سَوْدَاءُ و النَّاسُ یَسْأَلُونَهُ
فَاسْتَفْرَجْتُ النَّاسَ فَأَفْرَجُوا لِی ثُمَّ قَعَدْتُ فِی آخِرِ الْقَوْمِ عَلَی رُکْبَتَیَّ
ثُمَّ قُلْتُ أَیُّهَا الْعَالِمُ إِنِّی رَجُلٌ غَرِیبٌ تَأْذَنُ لِی فِی مَسْأَلَةٍ فَقَالَ لِی نَعَمْ
فَقُلْتُ لَهُ أَ لَکَ عَیْنٌ
فَقَالَ یَا بُنَیَّ أَیُّ شَیْ‏ءٍ هَذَا مِنَ السُّؤَالِ وَ شَیْ‏ءٌ تَرَاهُ کَیْفَ تَسْأَلُ عَنْهُ
فَقُلْتُ هَکَذَا مَسْأَلَتِی
فَقَالَ یَا بُنَیَّ سَلْ وَ إِنْ کَانَتْ مَسْأَلَتُکَ حَمْقَاءَ
قُلْتُ أَجِبْنِی فِیهَا
قَالَ لِی سَلْ
قُلْتُ أَ لَکَ عَیْنٌ
قَالَ نَعَمْ
قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهَا
قَالَ أَرَی بِهَا الْأَلْوَانَ وَ الْأَشْخَاصَ
قُلْتُ فَلَکَ أَنْفٌ
قَالَ نَعَمْ
قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهِ
قَالَ أَشَمُّ بِهِ الرَّائِحَةَ
قُلْتُ أَ لَکَ فَمٌ
قَالَ نَعَمْ
قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهِ
قَالَ أَذُوقُ بِهِ الطَّعْمَ
قُلْتُ فَلَکَ أُذُنٌ
قَالَ نَعَمْ
قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهَا
قَالَ أَسْمَعُ بِهَا الصَّوْتَ
قُلْتُ أَ لَکَ قَلْبٌ
قَالَ نَعَمْ
قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهِ قَالَ أُمَیِّزُ بِهِ کُلَّ مَا وَرَدَ عَلَی هَذِهِ الْجَوَارِحِ وَ الْحَوَاسِّ
قُلْتُ أَ وَ لَیْسَ فِی هَذِهِ الْجَوَارِحِ غِنًی عَنِ الْقَلْبِ
فَقَالَ لَا
قُلْتُ وَ کَیْفَ ذَلِکَ وَ هِیَ صَحِیحَةٌ سَلِیمَةٌ
قَالَ یَا بُنَیَّ إِنَّ الْجَوَارِحَ إِذَا شَکَّتْ فِی شَیْ‏ءٍ شَمَّتْهُ أَوْ رَأَتْهُ أَوْ ذَاقَتْهُ أَوْ سَمِعَتْهُ رَدَّتْهُ إِلَی الْقَلْبِ فَیَسْتَیْقِنُ الْیَقِینَ وَ یُبْطِلُ الشَّکَّ
فَقُلْتُ لَهُ فَإِنَّمَا أَقَامَ اللَّهُ الْقَلْبَ لِشَکِّ الْجَوَارِحِ
قَالَ نَعَمْ
قُلْتُ لَا بُدَّ مِنَ الْقَلْبِ وَ إِلَّا لَمْ تَسْتَیْقِنِ الْجَوَارِحُ
قَالَ نَعَمْ
فَقُلْتُ لَهُ یَا أَبَا مَرْوَانَ فَاللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَتْرُکْ جَوَارِحَکَ حَتَّی جَعَلَ لَهَا إِمَاماً یُصَحِّحُ لَهَا الصَّحِیحَ وَ یَتَیَقَّنُ بِهِ مَا شُکَّ فِیهِ وَ یَتْرُکُ هَذَا الْخَلْقَ کُلَّهُمْ فِی حَیْرَتِهِمْ وَ شَکِّهِمْ وَ اخْتِلَافِهِمْ لَا یُقِیمُ لَهُمْ إِمَاماً یَرُدُّونَ إِلَیْهِ شَکَّهُمْ وَ حَیْرَتَهُمْ
وَ یُقِیمُ لَکَ إِمَاماً لِجَوَارِحِکَ تَرُدُّ إِلَیْهِ حَیْرَتَکَ وَ شَکَّکَ
قَالَ فَسَکَتَ وَ لَمْ یَقُلْ لِی شَیْئاً ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ
فَقَالَ لِی أَنْتَ هِشَامُ بْنُ الْحَکَمِ
فَقُلْتُ لَا
قَالَ أَ مِنْ جُلَسَائِهِ
قُلْتُ لَا
قَالَ فَمِنْ أَیْنَ أَنْتَ
قُلْتُ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَةِ
قَالَ فَأَنْتَ إِذاً هُوَ ثُمَّ ضَمَّنِی إِلَیْهِ وَ أَقْعَدَنِی فِی مَجْلِسِهِ وَ زَالَ عَنْ مَجْلِسِهِ وَ مَا نَطَقَ حَتَّی قُمْتُ
فَضَحِکَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع
وَ قَالَ یَا هِشَامُ مَنْ عَلَّمَکَ هَذَا
قُلْتُ شَیْ‏ءٌ أَخَذْتُهُ‏ مِنْکَ وَ أَلَّفْتُهُ
فَقَالَ هَذَا وَ اللَّهِ مَکْتُوبٌ فِی‏ صُحُفِ إِبْراهِیمَ‏ وَ مُوسی‏.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اعمال روز اربعین امام حسین علیه السلام ADMIN 1 733 ۱۴۰۱-۶-۲۵، ۰۶:۲۸ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  ثواب زیارت امام حسین علیه السلام از راه دور + راهنما ADMIN 0 549 ۱۴۰۱-۶-۱۳، ۰۸:۳۰ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  نامه عجیب امام صادق به جوانی که با کفتربازها دوست بود ADMIN 0 709 ۱۴۰۰-۱۱-۵، ۰۷:۴۷ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  شفاعت امام حسین در شب اول قبر + فیلم ADMIN 4 6,249 ۱۴۰۰-۹-۲۵، ۰۸:۲۳ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  از فضیلت نقل فضایل امام علی علیه السلام غافل نشوید ADMIN 0 549 ۱۴۰۰-۶-۲۶، ۱۱:۴۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  مجموعه بیانات امام خامنه ای درباره امر به معروف و نهی از منکر ADMIN 0 577 ۱۴۰۰-۶-۶، ۰۶:۴۴ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  40 حدیث زیبا از امام سجاد علیه السلام ADMIN 0 513 ۱۴۰۰-۵-۳۱، ۰۷:۳۴ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  معجزه ای از امام سجاد ADMIN 0 539 ۱۴۰۰-۵-۳۱، ۰۷:۳۰ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  معرفی 12 امام شیعیان ADMIN 0 497 ۱۴۰۰-۵-۳۰، ۰۷:۴۲ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  چرا و چگونه امام سجاد در حادثه کربلا شهید نشدند؟ ADMIN 0 539 ۱۴۰۰-۵-۲۹، ۰۸:۴۳ عصر
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('14062')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.