مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › سمت خدا › انقلاب اسلامی / دفاع مقدس / مدافعان حرم v
1 2 3 4 5 … 11 بعدی »
› [تولید انجمن] زندگینامه شهید زنگی ابادی " عجیب ترین شهید دفاع مقدس "

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
  [ مشاوره فردی] ] چطوری زندگیمو حفظ کنم جدا ... Rose محمدی پور مشاوره خانواده و ازدواج
برترین امتیاز گیرندگان
906
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9483
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
PRVWilhelm امروز
UNKGarnet امروز
Jcicucfufuf دیروز
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷
Pepko_Akrapovik ۳-۱۱
atisalimi ۳-۷
conexbaron ۳-۶

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | شاه دزد
Your browser does not support the audio element.

صفحه‌ها (3): « قبلی 1 2 3 بعدی »
امتیاز موضوع:
  • 181 رأی - میانگین امتیازات: 2.75
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[تولید انجمن] زندگینامه شهید زنگی ابادی " عجیب ترین شهید دفاع مقدس "

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#11
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۱ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#12
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۲ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#13
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۳ عصر
روز تولد مصطفی که حاج یونس می خواست به جبهه برود ؛گفت :مصطفی را آماده کن که باید برویم .
پرسیدم :کجا ؟گفت :
- با خودم عهد کرده ام که مصطفی را قبل از هر جایی به زیارت ببرم !به همین خاطر ،برای زیارت امامزاده حسین به جوپار رفتیم .

پس از زیارت امامزاده حسین ،حاج یونس خیلی خوشحال بود و با شور و نشاط عجیبی می گفت :
- حالا خیال من راحت شد .کاری را که باید انجام می دادم ؛الحد لله انجام دادم .در اولین روزهای زندگی مصطفی ؛او را به زیارت بردیم که انشا الله مهر و محبت اهل بیت در دلش جا بگیرد .

حاج یونس خودش هم عاشق زیارت بود .از هر موقعیتی که به دست می آورد و امکان زیارت وجود داشت ،استفاده می کرد .

یک بار که به مرخصی آمده بود گفت :من پنج روز مرخصی دارم .می خواهم برای زیارت به مشهد بروم .اگر شما می آیید که با هم می رویم ؛اگر نمی آیید ،من 2یا 3خانواده شهید بر می دارم و برای زیارت می برم .

من دیدم که همین پنج روز هم از دست می رود و حاج یونس به جبهه بر می گردد ،گفتم چرا نیاییم ؟حتما می آییم !

آن شب که در کاظم آباد مهمان بودیم ،صاحبخانه آمد و گفت :یالا بلند شوید که می خواهیم برویم مشهد ؛حاج یونس باسید محمد تهامی برنامه ریزی کرده بودند .

من ؛فاطمه را برداشتم و بیرون آمدم .جلوی در دیدم که سید محمد تهامی برای آماده کردمن خانواده اش به زرند می رود .

حاج یونس هم گفت :ما هم به زنگی آباد می رویم و آماده می شویم .

اتفاقا من دندانم را کشیده بودم و جایش خیلی درد می کرد .به حاج یونس گفتم :
- حاجی ،من جای دندانم خیلی درد می کند .دو تا بچه کدچک را چطور در این سرما بر داریم و برویم ؟

حاج یونس گفت اگر نمی خواهی نیا من می روم و 2یا 3 خانواده شهید بر می دارم و می رویم .
بناچار راه افتادم .سبد لباس بچه را همین طور نیمه تمام در ماشین گذاشتم ؛وسایل لازم راهم خیلی تند آماده کردم .

و ساعت نه ؛از جاده زنگی آباد به مقصد مشهد به راه افتادیم .

از شب تا صبح ،همین طو ر حرکت می کرد ،از درد درعذاب بودم .وقتی به فردوس رسیدیم ؛حاج یونس گفت :
- عیال من دندانش درد می کند .امروز تا عصر در مسجد می مانیم تا دندانش خوب شود ؛بعد به مشهد می رویم .بعد رفت و چند دقیقه بعد با ظرفی که ده پانزده کیلو شیر گاو داشت ،برگشت .تا عصر شیر را می جوشاند و به من اصرار می کرد که آن را بخورم .

خدا شاهد است وقتی به مشهد رسیدیم ،دیگر دردی نداشتم و جای دندان کشیدمه کاملاخوب شده بود .

پنج روزی که در مشهد بودیم ،توفیق داشتیم که هر روز به زیارت برویم .حاج یونس ،مصطفی را که کوچک بود ،روی شانهاش می گذاشت و مرتب با او بازی می کرد و حرف می زد .ما هم بطور کامل به زیارت می رفتیم .
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#14
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۳ عصر
در سالهای زندگی مشترکمان ،من هیچ گاه از حاج یونس نشنیدم که از موقعیت خودش در جنگ بگوید .یک بار از او پرسیدم :
- جاح یونس ،تودر لشکر چکاره ای ؟از من که می پرسند حاج یونس چکاره است ،من خودم هم نمی دانم چه جوابی بدهم ؟
حاج یونس گفت :
- بگو شوهر من سرباز امام زمان است
هیچ وقت من از خودش نشنیدم که او از فرماندهان لشکر است .

البته وقتی که زخمی می شد و در بیمارستان بستری بود ،از افرادی که برای ملاقات او می آمدند ،می توانستم بفهمم که او هم نقش مهمی درجنگ دارد ؛اما معمولا برای اینکه توجه ما را از مجروحیت خود دور کند ،شوخی می کرد و سعی می کرد مسئله را خیلی کوچک جلو دهد .

وقتی که زخمی می شد ،می گفت :«به من برسید که زود تر خوب بشوم و به جبهه برگردم .»

یک بار که زخمی شده بود حاج قاسم سلیمانی برای عیادتش آمده بود. حاج یونس هم تا حاج قاسم را دید ،شروع بعه اعتراض کرد و گفت :«حاجی ،اینها عسل و روغن خوب به من نمی دهند که بخورم و زودتر خوب بشوم .»

حاج قاسم هم وقتی بیرون آمده بود ،یک پاچ عسل و یک پارچ روغن خریده و فرستاده بود .وقتی عسل و روغن را آوردند ،گفتند که حاج قاسم گفته :
- حاج یونس خوب بخورد که زودتر خوب شود و به جبهه برود .

من در طول زندگیمان فقط به خاطر یک موضوع ،غصه خوردن و نا راحتی عمیق حاج یونس را کاملا حس کردم .در آنجا بود که در سراسر وجود حاج یونس ،رنج و عذاب را می دیدم .آم هم زمانی بودکه مادر حاج یونس سکته کرد .وقتی مادر حاج یونس سکته کرد ،دست و پایش سنگین سشده بود .زبانش هم کمی سنگین کار می کرد .حاج یونس می بایست یک ماه مادرش را برای معالجه به کرمان می برد تا زیر بر ق بیندازند .آن موقع حاج یونس خودش به شدت زخمی و شکمش پاره شده یود ؛اما همیشه مادرش را کول می گرفت و کارهایش را انجام می داد .من هم هر وقت می خواستم این کار را بکنم می گفت :
- نه تو نمی توانی .این کارها وظیفه من است .مادر من است .

او از این که مادرش ناراحت بود ،به سختی رنج می کشید و تحمل نا راحتی مادرش را نداشت .

آخرین دفعه ای که حاجی به مرخصی آمد ،ده روز ماند .من در آن روزها سرما خوردگی شدیدی داشتم ..گلویم درد می کرد و به شدت مریض بودم .حاجی هم مرا به کرمان پیش دکتر برده بود .شب بود و تلویزیون هم روشن بود.ناگهان حاجی بلند شد و تلویزیون را خاموش کرد . کنار دیوار یک متکا گذاشت و نشست و گفت :«من امشب با تو چند کلمه حرف دارم .»

البته در آن چند شبی که حاجی به مرخصی آمده بود احساس کرده بودم که حال عجیبی دارد.

پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#15
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۴ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#16
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۵ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#17
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۶ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#18
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۷ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#19
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۷ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#20
۱۳۹۰-۸-۱۲، ۰۷:۲۹ عصر
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »
صفحه‌ها (3): « قبلی 1 2 3 بعدی »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Video 2 ویدیوی جذاب پیرامون شهید حججی ADMIN 0 803 ۱۴۰۰-۱۱-۲، ۰۷:۵۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
news آیا ولی فقیه مقدس است؟ ADMIN 0 516 ۱۴۰۰-۱۰-۱۷، ۰۵:۰۳ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  شباهت‌های جالب و عجیب شهید سلیمانی و مالک اشتر + نماهنگ ADMIN 1 1,077 ۱۴۰۰-۱۰-۱۴، ۱۱:۰۴ صبح
آخرین ارسال: محمدمهدی
  انتشار نامه تکان‌دهنده شهید سلیمانی به فرزندش؛ ADMIN 0 483 ۱۴۰۰-۱۰-۴، ۰۸:۳۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  آمار جالب از دوران دفاع مقدس که بتازگی منتشر شده ADMIN 0 499 ۱۴۰۰-۷-۱، ۰۸:۱۳ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  جزییات ترور شهید محسن فخری زاده ADMIN 10 1,873 ۱۴۰۰-۶-۲۸، ۰۶:۲۴ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  ماجرای رد شدن شهید همدانی از بازرسی تکفیری ها + فیلم ADMIN 0 559 ۱۴۰۰-۶-۶، ۰۷:۵۳ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
Video چرا شهید در تشییع جنازه مرد نا اهل شرکت کرد؟ + ویدیو ADMIN 0 553 ۱۴۰۰-۶-۴، ۰۳:۱۷ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  اولین شهید مدافع حرم؟ + فایل صوتی ADMIN 0 562 ۱۴۰۰-۵-۳۰، ۰۶:۰۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  فرازی زیبا از وصیت شهید حججی ADMIN 0 538 ۱۴۰۰-۵-۲۲، ۰۲:۴۱ عصر
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('865')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.