مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › کتاب | رمان | ادبیات v
« قبلی 1 … 12 13 14 15 16 … 30 بعدی »
› از شهید سوسول تا آقازاده تاجر و لکسوز سوار

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
912
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
SteveTeres امروز
SuzetteShe امروز
BridgetteM دیروز
MosheSoria دیروز
KeenanMist دیروز
LouellaShe دیروز
DrewFarr35 ۶-۳
ClemmieHol ۶-۳

افشای تله جمعیت! | شبکه‌های اجتماعی عصر جوین | طراحی و دوخت لباس | دانلود اپلیکیشن کارتابل
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 2.43
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

از شهید سوسول تا آقازاده تاجر و لکسوز سوار

~~sara~~ آفلاین
عضو حرفه ای
***
امتیاز: 2,496
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۱
محل سکونت: اهواز
اعتبار: 118
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 181
سپاس شده 187 بار در 160 ارسال
#1
۱۳۹۲-۱-۱۷، ۰۲:۴۵ عصر
از شهید سوسول تا آقازاده تاجر و لکسوز سوار

حمید داود آبادی نویسنده وبلاگدر جدیدترین مطلب وبلاگش نوشت:

*آن که فهمید:
آقا سوسوله را آوردند.
شنیدم توی محل شهید آوردن. عادی بود. عادتمون شده، هزارتا هزارتا بیارن و ببرن. ککمونم نمی گزه. انگار نه انگار.
ولی این یکی با بقیه فرق داشت. نه یک کم، که خیلی.
از اسمش بگیر برو تا ...

مازیار
مازیار، داداش کوچیکه افشین.
وای که چه بچه ای بود افشین. شرّ و شلوغ. از اونا که ...
اونا که چی؟
چی فکر کردین؟
اسمش سوسولی بود، خودشم یه کم، ولی نه اونقدر.
نه مثل من که ظاهرم رو خیلی حفظ می کنم، ولی باطنم از هر ...ی ...تره!
با افشین توی یه مدرسه درس میخوندم.
خودش که این بود، داداش کوچیکش چی بود؟

کوه عشق و معرفت.
افشین با همه شلوغی و شرّبازیش، خیلی باحال بود.
اینو امروز که نیست نمیگم؛ همون روزا به خودش میگفتم.
همیشه لبخند قشنگی روی لباش بود. هرچی من و ما عُنُق و اخمو بودیم، افشین شاد بود و خندان. قول میدم حتی لحظه های آخر هم اونقدر خندیده که ...
اصلا یادم رفت داشتم از کی می نوشتم.
مازیار، داداش کوچیکه افشین.
مازیار بعد 29 سال برگشت و محل رو به هم ریخت. همون جوری که افشین به هم میریخت.
همه رو تکوند. دلاشون رو جارو کرد. اصلا قبل عید اومد تا یه خونه تکونی مفصل راه بندازه.
حالا اگه گفتین مازیار که استخوناش رو آوردن، چه ربطی داره به داداشش افشین؟
افشین که ما مثلا بچه حزب اللهی های مدرسه که خیلی ادعای غیرتمون می شد، بهش می گفتیم "بچه سوسول".
آخه اسمشم سوسولی بود. ولی نه. خیلی داش مشدی و بامعرفت بود. خیلی باحال و بامرام.

آخه افشین هم رفت دنبال داداشش.
آره. اگه اشتباه نکنم، افشین یکی دوسال بعد داداشش رفت.
اون قدر به داداش کوچیکش وفادار بود، که نخواست جنازش برگرده.
هنوزم برنگشته.
شاید به احترام داداشش مونده تا بعدا بیاد.
احترام به برادر کوچیکه است دیگه.
افشین و مازیار، اسمشون سوسولی بود ولی رسمشون، از خیلی مدعیان مردی و غیرت، بالاتر.
اون روزی که بیگانه به خانه و کاشانه حمله کرد و ناموس ملت رو به خطر انداخت، افشین و مازیار همچین سینه سپر کردن، قلم پای دشمن رو خورد کردن تا دیگه هوس دست درازی به خاک دلیران نکنه.
همون موقع که بعضیا داشتند توی اون جاهای فرنگ، حالشون رو میکردن!

غیرت و شرافت.
افشین و مازیار.
اینها همیشه باهم در ذهنم تداعی میکنه.
ای کاش مردنماهای امروز، ذره ای و فقط ذره ای، از مردونگی و غیرت افشین و مازیار بو برده بودن.
اشتباه نکنید. نمیخوام نسل جوون بیگناه امروز رو بکوبم.
منظورم با این پایینی های به اصطلاح بالانشینه!
این پایین رو بخونید تا ببینید منظورم با کیه:



* آن که نفهمید:
ما آدمای خیلی خوبی هستیم. مومن و عالی.
هیشکی به گرد پای ما نمیرسه.
انقلاب که شد، منم ایران بودم. جنگ که شد، منم سینه سپر کردم. رفتم برای ارسال پیام انقلاب به اون سر دنیا. خب یکی باید بار این زحمت سخت رو به دوش میکشید!
زن و بچه ام رو هم بردم. رفتم دیار ژرمن ها تا بهشون حالی کنم ما چقدر انقلابی هستیم.
زندگی در بین دشمن خیلی سخت بود. هزار و یک مصیبت داشت. بی پولی، سرما... وای نگو، سرما هم میخوردیم.
البته بی پولی رو که قربونش برم انقلاب، همه رو برامون جبران می کرد. هزار هزار، دلار دلار ...
بچه هامم بردم. خب باید فرهنگی بار می اومدن دیگه.
خسته شدم. بیست و پنج سال غربت کم نیست.
اگه آزاده ها 10 سال غربت و سختی کشیدن، منم 25 سال غربت و سختی کشیدم.
خب شکنجه اونا با ما خیلی فرق داشت.
شکنجه ما، روحی و روانی بود. از اونایی که "بایرام لودر" توی "اخراجیهای 2" التماس میکرد عراقیا شکنجه اش بدن!

من پیشمرگ همه میشدم.
خدا هم برام ساخت.
ایران که اومدم، فهمیدم چیکار کنم. شدم یقه سفید و دکمه تقوا (بیخود نگو دگمه پدرسوخته بازی) رو بستم و یواش یواش خودمو فروکردم ...
آخرش شدم اونی که دنبالش بودم.
این ور و اون ور و بیشتر توی جعبه جادو، بعنوان کارشناس فرهنگی حرافی کردم و نظریه دادم. متخصص همه چی شدم. از یارانه گرفته تا رایانه و ...
تا آخرش به آرزوی کودکیم رسیدم و شدم رئیس.
حالا وقت میوه چینی رسید.
پسر گلم هم باید که به نوایی میرسید.

آخرش شد آقازاده.
آرزوم بود.
اونکه سن و سالش از انقلاب کمتره، واسه خودش مردی شده.
اون اولا که حالیش نبود. اونقدر توی کله اش خوندم تا چند جزء قرآن حفظ کرد. مثل خودم ریش گذاشت و توی مجلس های این ور و اون ور قرآن خوند تا خودش رو توی دل رئیس رووسا جا کرد.
حالا دیگه وقت میوه چیدنشه.
اون وقتا که خودم رو توی فلان وزارت خونه فروکردم، اونم فروکردم تو دفتر خودم.
بچه متولد فرانکفورت که نباید بیکار بمونه!
آخرش شد اونی که دنبالش بودم.
الان فقط داره به مردم بیچاره و بدبخت خدمت میکنه. به قشر آسیب پذیر. زیر خط فقری ها! همونا که وقتی ما توی هامبورگ می چریدیم، این جا بهشون میگفتن مستضعف!

همه چی وارد می کنه.
از کمیابترین داروها گرفته تا ...
آخرین مدل ماشینهای دویست سیصد میلیونی.
حال میکنم آقازادمو میبینم.
آخرش خارج رفتن به دردمون خورد.
مطمئنم همین بچه، آینده نسل اندر نسلمون رو می سازه.
همین الان واسه خودش تاجری شده که صدتا مثل اون به گرد پاش نمیرسن.

خودمونیم:
اگه انقلاب واسه خیلیا آب نداشت، واسه ما خارج رفته ها، فرهنگ خورده فرنگ، خوب نونی داشت.
خودم رو که ببندم، باز میرم همون جا که بچه هام میرن و میان.
بچه باید اسمش درست و حسابی باشه.
این اسمای سوسولی مثل افشین و مازیار چیه؟
آقازاده باید اسمش خوب باشه. مثلا از سوره های قرآن!
بی خود شایعه درست نکنید.

چرت و پرت نگین.
کی گفته آقازاده من وقتی می ره دیسکوهای فرانکفورت، اونجاها رو براش قُروق می کنند؟!

آن
شراب طهوررا که شنیده ای بهشتیان را می خورانند، میکده اش کربلاست
...

پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#2
۱۳۹۲-۱-۱۷، ۰۳:۳۳ عصر
بله متاسفانه عده ای هم هستند که از نام انقلاب سو استفاده کردند
حالا چه خارج رفته باشن و اقازاده باشن چه همینجا بودند و الان تو یک روستا

ولی چیزی که مایه عزت واحترام ما ایرانی هاست اینه که ما غیرتی دفاع کردیم همینطور که الان واستادیم و باز عده ای هستند که نق و نال می کنند
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط ~~sara~~
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  رمان دو موتور سوار رمان 56 4,993 ۱۳۹۹-۱۱-۲۰، ۰۵:۰۰ عصر
آخرین ارسال: رمان
  شعری زیبا در وصف شهید سلیمانی ADMIN 0 1,071 ۱۳۹۹-۵-۲۸، ۰۷:۳۰ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
Question کدامیک را سوار می کنید ؟ ADMIN 0 1,000 ۱۳۹۰-۱۲-۱۴، ۰۹:۴۹ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  انفجار اطلاعات از منظر شهید اوینی ADMIN 0 1,333 ۱۳۹۰-۲-۱۵، ۰۸:۱۷ عصر
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('3615')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.