مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › سمت خدا › انقلاب اسلامی / دفاع مقدس / مدافعان حرم v
« قبلی 1 … 3 4 5 6 7 … 11 بعدی »
› از حر انقلاب چه می دانید؟

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
  [ مشاوره فردی] ] چطوری زندگیمو حفظ کنم جدا ... Rose محمدی پور مشاوره خانواده و ازدواج
برترین امتیاز گیرندگان
906
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9483
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
PRVWilhelm امروز
UNKGarnet امروز
Jcicucfufuf دیروز
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷
Pepko_Akrapovik ۳-۱۱
atisalimi ۳-۷
conexbaron ۳-۶

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | شاه دزد
Your browser does not support the audio element.

امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

از حر انقلاب چه می دانید؟

ADMIN آنلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
۱۳۹۹-۹-۲، ۰۱:۵۳ عصر
روایتی درباره شهید طیب حاج رضایی از زبان برادرزاده اش امیر حاج رضایی

طيب يک دوره جوانی داشت که شرور بود و مي خواست در آن عصر اسمی به هم بزند.
در آن بخش، حبسی به حبس ديگر و کلي دعوا و ماجرا داشت.
در بخش دوم که بخش نمونه زندگي اش بود، که در آن دوره ساعت يک بامداد می‌رفت ميدان تره بار، برايش بار مي آوردند، ساعت 9 صبح صبحانه می‌خورد و يک ساعت بعد خانه بود. اين سيستم و ساعت کاری‌اش بود.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آنلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#2
۱۳۹۹-۹-۲، ۰۱:۵۵ عصر
ناگفته‌های امیر حاج رضایی از طیب

طیب تمام دهه اول محرم را تکيه داشت و شب‌های تاسوعا و عاشورا هم خرج می‌داد و به اين کارها اعتقاد داشت. آن پيراهن مشکی که تنش میکرد، به خاطر اعتقادش بود يا در عاشورا پابرهنه راه مي رفت يا فرض کنيد 3 روز آخر را آب نمی‌خورد و نذر داشت که در اوج عزاداری تشنه باشد. خب شهرت زيادی پيدا کرد. اين شهرت حاصل اين بود که خيلی سخاوتمند بود، خانواده‌های زيادی را تحت پوشش خودش قرار داده بود و در جامعه خودش که حالا يا می‌گويند جاهلان يا لوطی‌ها يا عيارها - هرکسي هر اسمي مي خواهد رويش بگذارد - با معيارهاي آنها، به طيب نمره بالا ميدادند. مثلاً میگفتند بين اينها چه کسی از همه بهتر بوده؟ يکي مي گفت ناصر فرهاد، چون دعوايي بوده و خوب داد مي زده. يکي مي گفت حسين رمضان يخی. بعد يکی آمد يک مانيفست داد که چرا طيب از همه اينها بهتر و بالاتر است و در اين جماعت، قهرمان المپيک است،آمد گفت؛ طيب تنها کسی است که لقب ندارد؛ طيب حاج رضايي از همه بيشتر حبس رفته... از همه بيشتر دعوا کرده... از همه بيشتر سفره انداخته... از همه بيشتر دست توي جيبش کرده... از همه بيشتر پول ميز حساب کرده. حالا اين وسط خاطراتي هم تعريف مي کردند؛ کافه يی در بهارستان بوده به نام فيض که جاهل ها آنجا مي نشستند و آخر شب طيب ميز همه را حساب مي کرد. يک بار يک بنده خدايي مي رود پول ميزش را حساب کند. صاحب آنجا بهش مي گويد؛ «اگر در دکان من را مي خواهي ببندي، پول ميزت را بده، آنوقت خودت هم زنده بيرون نمي روي...» به هرحال از جهت مالي و اسم و رسم و شهرت هم شرايطش خوب بود و يک پايگاه در جنوب شهر ميان مردم پيدا کرده بود؛ دوستش داشتند و اسمش را با احترام مي آوردند. البته مخالفاني هم داشت تا اينکه رسيد به 15 خرداد و بخش پاياني زندگي اش.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آنلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#3
۱۳۹۹-۹-۲، ۰۱:۵۷ عصر
حاج رضايي درباره منشاء این مخالفت ها اظهار داشت: يک چيزي مي گفتند که من صحت آن را هنوز نمي دانم. مي گفتند يک بار که در چهارراه مولوي اين مراسم بوده، مشاجره يي بين عموي من و سپهبد نصيري ايجاد مي شود. بعضي ها مي گويند يکي از عوامل کشتن طيب، همين نصيري بوده که من هنوز مطمئن نيستم. به هرحال بعد از ماجراي 15 خرداد دستگير شد، 6 ماه هم حبس شد و دو تا دادگاه تشکيل دادند؛ بدوي و تجديدنظر و در هر دو حکم اعدام صادر شد. در دادگاه اول، 7 نفر يا بيشتر به اعدام محکوم شدند و در دادگاه دوم 2 نفر، عموي من و اسماعيل رضايي که هر وقت در دادگاه صدايش مي زنند «حاج اسماعيل حاج رضايي»، اعتراض مي کرد که من حاج رضايي نيستم و واقعاً هم نسبتي با عموي من نداشت. خيلي ها اميدوار بودند شاه با توجه به شناختي که از طيب دارد، حداقل يک درجه به او تخفيف بدهد و حکم اعدام تبديل به حبس ابد شود اما...در دادگاه مي گفتند شما دسته راه مي انداختيد و روي علم ها عکس آيت الله خميني را مي گذاشتيد. طيب هم گفت؛ «من هميشه به مراجع تقليد اعتقاد داشتم و احترام مي گذاشتم. قبلاً هم عکس آيت الله بروجردي را مي گذاشتم و حالا هم عکس آيت الله خميني را مي گذارم و باز هم اگر باشم از عکس آنها استفاده مي کنم.» اين چيزهايي بود که من خودم در دادگاه شنيدم. به هرحال شنبه 11 آبان، ساعت 5 صبح اين اتفاق افتاد و اعدام شد.

امیر حاج رضايي درباره اعدام طیب حاج رضایی نیز گفت : صحنه خيلي بدي بود. ما که در مراسم نبوديم اما آنها جسد را تحويل دادند. وقتي تحويل دادند و جسد را ديدم، بعد متوجه نشدم، چطور من را بلند کردند. چيزي حدود 17، 18 تا گلوله خورده بود و تمام رگ و پي اش زده بود بيرون. يعني بدن تمامش شکافته شده بود و هنوز چشم هايش بسته بود. آن بنده خدا اسماعيل رضايي، افتاده بود و تير خلاص را توي دهانش زده بودند اما عموي من با صورت خورده بود زمين و صورتش هم خون آلود بود که آن تير را به شقيقه اش زدند و گفتند؛ تير خلاص... من خودم آن صحنه را ديدم تا جايي هم که يادم مي آيد، غسال مدام پنبه توي اين سوراخ ها مي کرد. يعني همه جاي بدن سوراخ سوراخ شده بود. يک شمايل شهيد گونه يي داشت. به هر حال من را بيرون آوردند و نفهميدم چه کسي من را بيرون برد. نشسته بودم و مي ديدم که دارند طبق وصيتش در شاه عبدالعظيم کنار مادرش، خاکش مي کنند.

خب اين هم قسمت هايي از زندگي طيب که در حافظه من بود. شايد اگر پدرم بود، کامل درباره همه چيز اطلاعات داشتم و حرف مي زدم. اينها پدرشان چند تا زن داشت. فقط پدر من و عموي من، تني بودند و از يک مادر، اسم هاي شان هم «طيب» و «طاهر» بود.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آنلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,075
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#4
۱۳۹۹-۹-۲، ۰۲:۰۲ عصر
* روایتی از خاطرات سید ابوالفضل کاظمی درباره طیب

محمد آقا [محمد باقری معروف به محمد عروس] درباره آن روز [قیام خرداد 1342 در تهران] گفت: «بعد از اینکه شهربانی و ساواک ریختن و ما رو کت بسته بردن به شهربانی، حاج اسماعیل رضایی، حاج حسین شمشاد، حسین کاردی، عباس کاردی، حاج آقا توسلی، حاج علی نوری، حاج علی حیدری و مرتضی طاری هم قاتی ما بودن و دستگیر شدن. همه آنها، بارفروشهای میدان بودن و به خاطر آقای خمینی ریختن تو خیابون و به نفع او شعار دادند؛ اما سردمدار همه اینها، طیب بود.

چند ساعت بعد از دستگیری ما، طیب حاج رضایی رو کت بسته آوردند و تو بند ما انداختن. وقتی ما رو به زندان باغشاه بردند، طیب هم همراهمون بود. من باهاش کاری نداشتم؛ چون همیشه دور و برش یک مشت چاقوکش بود. خودش هم از بزن بهادرها و لات‌های تهران بود و طرفدار شاه؛ جوری که وقتی فرح پهلوی بچه دار شد و پسر اولش ، رضا پهلوی را به دنیا آورد، طیب کوچه و محل را چراغونی کرد. رو همین حساب، تا طیب را دیدم، محلش نگذاشتم و پشتم را طرفش کردم. دستبند به دستش بود. سلام کرد و گفت: محمد آقا ! ما رفیق نامرد نیستیم.

جوابش را ندادم؛ اما می دونستم که ساواک از علاقه طیب به آقای خمینی سوء استفاده می کند. آنزمان، طیب با شعبان [ شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ ] سرشاخ شده بود . هر دو ، یکه بزن جنوب شهر بودند و حرفشان خریدار داشت. شعبان، ورزشکار بود و طرفدار شاه؛ طیب میدان‌دار و بارفروش و دست و دلباز و خیر و یتیم نواز. در حالی که همیشه شنیده بودیم او طرفدار و فدایی شاهه، یهو ورق برگشت و طیب شد بر ضد شاه. حالا تو دل طیب چه حال و احوال و انقلابی پیدا شده بود، خدا می‌دونه. سران مملکت جلسه گذاشتند که با طیب زد و بند کنند و وادارش کنند که بگه خمینی به من پول داده تا بارفروشها رو تیر کنم .

آن روز در دادگاه، طیب رو به سرهنگ نصیری گفت: حرفهای شما درست؛ اما ما تو قانون مشتی‌گری، با بچه های حضرت زهرا در نمی‌افتیم. من این سید رو نمی شناسم؛ اما با او در نمی افتم.

عاقبت دادگاه شاه به اسماعیل حاج رضایی، طیب حاج رضایی، من و حاج علی نوری حکم اعدام داد و به برادران کاردی و شمشاد و بقیه، ده تا پانزده سال زندان دادند.

بعد از اعلام حکم، ما را به بندهامون منتقل کردند. نصف شب، مأمور شهربانی آمد و زد به در زندان و گفت: محمد باقری! حاج علی نوری! اعلاحضرت با یک درجه تخفیف، عفو ملوکانه به شما داده.

اینها را گفتند تا طیب تو بزنه و از ترس اعدام، حرفش رو پس بگیره و بگه آقای خمینی منو تحریک کرد؛ اما طیب که تو یک سلول دیگه زندانی بود، بلند گفت: این حرفها رو برای ننه‌ات بزن! یک بار گفتم، باز هم می‌گم، من با بچه حضرت زهرا در نمی افتم.

فردا شب، صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارن می برندشان برای اعدام. وقتی می‌رفتن،طیب زد به میله سلول من و گفت: محمد آقا! اگه یک روز خمینی رو دیدی، سلام منو بهش برسون و بگو خیلی‌ها شما رو دیدند و خریدند ، ما ندیده شما رو خریدیم.

نیم ساعت بعد، صدای رگبار اومد و معلوم شد که تیربارونشون کردن. طیب، رسم مردانگی رو به جا آورد و عاقبت به خیر شد. هنوز هم حیرون کار طیب هستم.»

محمد آقا هر وقت این قصه را برایم می گفت، به پهنای صورت اشک می ریخت و می گفت: هر وقت یاد آن شب می افتم، قلبم می گیره. خیلی طیب رو اذیت کردن تا از شاه طلب بخشش کنه؛ اما خدا اگر بخواد کسی رو بخره، می خره. اسم طیب و حاج اسماعیل رضایی تا قیامت موندگاره.

بعد از پیروزی انقلاب، محمد آقا با جمعی از مردان انقلابی خدمت امام خمینی رسیدند و با ایشان عکس یادگاری انداختند. وقتی محمد آقا پیام طیب را به امام گفت، امام فرمود: طیب، حُر دیگری بود.

منبع: کوچه نقاش‌ها، خاطرات سید ابوالفضل کاظمی، گفت و گو و تدوین راحله صبوری، ( چاپ اول، تهران: شرکت انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی - دفتر ادبیات و هنر مقاومت ، 1389 )، صفحات 50 تا 52.
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  خبر شهادت سردار سلیمانی چگونه به رهبر انقلاب رسید؟ ADMIN 0 819 ۱۴۰۰-۱۰-۲۰، ۰۷:۲۸ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  آیا مقایسه انقلاب اسلامی با زمان پهلوی درست است؟ ADMIN 0 783 ۱۴۰۰-۱۰-۱۷، ۰۵:۳۴ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
Video فیلم نشست مجازی مصباح انقلاب اسلامی ADMIN 0 584 ۱۴۰۰-۶-۲۲، ۰۹:۰۷ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  چرا مدحی در بین ضد انقلاب لو نرفت؟ ADMIN 1 1,501 ۱۴۰۰-۵-۲۱، ۰۱:۵۲ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  پیام سردار سلامی به رهبر انقلاب درباره فضای مجازی ADMIN 0 1,005 ۱۴۰۰-۱-۱۰، ۰۸:۳۴ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  مصباح انقلاب اسلامی ملکوتی شد ADMIN 1 898 ۱۳۹۹-۱۰-۱۶، ۰۷:۴۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  20 موضع رهبر انقلاب درباره اسرائیل ADMIN 0 992 ۱۳۹۹-۷-۴، ۰۸:۰۹ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  +50 جمله قصار از امام خامنه ای درباره جنگ نرم شهدا و انقلاب ADMIN 5 1,155 ۱۳۹۹-۶-۶، ۰۵:۳۷ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  متن مرامنامه و اساسنامه فراکسیون انقلاب اسلامی ADMIN 1 643 ۱۳۹۹-۵-۲، ۰۴:۵۰ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  سرمایه و درآمد رهبر انقلاب چقدر است؟ ADMIN 0 755 ۱۳۹۹-۳-۳۰، ۰۲:۱۴ عصر
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('11561')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.