مشاوره خانواده رایگان
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده رایگان › حیات طیبه › هنر › کتاب | رمان | ادبیات v
« قبلی 1 2 3 4 5 … 30 بعدی »
› اشعاری برای شهادت حضرت رقیه خاتون

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  [تولید انجمن] امام جمعه و ستاد برگزاری نماز ج... ADMIN ADMIN در شهر
  [تولید انجمن] میدان میوه و تره‌بار؛ یک مطالبه... ADMIN ADMIN در شهر
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
907
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9484
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260
جديدترين کاربران
AlexandraM دیروز
Mehdi_Mohammadi دیروز
PRVWilhelm ۵-۲۷
UNKGarnet ۵-۲۷
Jcicucfufuf ۵-۲۶
09125314583 ۳-۲۳
نیما_صادقی ۳-۱۷
Pepko_Akrapovik ۳-۱۱

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | شاه دزد
Your browser does not support the audio element.

صفحه‌ها (3): 1 2 3 بعدی »
امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشعاری برای شهادت حضرت رقیه خاتون

ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#1
Heart  ۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۴۶ صبح
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#2
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۴۶ صبح
خوش آمدی به خرابه سراغ دختر بابا
نشین به دامنم امشب سر مطهر بابا 
اجازه ده که ببوسم دوباره صورت ماهت
نشد اگر که ببوسم چو عمه حنجر بابا
 نثار مقدم تو جان دختر تو پدر جان
ببین خرابه نشین گشته این کبوتر بابا
از آن زمان که دواندند اسب روی تن تو
خبر به ما نرسیده ز حال پیکر بابا
سر تو بر روی نیزه انیس روز و شبم شد
نگاه حسرت من بر سر معطر بابا
تو می زدی به سر من همیشه شانه پدرجان
اجازه ده بنوازم به دست خود سر بابا
ز گریه های خودم عمه را کلافه نمودم 
مرا ببر ز خرابه به جان خواهر بابا
ز تازیانه ی دشمن کبود گشته تن من
ولی دو دیده ی من خون ز داغ اصغر بابا
سر عمو روی نیزه دو رد خون ز پی او
روان دو چشمه ی خون از سر برادر بابا
به روی نیزه برایم سر تو کرد تلاوت 
به نغمه های حجازی به روی منبر بابا 
مرا نبود تصور که پای نیزه نشینم
به روی نیزه ببینم سر منوّر بابا
پدر سرت به سلامت، بگو وصیت خود را 
جدایی و غم و درد و  کلام آخر بابا
۰۱ مهر ۹۹ ، ۰۶:۱۰
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#3
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۴۷ صبح
خاطرات سفر شام



فصل بی آب و غم بود
موسم ظلم و ستم بود
سرد و خاموش و ملال انگیز بودم
من پریشان حال تر از موسم پائیز بودم 
برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام از غصه ها پر درد می شد
دم به دم طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می زد
در کنار قتلگه همراه عمه
می شنیدم ناله ی جانکاه عمه
پا برهنه می دویدم روی شن های بیابان
زیر شلاق ستم چشمان من بودند گریان
پیکر بابا به روی خاک گرم افتاد خونین
عمه ام شد زار و غمگین
دشت و هامون گریه می کرد
آسمان خون گریه می کرد
شد اسیر موج طوفان، کشتی اسلام و ایمان 
آتش کین شعله ور شد تا بسوزاند گلستان
دست های ساقی لب تشنگان آنجا قلم شد
دیده ها از غصه خون و سینه ها لبریز غم شد
 ظهر عاشورا شد و هنگامه ی جانسوز محشر 
در میان قتلگه سرها جدا می شد ز پیکر
پاره پاره قطعه قطعه یک به یک آیات قران 
رفت سرها روی نیزه تا پدید آرد نیستان
بی خدایان ظلمشان از حد فزون گشت و فراوان
گشت نیلی گونه ها از سیلی آن بی خدایان
کاروان غصه ها راهی سوی شام بلا شد
بر تن آل علی(ع) رخت عزا شد
بر لب اهل حرم هم ناله ی واویلتا شد
هر زمان از ناقه ای افتاد طفلی
تازیانه خورد از دستان رذلی 
ضرب سیلی، روی نیلی سهم اطفال حرم شد
از زمین تا آسمان جولانگه اندوه و غم شد
بسته شد در بند کین طفل یتیم و مرد بیمار
وای بر من برده شد ناموس حیدر(ع) بین انزار
دختر شیر خدا، بزم شراب ای وای ای وای
چسم خونین حسین(ع) در آفتاب ای وای ای وای
قاری قرآن به چوب خیزران آزرده می شد
ترجمان وحی و معنای اذان آزرده می شد
در میان کوچه ها صد طعنه از دشمن شنیدیم
طعم تلخ سیلی و زخم زبان ها را چشیدیم
ناگهان آمد به گوشم نغمه هایی آسمانی 
سوختم از داغ هجران 
از شرار آتش و دردی نهانی
همچو آوای نسیم پر شکسته
زخم غم می ریخت در دلهای خسته
پیش رویم
چهره ی تلخ جدایی از برادر
پشت سر
آشوب عاشورا و آن غوغای محشر
سینه ام
از داغ و درد و غم مکدّر
همره من 
تا قیامت ماجرای نیزه و سر
ماجرای نیزه و سر
۰۱ مهر ۹۹ ، ۰۶:۰۶
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#4
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۴۸ صبح
حل معما



یک بار دگر دلم هوایی شده است
تا اوج فلک رفته خدایی شده است
همراه تمام سینه سوزان جهان
با پای پیاده کربلایی شده است
---
ویرانه شبی بزم عزاداری شد
اطفال یتیم کارشان زاری شد
می خواند رقیه(س) روضه ی بابا را
از چشم فلک چشمه ی خون جاری شد
---
کار من و دل بی سر و بی سامانی است
از موج بلا و غم دلم طوفانی است
من بهر پدر سفره ی دل بگشایم
چون دست تهی و شب شب مهمانی است
---
با درد و غم و بلا مدارا کردند
بزم غم و درد و رنج برپا کردند
اسلام نبی به دستشان احیا شد
آنان همگی کار مسیحا کردند
---
سیمای پدر را چه تماشا می کرد
با راس پدر، رقیه(س) نجوا می کرد
سرّی است نهان در سر خونین پدر
 در نیمه ی شب حل معما می کرد
 
۱۰ مهر ۹۸ ، ۱۱:۱۹
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#5
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۴۹ صبح
شعر شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها



گریه کمتر کن که هنگام سحر خواهد رسید
بعد از این ظلمت تو را قرص قمر خواهد رسید
بعد عاشورا اگر ایام تلخی داشتی
غم مخور ایام چون شهد و شکر خواهد رسید
ای که پاهای تو شد آزرده از خاشاک دشت
بهر پاهایت دوایی مختصر خواهد رسید
عمه می گوید که بابای تو باشد در سفر
گریه کمتر کن که بابا از سفر خواهد رسید
بی خبر هستی اگر از حال بابا غم مخور
هاتفی با کوله باری از خبر خواهد رسید
گریه کمتر کن که بابا می شود مهمان تو
رو به استقبال چون آسیمه سر خواهد رسید
بسکه دارد شوق دیدار تو را بابای تو
جای با پا آمدن با سر پدر خواهد رسید
راس بابای تو را در یک طبق می آورند
چون سری ارزنده تر از صد گهر خواهد رسید
بوده آن سر بر سر نی گر نشان سنگها
در طبق ایمن ز هر خوف و خطر خواهد رسید
چون که سیلی خورده ای در پیش چشمش بارها
اشک او را پاک کن، با چشم تر خواهد رسید
گاه بوده در تنور و گاه هم در طشت زر
خورده چوب خیزران در طشت زر خواهد رسید
راس بابا را نوازش کن در این ساعات شب
صبح نزدیک است و هنگام ظفر خواهد رسید
۰۹ مهر ۹۸ ، ۱۰:۱۹
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#6
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۴۹ صبح
عزادار رقیه سلام الله علیها



جبریل نشسته سر بازار رقیه(س)
عیسای نبی هست خریدار رقیه(س)
پوشیده به تن رخت عزا حضرت موسی(ع)
با نوح نبی هر دو عزادار رقیه(س)
ایوب ز کف داده شکیبایی خود را
زد دست عزا بر سر و شد زار رقیه(س)
در عرش الهی به دو صد شوق ملائک
 پروانه صفت بر خط پرگار رقیه(س)
چون شوق ملاقات رقیه(س) به سرش بود
   با سر پدرش آمده دیدار رقیه(س)
عباس(ع) که افتاده دو دستش به روی خاک
سر بر سر نی گشته علمدار رقیه(س)
جان داد که آئین خدا زنده بماند
آئین خداوند بدهکار رقیه(س)
از عطر خوشش عالم هستی شده گلبو
فردوس گل گلشن و گلزار رقیه(س)
از نور وجودش شده روشن همه عالم
خورشید شعاع مه رخسار رقیه(س)
با این همه فضل و کرم و لطف و عنایت
هستند گروهی پی انکار رقیه(س)
«با آل علی(ع) هر که در افتاد ور افتاد»
بنگر که خدا هست نگهدار رقیه(س)
۰۷ مهر ۹۸ ، ۱۲:۴۶
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#7
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۵۰ صبح
دختر بابا




مثلا زخم تنت گشته مداوا بابا
نیست عریان بدنت خفته به صحرا بابا
و علی اصغر(ع)ما خفته به گهواره خود
مثلا بسته نشد آب روی ما بابا
مثلا عمه کشد دست نوازش به سرم
و نیازرده مرا سیلی اعدا بابا
آب آورده عموجان مثلا در خیمه
خیمه ی ما مثلا بر لب دریا بابا
مثلا صورت من نیست ز سیلی نیلی
چشم عمو مثلا روشن و بینا بابا
چون که همبازی ام امشب شده عموجانم
ماه را من بنشینم به تماشا بابا
بغلم کرده عمویم مثلا بابا جان
و اجابت کندم هرچه تمنا بابا
مثلا من به روی زانوی تو بنشستم
می زنی تو مثلا شانه به موها بابا
مثلا احمد مختار(ص) تویی بابا جان
و منم فاطمه ی ام ابیها(س) بابا
قول دادی که مرا تو به سیاحت ببری
یا که امشب مثلا یا که به فردا بابا
قصه گوید مثلا عمه برایم امشب
قصه باغ جنان، شاخه طوبی بابا
گاه از مسجد و محراب برایم گوید
گاه هم  از فدک حضرت زهرا(س) بابا
ولی افسوس که این ها همگی رویا بود
هست بر زانوی من راس تو حالا بابا
خیز تا هر دو سوی جنت رضوان برویم
شام غم ، وقت سحر، دختر بابا بابا
۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۷
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#8
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۵۰ صبح
مظهر خرابه ی شام



منم شهیده همان دختر خرابه ی شام
که پر شد ازغم من دفتر خرابه ی شام
به ظهر حادثه جانم رسیده بود به لب
گرفت جان مرا خنجر خرابه ی شام
اگر چه گلشن مارا زده عدو آتش
منم یگانه گل پرپر خرابه ی شام
 شب شهادت من کربلا ی دیگر بود
شب شهادت من محشر خرابه ی شام  
هزار زخم زبان از عدو رسیده به ما   
کجاست مرهم  زخم تر خرابه ی شام
خرابه گشته خراب از پی شهادت من
منم رقیه(س) همان لنگر خرابه ی شام
شکست خورد عدوی ستمگر از مرگم
چه سنگری است مرا سنگر خرابه ی شام
ز ضرب سیلی دشمن دو گونه ام نیلی است 
سه ساله ای که شده مادر خرابه ی شام
به روی زانوی خود تا سر پدر دیدم
شدم شهیده، همان مظهر خرابه ی شام

۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۰:۰۰
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#9
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۵۱ صبح
خرابه شام



دلم گرفته از این گوشه ی خرابه ی شام
که می رسد همه دم بوی درد و غم به مشام
اگر چه تا به سحر من اسیر درد و غمم
بگویدم به دم  صبح باز غصه سلام
به پیش چشم من خسته، بارها خورده
به صورت پدرم سنگ کینه از روی بام
ز روی ناقه فتادم به روی خاک زمین
که دیده است سه ساله ولی فتاده به دام ؟
به راه شام  کتک خورده ام  من از دشمن
هزار طعنه شنیدم میان کوچه مدام
خواصشان سر بابا ز تن جدا کردند
زدند سنگ به سرها ز پشت بام عوام
حریم آل علی(ع) را شکسته اند اینجا
شنیده اند بسی آل مصطفی(ص) دشنام
عزیز فاطمه(س) در خاک و خون شده غلطان
سقیفه تازه شد و غصب گشته حق امام
به گونه های پدر چون که خیزران می خورد
رسید جان به لب و عمر نیز گشت تمام
۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۳
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,077
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#10
۱۴۰۰-۶-۲۰، ۰۷:۵۲ صبح
آبی که ریخت ...


ای آن که با وفاتر از تو به عالم کسی ندید
آبی که ریخت خون شد و از دیده ات چکید
ای غوطه ور به خون شده در نزد نهر آب
طفلی سه ساله منتظر توست، پر امید
وقتی که دید راس عمو را به روی نی
از غصه گشت زلف سیاهش ز غم سپید
ای بهترین عموی جهان در عزای تو
طفلی سه ساله پیر شد و قامتش خمید
خشکید بعد تو گل لبخند روی لب
جز رنج و درد و غصه و ماتم کسی ندید
آن بی پناه دخت سه ساله برهنه پا
از ترس روی خار بیابان غم دوید 
در یک شب سیاه میان خرابه ای
ما را دچار داغ خودش کرد و آرمید
۱۶ مهر ۹۶ ، ۱۲:۵۹
علی اسماعیلی وردنجانی
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »
صفحه‌ها (3): 1 2 3 بعدی »


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  یاس کبود شعری در وصف حضرت زهرا سلام الله علیها ADMIN 0 653 ۱۴۰۰-۱۱-۷، ۰۸:۱۲ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  شعری زیبا در عزای حضرت معصومه سلام الله ADMIN 0 965 ۱۴۰۰-۸-۲۸، ۰۷:۵۵ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  اسرار شعری که ویکتور هوگو برای پیامبر سرود ADMIN 0 876 ۱۴۰۰-۷-۱۵، ۰۷:۵۲ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  شعر برای اجرای یادواره شهدا ADMIN 11 5,450 ۱۴۰۰-۷-۲، ۰۴:۲۲ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  اشعاری برای ابراز علاقه به دوست ADMIN 15 3,284 ۱۴۰۰-۶-۵، ۰۷:۴۵ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  ماجرای غذا بردن گربه برای ... ADMIN 0 828 ۱۴۰۰-۶-۵، ۰۷:۰۱ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  متون کوتاه با موضوع شهادت امام حسین ADMIN 8 1,056 ۱۴۰۰-۵-۲۳، ۰۵:۴۱ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  اشعار زیبای وفات حضرت عبدالعظیم ADMIN 3 1,305 ۱۴۰۰-۳-۵، ۰۶:۴۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  متن های عاشقانه برای عکس نوشته و وضعیت ADMIN 1 921 ۱۴۰۰-۲-۷، ۰۱:۲۶ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  دلنوشته و مقدمه برای تبریک سال نو و نوروز ADMIN 14 2,667 ۱۴۰۰-۱-۲۶، ۰۱:۲۴ عصر
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('13083')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.