مشاوره خانواده آنلاین رایگان عطاملک
  • شبکه اجتماعی ویترین
  • مشاوره خانواده
  • معجون عشق
  • جایزه بگیرید
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
    یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
  • ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
یا توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی وارد شود
توسط حساب کاربریتان در شبکه های اجتماعی متصل شوید

مشاوره خانواده آنلاین رایگان عطاملک › فجازی › قرارگاه فرهنگی افسران آتش به اختیار › ایده، خلاقیت و تجربیات فرهنگی v
1 2 3 4 5 … 12 بعدی »
› تجربیات مربیان صالحین و معلمان

آخرین مطالب ارسالی
آمار انجمن
آخرين ارسال ها
موضوع نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  دعا برای ظهور حضرت مهدی ( عج ) هادی ADMIN مهدویت و آخرالزمان
  صبح غریب | دل نوشته هایم ADMIN ADMIN مجازیست
  ستاد سایبری آیت الله رئیسی ADMIN ADMIN گفتگوی ایرانیان
  راه کارهای مطرح شدن نام جوین در ایران ADMIN ADMIN معرفی شهرستان جوین
  همراه این چنينی هست؟ ? حفصه ADMIN بانوی ایرانی
  [ مشاوره فردی] ] چطوری زندگیمو حفظ کنم جدا ... Rose محمدی پور مشاوره خانواده و ازدواج
  لیست لوازم مورد نیاز برای اتاق خواب عروس و دا... zizi_mg سایت_سوربان بانوی ایرانی
برترین امتیاز گیرندگان
906
226
195
189
175
163
128
126
برترين ارسال کنندگان
ADMIN 9482
رمان 1571
kabootar 1216
مشاورانه 751
~~sara~~ 563
narges 414
sarah 274
ngeekgirl 260

افشای تله جمعیت! | ویترین | طراحی و دوخت لباس | شاه دزد
Your browser does not support the audio element.

صفحه‌ها (9): « قبلی 1 … 3 4 5 6 7 … 9 بعدی »
پرش به صفحه 
امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تجربیات مربیان صالحین و معلمان

شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#41
۱۳۹۸-۷-۲۹، ۱۲:۳۰ عصر
گاهی اوقات بعضی از متربی ها، شلوغ کردنشان به این دلیل است که مورد توجه باشند. انرژی زیادی هم دارند برای اینکه به این هدف برسند، ولی چون مربی در حلقه باید به همه یکسان توجه کند به این حد توجه قانع نیستند.
یکی از بهترین کارهایی که یک مربی در این شرایط باید انجام دهد این است که: متربی مورد نظر را به صورت خصوصی کنار بکشد و انتظارات بالای خود را به او بفهماند. مربی باید قبل از این کار به خوبی استعداد های متربی را کشف کرده و در هنگام صحبت به او بگوید؛ راه بروز استعدادش را نشانش دهد و زمینه شکوفایی استعدادش را نیز در حلقه فراهم کند تا متربی از این موردِ توجه قرار گرفتن، کمال استفاده را در راستای پیشرفت خود ببرد.
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#42
۱۳۹۸-۷-۲۹، ۱۲:۳۰ عصر
سلام
یه تجربه حقیر اینه که وقتی میخوایم به بچه ها انتقاد کنیم، مستقیم بهشون نگیم اشکال رو.
انتقاد رو با تعریف کردن از کار های خوبشون و تشویق به ادامه کارا وسطای تعریف کردن به عنوان پیشنهاد مطرح کنیم.
تا انتقاد به عنوان یک پیشنهاد خوب برای پیشرفت تلقی بشه و محرک ادامه راه بشه.
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#43
۱۳۹۸-۷-۲۹، ۱۲:۳۱ عصر
تجربه ایی که کسب کردم از مربی گری
اینه که:
? هیچ موقع اردو هارو برای متربی ها کم رنگ نکنید، طوری نباشه که دیگه بچه ها از اردو ها حساب نبرند.
? فعالیت فرهنگی رو تو اردوها زیاد کنیم.
? تفریح هم چاشنی اردو های زیارتی 
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#44
۱۳۹۸-۷-۲۹، ۱۲:۳۱ عصر
سلام علیکم
بچه ها به بازی و بویژه به فوتبال خیلی علاقه دارن...
و این فرصت خوبیه برای مربیان پرورشی.
اما سهم مربی پرورشی تو این قضیه چیه؟! :
مربی میگه: فقط کسانی می تونن تو مسابقات شرکت کنن که مثلا آیت الکرسی رو حفظ بشن.
در این صورت دانش آموزان به شوق بازی، بسیار زیبا و دقیق موضوع مورد نظر رو فرا می گیرن...
تا کنون دانش آموزان بسیار گل من، از پایه آمادگی تا ششم توانستند با این شیوه؛ آیت الکرسی، دعای سلامتی مولا، دعای فرج، سلام زیارت عاشورا، دعای سفره، دعای مطالعه و و ...  را یاد بگیرین...
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#45
۱۳۹۸-۷-۲۹، ۱۲:۳۲ عصر
سلام
گاهی اوقات هنگام مشاوره به بعضی از اولیای دانش آموزان راهکارهایی می دهیم که پاسخ آنها شگفت آور است؛
به یک نمونه توجه کنید:
مشاور: به نظر من فرزند شما در سنی نیست که شما بتوانید با خیال راحت برایش گوشی موبایل یا اینترنت پر سرعت تهیه کنید؛ بهتر است قبل از خرید این وسایل کمی فکر کنید...
والدین: اما هرچه تلاش می کنم و فرزندم را قانع می کنم به محض آنکه از خانه بیرون می رود و دوستانش را می بیند که آن وسایل را دارند؛ یا ناراحت می شود و غصه می خورد یا جنجال به پا می کند که همه دارند جز من!! حتی گاهی ممکن است به والدین یا مربی برچسب بدبینی و بدگمانی بزنند...
اما راهکار چیست؟

چه کنیم که فرزندمان با دیدن امکانات دوستانش و یا حتی دیدن برخی ویژگی های اخلاقی خانواده های آنان از ما دلگیر نشود و حس سرخوردگی پیدا نکند؟
من میخواهم سوال شما را با یه اتفاق جالب پاسخ بدهم:
همه ما تا به حال "  کل کل " بچه ها سر تیم مورد علاقه شان با همدیگر را دیده ایم؟ مگه نه؟! حتی اگر در یک جمع 50 نفره هم تنها فرزند ما استقلالی یا پرسپولیسی باشد با این حال کم نمی آورد و از خودش و افکارش دفاع می کند؟
تا به حال دقت کرده اید؟!!! بعید می دانم کسی باشد که این صحنه را ندیده باشد؟ اما مطلب در این است که چرا فرزندم آن لحظه احساس شکست نمی کند؟ چرا آن لحظه سر خورده نمی شود؟ چرا با تمام وجود از آرمان ها و افکارش دفاع می کند؟
پاسخ ها روشن است:
۱. با دیدن بازی ها، تکنیک ها و تصمیمات مربی تیم، قانع شده است که این تیم برترین تیم است، پس من با نشان دادن و به تصویر کشیدن آینده افکار خانوادگیمان و دلایل منطقی برای تصمیماتی که گرفته ام او را قانع کنم که تصمیمات خانواده و افکارمان مثبت است؛ فقط در این صورت است که او از این افکار تمام قد دفاع می کند...
۲. بازیکنِ فوتبالِ وسطِ زمین برای نوجوانم دست تکان می دهد، مخصوصاً وقتی گل می زند رو به دوربین خوشحالیش را ابراز می کند، پس من هم دقیقاً وقتی موفقیت فرزندم را می بینم برایش دست تکان دهم، خوشحالش کنم تا او نسبت به خانواده و افکار حاکم بر آن حس مغرورانه ای پیدا کند... اخم کردن و گفتن جملاتی مانند: "همینی که هست..." باعث می شود بچه ها تصمیم شما را قبول کنند اما دوستش نداشته باشند؛
۳. همیشه هنگام شکست، مربیِ تیم بهانه ای را برای بازی بدِ تیمش پیش می آورد: دلایلی مانند: داوری بد، زمین نامناسب و مطالبی از این دست...  ماهم برای اشتباه فرزندمان (تا حد امکان) بهانه ای بیاوریم و با اولین اشتباه، ایرادات شخصیتی به او وارد نکنیم : مثلا بهتر است بگوییم: "خوب من میدونم به خاطره اینکه دوستت رو خراب نکنی ناچار شدی این عمل رو انجام بدهی ولی بهتر بود بیشتر بهش فکر کنی"؛ نه اینکه مستقیما به او بگوییم تو فرد نادانی هستی که یک بارم کار درست انجام نمیدی... اینطوری فرزند هم می فهمد که اگه بدون فکر، عملی را انجام بدهد "احتمالا" خراب می شود نه اینکه به طور کلی حس کند آدم نادانی است...
پس برای آنکه فرزندمان کم نیاورد او را قانع کنیم ، آینده را نشانش دهیم و برای هر اشتباهش راهی برای گذشت بگذاریم...
باز تأکید می کنم شما می توانید به نحوی او را قانع کنید (البته نه فقط با حرف، با ارائه تجربیات، آوردن مثال ها و ...) که در جمع دقیقاً مانند تیمِ موردِ علاقه اش از افکار خانوادگی اش دفاع کند و روی آن تعصب داشته باشد... 
یه لحظه فکر کنید؛ اینطوری کار شما راحت تر نیست؟!
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#46
۱۳۹۸-۷-۲۹، ۱۲:۳۴ عصر
معلمی داشتیم که سر کلاس تمرین جالبی به ما می‌داد. می‌گفت روبروی کلاس بایستیم و سعی کنیم ریتم و ملودی یکی از آهنگ‌هایی را که بسیار دوست داریم برای بچه‌ها اجرا کنیم. حق نداشتیم کلمه‌ای بر زبان بیاوریم و تنها باید با “آم و اوم و دیدیم و دودوم” می‌کوشیدیم که به بقیه‌ی بچه‌ها بگوییم که چه آهنگی مد نظر ماست. با وجودی که تعداد آهنگ‌ها در آن سالها خیلی کم بود (بیست و دو بهمن، خمینی ای امام، پای به هر طرف بنه بهار را صدا بزن، ای مجاهد شهید مطهر، گل می‌روید به باغ گل می‌روید و چند مورد سرود دیگر)، معمولاً‌ در انتقال پیام خود به هم کلاسی‌ها موفق نبودیم. چقدر عصبی می‌شدیم وقتی که موسیقی با جزییات در ذهنمان نواخته می‌شد اما بر زبانمان جاری نمی‌شد و برایمان عجیب بود که چرا هم‌کلاسی‌ها، با وجود وضوح آهنگ و موسیقی، نمی‌توانند نام آن را حدس بزنند.

معلم مان، هر وقت که در این کار شکست می‌خوردیم، پیروزمندانه می‌ایستاد و توضیح می‌داد که: بچه‌ها. همه‌ی زندگی همین است. آن چیزی که در ذهن شما شفاف و واضح است و به نظر خودتان به صورت مشخص و واضح بیان می‌کنید، برای طرف مقابل‌تان به سادگی قابل درک نیست. بعدها در خانه و زندگی، بارها و بارها این بازی تلخ را تجربه خواهید کرد.
بعدها که بیشتر مطالعه کردم، فهمیدم که این دغدغه‌ی معلم مدرسه، پدیده‌ای است که در حوزه ارتباطات و خطاهای شناختی ذهن، به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته و به عنوان Curse of knowledge یا «شومی دانستن» شناخته می‌شود.
اگر در نگارش، توانمند باشید و بخواهید اصول و مبانی نگارش را، به کسی که به زیبایی شما نمی‌نویسد منتقل کنید،
اگر درد جدایی را تحمل کرده باشید و بخواهید عمق آن را برای دوست خود توصیف کنید،
اگر لذت موفقیت را تجربه کرده باشید و بخواهید برای کسی که جوان تر از شماست، از طعم و رنگ و بوی آن بگویید و او را برانگیزید،
اگر شکست و “از دست دادن” برایتان معناهای جدیدی در زندگی خلق کرده باشد و بخواهید آن معناها را به کسی که “نعمت از دست دادن” را تجربه نکرده است بیان کنید،
اگر بخواهید حرفی را که سالها در موردش خوانده‌اید یا فکر کرده‌اید، برای من که در آن مورد کمتر فکر یا مطالعه کرده‌ام، توضیح دهید،
احتمالاً این پدیده را به خوبی درک خواهید کرد.
یادم می‌آید که یک بار در مدرسه، با بچه‌ها هماهنگ کردم که می‌خواهم بوی گل سوسن و یاسمن آمد را انتخاب کنم و وقتی پای تخته رفتم، با زدن دو قاشق به هم، آهنگ ابتدای آن را (که یک تق – تتق ساده بود و فکر می‌کنم در اصل هم توسط قاشق نواخته شده بود!) شبیه سازی کردم. بچه‌ها کمی ژست متفکرانه گرفتند و گفتند: اجازه!‍ این آهنگ بوی گل سوسن و یاسمن آمد نیست؟
چهره‌‌ی من و بچه‌ها از لبخند رضایت پر شد. دیگر معلم نمی‌توانست درس هفته‌های گذشته‌ی خود را دوباره تکرار کند و درباره‌ی مهم‌ترین مشکل زندگی آینده‌ی ما صحبت کند.
معلم مدرسه – که آقای مهربانی نام داشت و واقعاً هم مهربان بود – گفت:
شعبانعلی! یک نکته را به خاطر داشته باش. تو موسیقی ذهن خودت را به آنها منتقل نکردی. تو یک موسیقی را که خود آنها شنیده بودند به آنها یادآوری کردی. مهم‌ترین مشکل زندگی آینده شما وقتی است که می‌خواهید موسیقی‌های ذهن خود را برای یکدیگر تعریف کنید، اما طرف مقابل‌تان، موسیقی‌ مورد نظر شما را نشنیده است و موسیقی‌های دیگری را در ذهن دارد!
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#47
۱۳۹۸-۸-۲، ۰۳:۳۳ عصر
کته ای حیاتی برای مربیان عزیزی که تازه وارد کار میشوند:
هنگام ارتباط اولیه با متربی ها مطمئناً کارها و حرفهای ناشایست زیادی از آن ها میبینید و میشنوید... که اگر تصمیم داشته باشید به همه آنها واکنش نشان دهید، رابطه شما پایداری خود را از دست میدهد.
رابطه اولیه که در آن متربی سعی دارد تا هرچه بیشتر از شخصیت مجهول مربی متوجه شود بسیار مهم است، چون هر کار شما یک گام در معرفی خودتان به متربی است. که اگر شما را فردی قلمداد کنند که به علایق و سلیقه رفتاری و حرف های آنها ارزش غائل نیستید و همیشه تو ذوق آنها میزنید، کار مشکل میشود.
اصولاً متربی ها تشویق پذیر و تنبیه گریز هستند.
در زمان اولیه رابطه، بهترین سبک رفتاری برای عدم بروز این مشکل این است که: شما در مواجهه با رفتار های غلط، سرد یا تقریباً بی تفاوت (نه کاملاً) و در مواجهه با رفتار های خوب، بسیار گرم، انگار که اصلاً تاکنون‌ رفتار سردی با آن نداشته اید، داشته باشید.
یک نکته:
شاید بابعضی از متربی هایی مواجه شوید که به دلایلی رفتار های غلط آنها بسیار زیاد است.
در این هنگام شما باید بر کوچکترین کارهای آنها تمرکز کنید و‌ زود تشویق کنید...
حتی بعضی‌ اوقات برای رفتار های خوب آنها جایزه ای هم تدارک ببینید.
نکته فنی راهبردی در این بحث:
چون آشنایی اولیه است و متربی قصد دارد به شما نزدیک شود و راهِ نزدیک کردنِ خودش به شما را، در خشنود کردن شما میبیند، پس تمرکز در کارهایی میکند که موجب خشنودی شماست. و کارهای خلاف این امر رفته رفته به حاشیه میرود و از او سلب میشود...
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#48
۱۳۹۸-۸-۲، ۰۳:۳۴ عصر
در یکی از جلسات آموزشی بودیم.
یک روحانی از اهواز با 27 سال سابقه کار و فعالیت فرهنگی با یک کارنامه درخشان در آن جلسه صحبت می کرد و تجربیات خود را -که واقعا ارزشمند بود- بیان می نمود.
یکی از دوستان که آشنایی مختصری با ایشان داشت پرسید: عصاره ی 27 سال کار فرهنگی و تربیتی چیست؟
او گفت: شما که 7 سال است کار می کنید چه نظری دارید؟
پاسخ داد: صبر!!! خدا اصلاً عجله ندارد.
و ایشان پاسخ داد: دقیقاً همین طور است.
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
شادی آفلاین
عضو جدید
*
امتیاز: 272
تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۸
محل سکونت: تهران
اعتبار: 0
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
#49
۱۳۹۸-۸-۲، ۰۳:۳۵ عصر
گاهی اوقات بعضی از متربی ها، شلوغ کردنشان به این دلیل است که مورد توجه باشند. انرژی زیادی هم دارند برای اینکه به این هدف برسند، ولی چون مربی در حلقه باید به همه یکسان توجه کند به این حد توجه قانع نیستند.
یکی از بهترین کارهایی که یک مربی در این شرایط باید انجام دهد این است که: متربی مورد نظر را به صورت خصوصی کنار بکشد و انتظارات بالای خود را به او بفهماند. مربی باید قبل از این کار به خوبی استعداد های متربی را کشف کرده و در هنگام صحبت به او بگوید؛ راه بروز استعدادش را نشانش دهد و زمینه شکوفایی استعدادش را نیز در حلقه فراهم کند تا متربی از این موردِ توجه قرار گرفتن، کمال استفاده را در راستای پیشرفت خود ببرد.
پاسخ
ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
ADMIN آفلاین
بنیانگذار قرارگاه سایبری
********
امتیاز: 26,073
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
محل سکونت: شهرستان جوین
اعتبار: 254
میزان اخطار: 0%
سپاس ها 246
سپاس شده 467 بار در 374 ارسال
#50
۱۳۹۸-۸-۸، ۰۵:۱۲ عصر
هشدار به مبلّغانقبل از انقلاب در سفرى که به کرمان داشتم وارد دبیرستانى شدم.بچه ها در حال بازى بودند و رئیس دبیرستان زنگ را به صدا در آوردو ورزش را تعطیل و بچه ها را براى سخنرانى من جمع کرد.من هم گفتم : بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اسلام طرفدار ورزش است والسلام. این بود سخنرانى من، بروید سراغ ورزش .رئیس دبیرستان گفت : آقاى قرائتى شما مرا خراب کردى! گفتم : تو خواستى مرا خراب کنىو بچه ها را از بازى شیرین جدا کنى وپاى سخن من بیاورى.آنان تا قیامت نگاهشان به هر آخوندى مى خورد مى گفتند: اینها ضد ورزش ‍ هستند.و با این حرکت از آخوند یک قیافه ضد ورزش درست مى کردى .
بچه ها دور من جمع شدند و گفتند: عجب آقاى خوبى.

پرسیدند شبها کجا سخنرانى دارید.

من هم آدرس مسجدى که در آن برنامه داشتم را به بچه ها دادم.

شب دیدم مسجد پر از جوان شد.

(از خاطرات حاج آقا قرائتی)
پاسخ
وب سایت ارسال‌ها اعتباردهی
پاسخ اخطار
 سپاس شده توسط
« قدیمی‌تر | جدیدتر »
صفحه‌ها (9): « قبلی 1 … 3 4 5 6 7 … 9 بعدی »
پرش به صفحه 


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
atamalek [تولید انجمن] تجربیات موکب داران اربعین ADMIN 6 3,692 ۱۳۹۹-۷-۲۰، ۰۶:۴۸ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  تجربیات اردوهای راهیان نور ADMIN 14 2,119 ۱۳۹۹-۶-۴، ۱۱:۳۸ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  چند توصیه به مربیان ADMIN 0 666 ۱۳۹۹-۵-۹، ۰۱:۴۹ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  راهنمای مربیان مقطع راهنمایی ADMIN 0 1,072 ۱۳۹۸-۱۲-۱۴، ۰۶:۳۲ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  - لزوم مستندسازی تجربیات فعالان اجتماعی ADMIN 0 1,061 ۱۳۹۸-۹-۱۱، ۰۳:۲۶ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  درباره روز کتاب | واکاوی تجربیات موفق دنیا در ارتقای فرهنگ کتابخوانی ADMIN 0 869 ۱۳۹۸-۹-۱۱، ۰۳:۲۲ صبح
آخرین ارسال: ADMIN
  تجربیات اردوهای جهادی ADMIN 12 3,512 ۱۳۹۸-۸-۱۰، ۰۷:۴۲ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
  تجربیات کاروان اربعین دانشجویی ADMIN 0 873 ۱۳۹۸-۸-۱۰، ۰۵:۲۰ عصر
آخرین ارسال: ADMIN
atamalek [تولید انجمن] تجربیات من از پخش کلیپ در مسجد ADMIN 0 1,400 ۱۳۹۸-۴-۳۱، ۰۴:۴۴ عصر
آخرین ارسال: ADMIN

  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
  • امتیازات کاربران
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه و طراحی مجدد توسط ParsanIT.ir

برو بالا
حالت خطی
حالت موضوعی

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'atamalek_mybb.mybb_atathreadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_atathreadviews (tid) VALUES('10261')

If you're a visitor of this website, please wait a few minutes and try again. If this problem persists, please contact the site owner.

If you are the site owner, please check the MyBB Documentation for help resolving common issues, or get technical help on the MyBB Community Forums.